دعوای دث استروک و کت ومن سر رابین

یکشنبه 20 فروردین 1396 10:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? کمیک ? طنز ?
ترجمه 

کت ومن:بکش کنار شکن قهوه ای 
من اول اونو دیدم 

رابین: خدا کنه نمیرم 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 10:36 ب.ظ

im back :|

پنجشنبه 17 فروردین 1396 07:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: -|NightStar|-
موضوع: عکس ? طنز ?

فکر کنم یه صد سالی بود پست نذاشته بودم :|
بیخی باو :|
بنظر :|
چند بخشه ؟ :|
سه بخشه :|
بِ نَ ظَر :|
پس بنظر :|



دیدگاه : نظرات
برچسب ها: تیم دریک ? جیسون تاد ? بروس وین ? استفانی براون ? دیمین وین ? بت فامیلی ?
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 فروردین 1396 07:46 ب.ظ

شوخی با تیتان ها نوجوان- رقص کریسمسی|:

شنبه 12 فروردین 1396 09:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: کلیپ ? طنز ?
همین الان همین جوری گفتم پست بذارم|:

[http://www.aparat.com/v/79PNs]

خیلی قشنگ بود اصلا/:
دلتون هم بخواد|:
نظر ندی میام....میام...اممم...به ماهیتابه میزنم تو دهنت|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 12 فروردین 1396 10:04 ب.ظ

جیسون و دیک|:

چهارشنبه 9 فروردین 1396 12:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
من سخنی ندارم خودتون ببنید|:


داره....داره....ناخن های دیک رو لاک میزنه؟|:
لاک ناخن آبی؟|:
دیک داره حال میکنه؟|:
اینجا کجاست اصلا؟|:
چه دقت هم داره میزنه|:
خدایا ما به سوی تو بر میگردیم|:
چی؟....همین الان از پشت صحنه میگم یه عکس دیگه منتشر شد|:
بریم عکسو ببینیم||:


خدایا/:
من چی بگم؟|:
خدایا میدانم همه ما به سوی تو بازمیگردیم میشه زود تر باز گردیم؟|:
من دیگه سخنی ندارم|:
نظر ندی میام  میکشمت|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 فروردین 1396 12:25 ب.ظ

شوخی با تیتان ها نوجوان

دوشنبه 7 فروردین 1396 09:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: کلیپ ? طنز ?
فقط یک شوخیست|:
پس جنبه داشته باشید|:

[http://www.aparat.com/v/stkgN]

حال نظر دهید تا بازم از اینا بذارم|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 فروردین 1396 09:03 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( آشتی )

شنبه 28 اسفند 1395 11:48 ق.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: عکس ? طنز ? داستان ?
سوپر من : به به ، سلام غنچه های باغه زندگی ، غمتونو نبینم حالتون چطوره ؟
رابین : سلام عمو خدارو شکر حالمون خوبه .
سوپر من : حاله استارفایره عمو چی خوبه ؟
استارفایر : خوبم ممنون بهم گفتن فردا مرخص میشم .
سایبورگ : آره حالش خوبه راستش اصا تیرک تو چشمش نریخته بود الکی شلوغش کرده بود .
سوپر من : خوب پس اگه حالش خوبه گوگولیای عمو بیاین تو .
اینو که گفت ریونو بیست بوی اومدن تو .
ریون آروم به بیست بوی : سرتو بنداز پایین !
رابین : شما دو تا اینجا چیکار می کنین !
سوپر من : دعواشون نکن عمو راستش از کاری که کردن پشیمونن منم برا وساطت گفتن بیام .
رابین : اگه زبونم لال زبونم لال گوشه شیطون کر زبونم لال......
سایبورگ : اههه حرفتو بزن .
رابین : اگه ی اتفاقی میوفتاد چی !
سوپر من : بزار ی خاطره برات بگم تا قشنگ برات جا بیوفته ، من ی بار با بتمن به قصده کشت درگیر شدم.....
سایبورگ : همون دفه ای که کاندید تمشکه طلایی شد ؟
سوپر من : نه بابا ی دفه دیگه بود ، خلاصه ما سه روزه تمام همدیگه رو می زدیم بعد آخرش می دونی چی شد ؟
سایبورگ : بتمن مرد بعد دوباره زنده شد ؟
سوپر من : نه بابا گفتم ببخشید که مدادتو شکستم بعد اونم گفت خواهش می کنم بعدم به بدبختی از رو زمین پا شد گفت هه هه هه اصلانم درد نداشت ، حالا شما هم بزرگواری کن مثه بابات دیگه عمو .
سایبورگ : ینی بخاطره ی مداد !؟
سوپر من : اون مداد یادگاره نن جون خدا بیامرزش بود .
رابین : بابام رو اون مداد خیلی حساس بود .
سوپر من : حالا آشتی ؟
رابین : باید استارفایرم ببخششون .
استارفایر : من که حتما می بخشم .
سوپر من : آشتی آشتی آشتی با هم بریم تو کشتی .
ریون : واقعا ممنونم عمو لطف کردین .
سوپر من : انجام وظیفه بود عمو جون .
رابین : اما پوله بیمارستانو باید خودت بدیا .
ریون : باشه بیست بوی برو حساب کن .
بیست بوی : چرا من ؟
ریون : چون من پولام تموم شده .
بیست بوی منم هیچی ندارم ، تو الان حساب بکن ما بعد بهت میدیم رابین .
رابین : خوب ما هم راستش پول نداشتیم منتظره شما بودیم .
سایبورگ : نگران نباشین الان عموی مهربونمون بهمون پول قرض میده مگه نه ؟
سوپر من : خوب من همه ی پوله این ماهمو برای استارفایر کمپوت خریدم چون فک می کردم وضعیتش خیلی بده .
رابین : حالا چیکار کنیم .
سوپر من : اینکه کاری نداره عمو هممون میریم هر طور شده پول جور می کنیم .
پس همگی راه افتادن تا برن برای ترخیصه استارفایر پول جور کنن و..............
نظر بدید




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 اسفند 1395 12:24 ب.ظ

بتمن و شله مشهدی !!!!!!!!! . قسمت ششم

جمعه 27 اسفند 1395 12:39 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SuperMan
موضوع: طنز ? داستان ?
پروردگارا به امید تو 
امروز قسمت جدید داستان رو می زارم . 
نظر فراموش نشه .
----------------------------------------------------------------------------------------------------
ماجرا به اون جا رسید که رابین تصمیم گرفت به بقیه ثابت کنه که از بتمن نمی ترسه ولی بهش احترام می زاره . به همین دلیلم راه افتاد به سمت غار بتمن و از طرف دیگه بتمنم توی جاده مونده بود . خوب بریم ادامه داستان. 
بیست بوی : بچه ها فکر می کنین رابین واقعا بره چشم تو چشم بتمن وایسته بگه من این مدل آهنگ دوست دارم . 
ریون : من فکر نمی کنم اصن بره غار بتمن . حتما می ره یه کم چرخ الکی می زنه توی خیابون بعدم می یاد می گه رفتم پیش بتمن . 
سایبورگ : اه . لعنتی . چرا انقدر سرعت دانلود کمه . زود باش . زود باش مرد تو می تونی . بورو جلو دیگه . خواهش می کنم . 
ریون : ما در چه خیالیم و فلک در چه خیال . 
استارفایر : رابین اصلانم دروغ نمی گه . 
ریون : حاضرم ثابتش کنم . بیا بریم غار بتمن . اگر رابین اون جا بود من به همه بستنی می دم اگرم نبود تو دیگه بی خود از رابین دفاع نمی کنی . 
استارفایر : قبوله . 
بیست بوی : خدا کنه رابین اون جا باشه . خدایا یعنی می شه باشه . 
ریون با اخم به بیست بوی نگاه کرد. 
بیست بوی : چیه ؟ خوب من بستنی دوست دارم . 
استارفایر : ریون چرا واستادی ؟ بریم دیگه . 
ریون : آقای سایبورگ . تشریف نمی یارین ؟ 
سایبورگ : نه . 
بنابر این ریون و استار و بیست بوی . رفتن سمت غار بتمن . وقتی رسیدن اون جا رابینو دیدن که داره با لبخند از در می یاد بیرون . 
استارفایر : رابیییییییییییییین . می دونستم دروغ نمی گی . 
ریون : تند نرو استار . بگو ببینم تو با بتمن حرف زدی ؟ راست بگو 
رابین : آره . بهش گفتم آخه پدر من هر کسی یه سلیقه ای داره . نمی شه که هر کسی سنتی گوش کنه . بتمنم که دید حرفم منطقیه گفت : 
آره پسرم حق با تو یه . ممنون که به من سر زدی . 
خلاصه بعدم که کلی اسرار کرد گفت ناهار واستا دیگه تشکر کردم گفتم نه باید برم . 
در همین لحظه یه دفعه گوشی رابین زنگ خورد . حدس بزنین کی زنگ زده ؟ بله . بتمن 
ریون : بتمنه ؟ جواب بده عزیزم . شاید می خاد همه رو دعوت کنه داخل . 
رابین که دست پاچه شده بود با مکث زیاد بلاخره جواب داد : 
الو . سلام پدر جان 
بتمن : رابین . کجایی ؟ 
رابین : من ؟ چیزه ..‌‌‌‌‌....... خوب .....‌‌‌‌.... من کجام ؟ 
بتمن : جوب بده دیگه . چرا عین آدم حرف نمی زنی ؟ ولش کن مهم نیست . من تو جاده موندم زود با یه چیزی پاشو بیا دنبالم . جاده جنوبی . 
رابین : چشم . الان می یام 
بتمن : زود که اصلا اعصاب و حوصله ندارم . 
رابین : چشم . خدا حافظ . 
ریون با لبخند گفت : بابا امر فرمودن بری دنبالشون ؟ 
استارفایر : چطوری با این سرعت بابات از خونه رفت جاده جنوبی ؟ 
ریون : عزیزم رابین جون دروغ گفتن . باباشون منزل نبودن و این یعنی من بردم و رابینم از بتمن می ترسه . 
رابین : نه خیییییییییییییرم . 
ریون : اگر نمی ترسی با جت بتمنی بورو دنبالش . 
رابین : خوب....... 
بیست بوی : رابین بابات روی جتش خیلی حساسه ها . نکنی این کارو . 
ریون : آره دیگه می ترسه . 
رابین : نه . باشه . با جت می رم . 



و اما ادامه بعدا . امید وارم خوشتون اومده باشه . 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 12:38 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( عذر خواهی )

جمعه 27 اسفند 1395 09:52 ق.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
بیست بوی : اه ، بخاطره تو منم انداخت بیرون ، خیلی مسخرس .
ریون : چقدر غر می زنی ، خوب تقصیر خودش بود خبر چینی کرد .
بیست بوی : خوب تو هم مثله همیشه خودتو کنترل می کردی .
ریون : آخه باره اولش نبود .
بیست بوی : حالا کجا داریم می ریم ؟
ریون : داریم می ریم خونه سوپر من .
بیست بوی : حالا چرا خونه سوپر من ؟
ریون : برای اینکه بیاد وساطتمونو بکنه .
بیست بوی : حالا چرا سوپر من ؟ اون با ما مثه بچه ها رفتار می کنه ، هی لوپه منو می کشه .
ریون : برای اینکه اون بزرگه ابر قهرماناس می تونه بیاد ریش گرو بزاره .
بیست بوی : مگه ریش داره ؟
ریون : اههه چقدر سوال می پرسی .
بیست بوی : آخه خیلی قشنگ توضیح می دی .
ریون : خدارو شکر رسیدیم ، از شره سوالات راحت شدم .
کلید آیفونو زد
سوپر من : بله .
ریون : ببخشید مزاحمتون شدیم ریونم .
سوپر من : مزاحم چیه عمو ، بیا تو .
ریونو بیست بوی رفتن بالا .
سوپر من : به به ، سلام خوشگلای عمو بشینین .
ریون : ممنون .
سوپر من : به به چه دختره با ادبی ، چه با فهمو کمالات ، دیگه وقته عروس شدنته عمو .
بیست بوی : خخخخخخخخ
سوپر من : به ، چه پسره گوگولی ای بیا عمو ببینت .
بیست بوی رفت پیشه سوپر من و اون لوپشو گرفتو شروع کرد به کشیدن .
ریون : ببخشید ما اومده بودیم ازتون کمک بخوایم .
سوپر من : من همیشه برای کمک آماده ام عمو جون ، چی شده ؟
ریون : راستش من خامی کردمو با رابینو استار فایر دعوا کردم ، حالا پشیمونمو می خوام شما بیاین پا در میونی کنین که منو ببخشن .
سوپر من : با هم دمه عیدی قهر کردین اینکه خیلی بده ، قهر باعث میشه که اتحاد از بین بره ، یاده ی خاطره افتادم عمو ......
بیست بوی : ببخشید عمو لوپم کنده شد .
سوپر من : ببخشید حواسم نبود .
بیست بوی : خواهش .
سوپر من : داشتم می گفتم ی روز با بچه ها تو لیگه عدالت نشسته بودیم که بتمن با کلی چوب وارد شدو به هر کدوممون ی چوب دادو گفت بشکنیمشون ما هم شکستیم ، بعد دو تا داد شکستیم ، بعد سه تا ، بعد چار تا ، پنج تا ، شیش تا ، هفتا و ... خلاصه همه رو شکستیم ، اما می دونی نیتش مهم بود که می خواست به ما اتحادو یاد بده فقط راهو اشتباه رفته بود .
ریون : بله حق با شماست حالا به ما کمک می کنین ؟
سوپر من : معلومه دختره گلم .
پس اونا راه افتادن به سمته بیمارستان و ....................
نظر بدین .



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 10:49 ق.ظ

احساسات ریون به سبک اکواستریا گرل ساخت خودم

پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:46 ق.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? طنز ?




بنظر 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:47 ق.ظ

چنتا از ریون

پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:38 ق.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? طنز ?



این موقعی که دوستم یه جوک بی مزه تعریف میکنه من خنده میمرم و دوستام هنگ میکنن


اینم موقعی که دارم با یکی دوست میشم و صحبت گرمی داریم 




اینم موقعی که دوستم جلوی همه از طرف من ضایع میشه 






اینم موقعی که دوس مدام مزاحم میشه و داره چرت و پرت هر دفعه میگه 


اینم داریم درباره یه چیزی صحبت میکنی دوستم بیاد درباره یه چیز دیگه بگه

اینم موقعی که نظر نمیدین و میخوام بکشمتون 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:44 ق.ظ

عیدانه تیتانی ( خونه تکونی )

پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:24 ق.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
رابین : خوب بچه ها ، حالا که از بیمارستان مرخص شدم اگه گفتین وقته چیه ؟
بیست بوی : وقته PES بازی کردنه .
رابین : نه وقته خونه تکونیه .
بیست بوی : وووواااااایییییی ننننههههههه !!!!!!
رابین : زهر مار ! سفره مارو بهم ریختن دو قورتو نیمشونم باقیه !
بیست بوی : باشه باشه چرا قاطی می کنی .
رابین : بله همون طور که گفتم وقته خونه تکونیه و من برای هر کی ی وظیفه ای در نظر گرفتم ؛ اما این بار اگه کسی نا فرمانی کنه تنبیه میشه ؛ خوب بریم سراغ اصل مطلب ینی وظایف ، سایبورگ زمینو برق می ندازی ، خودم دیوارا رو تمیز می کنم ، بیست بوی وسایلو گرد گیری می کنی و هیچ کدومو نمی شکنی ، استار فایر حیاطو آبو جارو می کنیو باغچه رو مرتب می کنی و ریون حمومو دستشویی رم با تیرکو جرم گیر قشنگ تمیز می کنی .
ریون : چرا من باید دستشویی رو تمیز کنم .
رابین : برای اینکه تو ایده ی ترقه بازی رو تو کله ی اینا انداختی استار بهم گفت .
ریون با حرص به استار فایر : تو بهش گفتی !! باشه !
رابین : خوب دیگه همگی برین سره کاراتون .
بعد رابین رفت تو زیرزمین که وسیله ی نظافت بیاره .
ریون با خودش غر می زد : استار دهن لق حالتو می گیرم .
در همین حین چشای ریون قرمز شد و دره تیرکو باز کرد و درست لحظه ای که استار داشت از کنارش رد می شد یکم تیرک رو صورتش ریخت
استار فایر با فریاد : آییییی کوووورررر شششدددمممممم .
سایبورگم که زمینو خیس کرده بود پای استار لیز خورد و بیست بویم که یکی از با ارزش ترین گلدونای رابینو داشت تمیز می کرد خورد به استارو گلدون شکست .
بیست بوی در حالی که زانو زده بود : وای بدبخت شدم ، آی بیچاره شدم .
در همین حین رابین از زیرزمین اومد بیرون و چشمش به گلدون افتاد و بعد از چند دقیقه فریاد زد : بببیییییسسسسستتتتت ببببببووووووییییی می کشمت .
بعد به بیست بوی حمله کردو گردنشو فشار می‌داد که سایبورگ اومد جداشون کرد .
بعد رابین سرشو برگردوند و استارو دید که داره از درد میمیره .
رابین : چی شده استار ! به من بگو !
استار با درد : تیرک رفته تو چشام .
رابین به ریونو بیست بوی نگاه کرد و گفت : جفتتون برین از برج بیرون همین حالا !
اون دو تا رو بیرون کرد بعد خودشم با سایبورگ استارو بردن بیمارستان و .....
................................................
منتظره نظراته شما هستم




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:09 ب.ظ

بتمن و شله مشهدی !!!!!!!!! . قسمت پنجم

چهارشنبه 25 اسفند 1395 07:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SuperMan
موضوع: طنز ? داستان ?
به نام خدا 
با قسمت بعدی داستان در خدمت شما هستم . راستی خواهشا نظرتون رو بگین تا من ببینم کار خوبه یا بده ؟ 
----------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب رسیدیم به اون جا که بتمن تلفن رو با عصبانیت قطع کرد . رابین که بخاطر این اتفاق هم ناراحت شد و هم ترسیده بود که حالا جواب بتمن رو چی بده رو کرد به بیست بوی و گفت : 
آخه من به تو چی بگم رفیق ها ؟ 
بیست بوی : بگو امشب برامون پیتزا می خری 
رابین : الان اصلا حوصله شوخی ندارم . اون CD ی کوفتی تو برام دردسر درست کرده . 
بیست بوی : تو که دیروز گفتی از روی همون CD ی کوفتی برات یکی رایت کنم . حالا که سوتی دادی شد تقصیر من . 
در همین حال ناگهان سایبورگ با خوش حالی وصف نشدنی ای وارد اتاق شد در حالی که چشماش از خوش حالی برق می زد داد زد : بلاخره رسید . خدا یا شکرت . به خاطر همه نعمت هات به خاطر ...... 
رابین : بس کن دیگه چرا هوار می کشی . سرم داره از درد می ترکه .
سایبورگ : رابین الان هیچی نمی تونه حال منو خراب کنه . عشقم رسید . 
بیست بوی : عشقت کیه ؟ 
سایبورگ : فول آلبوم صادق . آره درست شنیدی . الان فول آلبومش روی سایت قرار گرفت مرد . الان می رم وای فای همسایه رو هک می کنم دانلودش می کنم و بعدش تا صب عشق و حال به راست . 
رابین : خجالت بکش ما قهرمانیم . 
سایبورگ : ای بابا . ما تا حالا شونصد بار جون این مردم رو نجات دادیم . حالا چی می شه یه کم از اینترنتشون استفاده کنیم . 
رابین : نه . همین جوریش الان بتمن از دست من آتیشیه . اگر اینو بفهمه گروه رو می فرسته مدرسه نظامی . 
ریون که داشت وارد اتاق می شد حرف رابین رو می شنوه و می گه : 
رابین . بتمن می خاد تا آخر عمرت بالای سرت باشه ؟ کی می خای مستقل شی ؟ 
بیست بوی : لایک عزیزم 
سایبورگ : خخخخخخخخ 
رابین : بتمن هیچم رئیس من نیست و من خیلیم مستقلم . 
استار فایر که صدای بقیه رو می شنوه که دارن حرف می زنن سریع می ره ببینه چه خبره . تا وارد اتاق می شه رابین می گه : 
من اصلا هم حرف مفت نمی زنم ریون به تو اینا ثابت می کنم که رابین کیه . 
استار فایر که از هیچی خبر نداره در این لحظه نه گزاشت و نه برداشت و گفت : بله حق با رابینه 
ریون : !!!!!!!!! 
سایبورگ : خخخخخخخخخ 
بیست بوی : وای استار تو خیلی خوب حمایت می کنه . خخخخخخ . لایک 
رابین : استار می دونه که من حرف بی خود نمی زنم . ممنون استار 
ریون : تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها . 
رابین : می دونی چیه برای ثابت کردن به تو من همین الان پا می شم می رم خونه بتمن چشم تو چشم بتمن بهش می گم خوب شما سنتی دوست داری من شیش و هشت پدر جان . الان مشکل چیه قربانت برم . 
ریون : همین الانم که داری با کلی ترس حرف می زنی آخه 
رابین : احترام بزرگتر واجبه . ولی درمورد این موضوع همین الان می رم و عین مرد باهاش صحبت می کنم . 
القصه رابین راه افتاد به سمت غار بتمن . 
در همین موقع بتمن در جاده ..... 
ضبط ماشین : ساقیا چه غم گین . چه تنها نشسته ام 
ساقری به چشمم . به منزل نشسته ام 
نشکنی دلم را . که در خود شکسته ام 
ناگهان ماشین یه صدا کرد . ولی بتمن توجه نکرد . بعد یه مدت دوباره بلندتر صدا اومد  . بتمن با خودش گفت : هیچی نشده بابا . من کارم حرف نداره . عمرا ماشین خراب شده باشه . عمرا ....... 
داشت همین طوری به خودش دل گرمی می داد که یه دفعه ماشین شروع کرد به پت پت کردن و بعدم خاموش شد . 
بتمن از ماشین پیاده شد رفت کاپوتو زد بالا که یه دفعه موتور جرقه زد و آتیش گرفت . بتمن که نمی دونست الان چی کار کنه رفت نوشابه ای که خریده بود رو از ماشین سریع آورد بیرون و ریخت روی موتور . موتور خاموش که نشد هیچ دوباره جرقه زد و ترکید و بتمنو سه چهار متر پرت کرد عقب . بتمن سریع پا شد . دو دستی زد تو سرش گفت وای بتموبیل بیمه نداره چی کار کنم . سریع رفت موتور رو دو دستی گرفت کندش انداختش بیرون . بعدم نشست گوشه جاده شروع کرد غر زدن که : ای مرگو بخورن این بچه ها . چه غلطی کردیم گفتیم شله می دیم ها و ....‌‌.‌...‌‌‌‌....



خوب اینم از این قسمت حتما نظر بدین . ممنون 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 07:05 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( رد ایکس مشکوک )

چهارشنبه 25 اسفند 1395 10:38 ق.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: عکس ? طنز ? داستان ?
رابین رد ایکسو همین طور توی کوچه پس کوچه ها تعقیب می کرد تا اینکه رد 
ایکس به گیزمو رسید.
رد ایکس : بیا اینم چیزایی که می خواستی .
گیزمو : عالیه بده ببینم .
رد ایکس : صب کن ، اول شیتیل .
گیزمو : شیتیلتم بهت میدم اما اول باید تو کیسه رو ببینم .
رد ایکس : باشه اما تو دسته خودم .
گیزمو کلشو کرد تو کیسه و گفت : اوهوم اوهوم ، خوبه خوبه ، همه نوعش هست ؟
رد ایکس : همه چی از کپسولی گرفته تا نارنجک .
گیزمو : خوبه اما باید یکیشو امتحان کنم .
رد ایکس : دیگه داری پررو میشی .
گیزمو : نه انگار معاملمون نمیشه .
رد ایکس : باشه بابا مزخرف یکیشو امتحان کن .
درست همین لحظه رابین اومد جلو و گفت : صب کن ، من بهت اجازه نمی دم ترقه بازی کنی .
گیزمو : وای رد ایکس رابین اومد دیگه کارمون تمومه .
رد ایکس : بابا رابین می‌خواد مارو تنبیه کنه .
رابین : آره بهتون پیشناهاد می‌کنم تسلیم شین وگرنه همه ی اون ترقه هارو می کنم تو دماغتون .
گیزمو : اگه می تونی جلو مو بگیر .
رابین به سمتش حمله کرد اما..............
۲۵ اسفند ماه ، ساعت ۱۰ در بیمارستان
رابین : آخ.........آی
استار فایر : داره به هوش میاد .
رابین : آی......چی شده ؟ من کجام ؟گیزمو و رد ایکس کجان ؟
استار فایر : آروم باش تو الان تو بیمارستانی اون دو تا هم همینطور .
رابین : بیمارستان !
استار فایر : آره تو اونا رو داغون کردی اونا هم تورو آشو لاش کردن , تو اونا رو کتک زدی اونا هم سیگاری کردن تو دماغت .
رابین : چرا هر چی با بی سیم بهتون در خواست کمک کردم نیومدین ؟
سایبورگ : نفهمیدیم .
ریون : حقیقتو بگو .
سایبورگ : خوب راستش ما همه با هم رفته بودیم ترقه بازی .
رابین : ترقه بازی ! نکنه با.....
ریون : آره با پوله سفر .
رابین : باز خوبه من یکم پس انداز دارم .
بیست بوی : اون پولو که دادیم برا بیمارستانت .
رابین : ینی الان هیچی پول نداریم ؟
ریون : داریم اما برای سفر کمه .
سایبورگ : من ی ایده دارم بیاین سفر نریم بجاش امسال بریم عید دیدنی .
رابین : باید همین کارو کنیم ، اخماتونو باز کنین من مطمئنم این عید بهترین عید میشه .
ریون : من صورتم همینطوریه اما بقیه رو نمی دونم .
........................
خوب من نتونستم تبریک بگم چهارشنبه سوری رو پس بنابر چهارشنبه سوری تون مبارک .



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 10:43 ق.ظ

عیدانه تیتانی ( آماده برای سفر )

دوشنبه 23 اسفند 1395 03:47 ب.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
همه ی اعضای گروه سره میزه صبونه مشغول خوردن بودن و راجبه سفر حرف می زدن .
بیست بوی : وای بچه ها فکرشو بکنین ، گروهه تیتان ها برای خوش گذرونی می خواد بره مسافرت ، من که از همین حالا هیجان دارم شما چطور ؟
استار فایر : منم دارم از خوشحالی بال در میارم آخه تا حالا برای تفریح نرفتیم مسافرت .
سایبورگ : آره منم کیفم کوکه کوکه .
رابین : خوب خوشحالم که همتون هیجان دارین ، البته به جز بعضیا که همیشه ضد حال می زنن به ما .
ریون : من ضد حال نمی زنم .
رابین : در هر صورت برای اینکه بریم سفر قبلش باید ی کارایی انجام بدیم و من برای هر کی ی وظیفه ای در نظر گرفتم .
بیست بوی : وواایی اینم از تنها بخشه بده سفر ینی وظایف .
رابین : غر نزن ، من میرم دنباله گرفتنه مرخصی ، سایبورگ ماشینو می‌بره معاینه فنی ، ریون و استار فایر میرن برا سفر خرید می کنن و بیست بوی میره برامون ویلا جور می کنه .
بیست بوی : واستا ببینم مگه قرار نبود تو ویلارو جور کنی ؟
رابین : خوووبب بتمن کیلیداشو نداد .
ریون : عجب !
رابین : خوب چرا همتون اینجا واستادین برین دیگه .
و بعد همه رفتن پی کارایی که بهشون سپرده شده بود .
در لیگ عدالت
واندر وومن با خونسردی با تلفن : شما با لیگ عدالت تماس گرفتین امرتونو بفرمایین .......... که این طور موجودات فضایی بهتون حمله کردن خوب لطف کنین آدرستونو بفرمایین ...... چند لحظه صبر کنین خودکارم رنگ نمی‌ده .... آها رنگ داد ، آدرستون ....... خیل خوب تا سی دقیقه ی دیگه که سره سوپرمن خلوت شد می فرستیمش ...... الو..... الو .... ( تلفنو قط کرد ) حتما یادش رفته قبضشه پرداخت کنه .
رابین : سلام خانوم .
واندر وومن : به ، سلام رابین خوبی ؟
رابین : ممنون خوبم می خواستم اگه میشه برا ما این عید ی مرخصی رد کنی .
واندر وومن : رد کردم .
رابین : به همین سرعت !!!
واندر وومن : آره آخه می دونی بتمن امروز نیست منو جای خودش گذاشته منم که حوصله ی کاغذ بازی رو ندارم .
رابین : آهااا دستت درد نکنه .
سرت سلامت .
رابین از لیگ عدالت خارج شد که ناگهان رد ایکسو دید که با ی کیسه ی مرموز وارده ی کوچه شد و ...
................................
نظر بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 اسفند 1395 04:40 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( چیکار کنیم ؟ )

یکشنبه 22 اسفند 1395 04:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
رابین از توی بلندگو : همه توجه کنین ! همه توجه کنین ! وضعیت قرمزه ! تکرار می‌کنم وضعیت قرمزه ! ازتون می‌خوام خونسرد باشین و به زیر زمین بیاین .
طولی نکشید که همه ی اعضای گروه سراسیمه به زیر زمین اومدن و شروع کردن به سوال پرسیدن .
استار فایر : چی شده رابین ؟ کی بهمون حمله کرده ؟
رابین : کسی بهمون حمله نکرده .
بیست بوی : اگه کسی بهمون حمله نکرده پس کی قراره بهمون حمله کنه ؟
رابین : کسی قرار نیست حمله کنه .
سایبورگ : کی تحدیدمون کرده که بهمون حمله می کنه ؟
رابین : کسی تحدیدمون نکرده می زارین حرف بزنم !
ریون : خودت بگو چی شده .
رابین : اگه اینا بزارن میگم .
بیست بوی : ما دیگه حرف نمی زنیم بگو دیگه .
رابین : امروز داشتم تو زیر زمین دنباله ی چیزی می گشتم .
بیست بوی : دنباله چی ؟
رابین با عصبانیت : اصلا این مهم نیست که دنباله چی می گشتم !
بیست بوی : باشه داداش آروم باش .
استار فایر : ادامه بده .
رابین : بله همون طور که گفتم داشتم دنباله ی چیزی می گشتم که اینو پیدا کردم .
ریون : ی تقویم ! خوب که چی ؟
رابین : بعدش تصمیم گرفتم ببینم امروز چندمه ، وقتی تقویمو باز کردم دیدم امروز ۲۲ اسفنده و بعد فهمیدم که ....
استار فایر : فهمیدی امروز تولدته ؟
رابین : نه .
سایبورگ : فهمیدی امروز با یکی قرار داری ؟
رابین : نه .
ریون : فهمیدی امروز چک باید پاس کنی ؟
رابین : نه نه نه نه ، فهمیدم چیزی دیگه تا عید نمونده و ما هنوز نمی دونیم باید چیکار کنیم .
ریون ، بیست بوی و سایبورگ : آهههاااااا .
استار فایر : این عید اصا چی هست ، مگه باید کاره به خصوصی انجام بدیم ؟
بیست بوی : صب کن صب کن ینی تو نمی دونی عیده نوروز چیه ! وای دختر نصفه عمرت بر فناس .
استار فایر : خوب مگه چیه ؟
سایبورگ : نوروز ی تعطیلیه معرکه با کلی خوردنیو ، پولو ، دیدو باز دیدو ، سفرو کلی چیزای باحاله .
استار فایر : واااییی چه باحال .
رابین : بله و از اون جایی که یه تعطیلیه طولانیه باید برای لحظه لحظش برنامه ریزی کنیم ، خوب حالا پیشناهاد بدین عیدو چیکار کنیم .
ریون : من میگم خونه بمونیم .
رابین : تو نظر ندی سنگین تری ، من میگم بریم شمال ، من کیلیدای ویلای بتمنو می گیرم .
بیست بوی : با شمال پایم .
سایبورگ : من با بیست بوی موافقم .
استار فایر : منم با سایبورگ موافقم .
رابین : خوب پس تصویب شد میریم مسافرت ، فردا میرم دنباله گرفته مرخصی .
...................................
این قسمت زیاد طنز نبود چون مقدمه بود از قسمته بعدی بهتر میشه .
نظر بده .







دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 اسفند 1395 05:25 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 27 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...