@---------------> WE LOVE TEEN TITANS - مطالب طنز
قهرمانان جوان،به پیش!

فکت : جاستیس لیگ !

جمعه 25 فروردین 1396 03:27 ب.ظ

نویسنده : damian wayne
ارسال شده در: عکس ، کمیک ، طنز ، متفرقه ،
می دونستین که اعضای لیگ عدالت تو کل سال یه روز دارن که مخصوص خندوندن بتمنه ؟ هی تلاش میکنن که بتمن رو بخندونن !
اسکلای بیکار /:



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 03:31 ب.ظ

فکت : جوکر !

پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:26 ب.ظ

نویسنده : damian wayne
ارسال شده در: عکس ، کمیک ، طنز ،
میدونستید که توی یکی از ورژن ها جوکر بتمن رو میکشه وبعد اون سلامت عقلیش به طور کامل بر میگرده و  و میره و صورتشو جراحی پلاستیک میکنه و به تحصیل ادامه میده و فردی موفق میشه ؟
فقط کرمش این بود دهن بتمن رو صاف کنه /:



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:31 ب.ظ

یک جوکر در نقش سه جوکر یا سه جوکر در نقش یک جوکر ؟ چین اصلا اینا ؟؟؟؟؟

پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:05 ب.ظ

نویسنده : damian wayne
ارسال شده در: کمیک ، عکس ، طنز ،
/:
زبونم بند اومده خدایی /:
تو سری جاستیس لیگ نیو 52 اگر اشتباه نکنم بودن !
همیشه یک جوکر توی کمیک های بتمن وجود داشت اما این دفعه چه عرض کنم /: 
سه تا جوووووووکر !!!!!!!!!!!!
باورتون نمیشه نه ؟
ایناهاشن /:

معرفی میکنم ! 
اولی از سمت چپ جک نپیره /: همون جوکر فیلم بتمن 1989 
وسطی همون جوکر کمیک جوک کشندست 
و آخری هم که من خیلی دوسش دارم همون جوکر جدیده که تو سری نیو 52 هست . 
فکر میکنم اینا همشون تو همون آرک پایان بازی END GAME باشن . چون که توی همون کمیک پایان بازی بود که دست آۀفرد رو میبره :
بی مزه ! الان آلفرد چجوری غذا درست کنه ؟
ای بابا !
ولی بی صبرانه منتظر اینم که کمیکش رو پیدا کنم /:
شما داریدش ؟ خوش به حالتون . تونستید واسه منم بفرستید /:



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:21 ب.ظ

دعوای دث استروک و کت ومن سر رابین

یکشنبه 20 فروردین 1396 11:32 ب.ظ

نویسنده : terra
ارسال شده در: عکس ، کمیک ، طنز ،
ترجمه 

کت ومن:بکش کنار شکن قهوه ای 
من اول اونو دیدم 

رابین: خدا کنه نمیرم 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 11:36 ب.ظ

im back :|

پنجشنبه 17 فروردین 1396 08:16 ب.ظ

نویسنده : -|NightStar|-
ارسال شده در: عکس ، طنز ،

فکر کنم یه صد سالی بود پست نذاشته بودم :|
بیخی باو :|
بنظر :|
چند بخشه ؟ :|
سه بخشه :|
بِ نَ ظَر :|
پس بنظر :|



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تیم دریک ، جیسون تاد ، بروس وین ، استفانی براون ، دیمین وین ، بت فامیلی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 فروردین 1396 08:46 ب.ظ

شوخی با تیتان ها نوجوان- رقص کریسمسی|:

شنبه 12 فروردین 1396 10:57 ب.ظ

نویسنده : ✨zatanna✨
ارسال شده در: کلیپ ، طنز ،
همین الان همین جوری گفتم پست بذارم|:

[http://www.aparat.com/v/79PNs]

خیلی قشنگ بود اصلا/:
دلتون هم بخواد|:
نظر ندی میام....میام...اممم...به ماهیتابه میزنم تو دهنت|:



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 12 فروردین 1396 11:04 ب.ظ

جیسون و دیک|:

چهارشنبه 9 فروردین 1396 01:20 ب.ظ

نویسنده : ✨zatanna✨
ارسال شده در: عکس ، طنز ،
من سخنی ندارم خودتون ببنید|:


داره....داره....ناخن های دیک رو لاک میزنه؟|:
لاک ناخن آبی؟|:
دیک داره حال میکنه؟|:
اینجا کجاست اصلا؟|:
چه دقت هم داره میزنه|:
خدایا ما به سوی تو بر میگردیم|:
چی؟....همین الان از پشت صحنه میگم یه عکس دیگه منتشر شد|:
بریم عکسو ببینیم||:


خدایا/:
من چی بگم؟|:
خدایا میدانم همه ما به سوی تو بازمیگردیم میشه زود تر باز گردیم؟|:
من دیگه سخنی ندارم|:
نظر ندی میام  میکشمت|:



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 فروردین 1396 01:25 ب.ظ

شوخی با تیتان ها نوجوان

دوشنبه 7 فروردین 1396 10:01 ب.ظ

نویسنده : ✨zatanna✨
ارسال شده در: کلیپ ، طنز ،
فقط یک شوخیست|:
پس جنبه داشته باشید|:

[http://www.aparat.com/v/stkgN]

حال نظر دهید تا بازم از اینا بذارم|:



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 فروردین 1396 10:03 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( آشتی )

شنبه 28 اسفند 1395 12:48 ب.ظ

نویسنده : جوکر
ارسال شده در: عکس ، طنز ، داستان ،
سوپر من : به به ، سلام غنچه های باغه زندگی ، غمتونو نبینم حالتون چطوره ؟
رابین : سلام عمو خدارو شکر حالمون خوبه .
سوپر من : حاله استارفایره عمو چی خوبه ؟
استارفایر : خوبم ممنون بهم گفتن فردا مرخص میشم .
سایبورگ : آره حالش خوبه راستش اصا تیرک تو چشمش نریخته بود الکی شلوغش کرده بود .
سوپر من : خوب پس اگه حالش خوبه گوگولیای عمو بیاین تو .
اینو که گفت ریونو بیست بوی اومدن تو .
ریون آروم به بیست بوی : سرتو بنداز پایین !
رابین : شما دو تا اینجا چیکار می کنین !
سوپر من : دعواشون نکن عمو راستش از کاری که کردن پشیمونن منم برا وساطت گفتن بیام .
رابین : اگه زبونم لال زبونم لال گوشه شیطون کر زبونم لال......
سایبورگ : اههه حرفتو بزن .
رابین : اگه ی اتفاقی میوفتاد چی !
سوپر من : بزار ی خاطره برات بگم تا قشنگ برات جا بیوفته ، من ی بار با بتمن به قصده کشت درگیر شدم.....
سایبورگ : همون دفه ای که کاندید تمشکه طلایی شد ؟
سوپر من : نه بابا ی دفه دیگه بود ، خلاصه ما سه روزه تمام همدیگه رو می زدیم بعد آخرش می دونی چی شد ؟
سایبورگ : بتمن مرد بعد دوباره زنده شد ؟
سوپر من : نه بابا گفتم ببخشید که مدادتو شکستم بعد اونم گفت خواهش می کنم بعدم به بدبختی از رو زمین پا شد گفت هه هه هه اصلانم درد نداشت ، حالا شما هم بزرگواری کن مثه بابات دیگه عمو .
سایبورگ : ینی بخاطره ی مداد !؟
سوپر من : اون مداد یادگاره نن جون خدا بیامرزش بود .
رابین : بابام رو اون مداد خیلی حساس بود .
سوپر من : حالا آشتی ؟
رابین : باید استارفایرم ببخششون .
استارفایر : من که حتما می بخشم .
سوپر من : آشتی آشتی آشتی با هم بریم تو کشتی .
ریون : واقعا ممنونم عمو لطف کردین .
سوپر من : انجام وظیفه بود عمو جون .
رابین : اما پوله بیمارستانو باید خودت بدیا .
ریون : باشه بیست بوی برو حساب کن .
بیست بوی : چرا من ؟
ریون : چون من پولام تموم شده .
بیست بوی منم هیچی ندارم ، تو الان حساب بکن ما بعد بهت میدیم رابین .
رابین : خوب ما هم راستش پول نداشتیم منتظره شما بودیم .
سایبورگ : نگران نباشین الان عموی مهربونمون بهمون پول قرض میده مگه نه ؟
سوپر من : خوب من همه ی پوله این ماهمو برای استارفایر کمپوت خریدم چون فک می کردم وضعیتش خیلی بده .
رابین : حالا چیکار کنیم .
سوپر من : اینکه کاری نداره عمو هممون میریم هر طور شده پول جور می کنیم .
پس همگی راه افتادن تا برن برای ترخیصه استارفایر پول جور کنن و..............
نظر بدید




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 اسفند 1395 01:24 ب.ظ

بتمن و شله مشهدی !!!!!!!!! . قسمت ششم

جمعه 27 اسفند 1395 01:39 ب.ظ

نویسنده : SuperMan
ارسال شده در: طنز ، داستان ،
پروردگارا به امید تو 
امروز قسمت جدید داستان رو می زارم . 
نظر فراموش نشه .
----------------------------------------------------------------------------------------------------
ماجرا به اون جا رسید که رابین تصمیم گرفت به بقیه ثابت کنه که از بتمن نمی ترسه ولی بهش احترام می زاره . به همین دلیلم راه افتاد به سمت غار بتمن و از طرف دیگه بتمنم توی جاده مونده بود . خوب بریم ادامه داستان. 
بیست بوی : بچه ها فکر می کنین رابین واقعا بره چشم تو چشم بتمن وایسته بگه من این مدل آهنگ دوست دارم . 
ریون : من فکر نمی کنم اصن بره غار بتمن . حتما می ره یه کم چرخ الکی می زنه توی خیابون بعدم می یاد می گه رفتم پیش بتمن . 
سایبورگ : اه . لعنتی . چرا انقدر سرعت دانلود کمه . زود باش . زود باش مرد تو می تونی . بورو جلو دیگه . خواهش می کنم . 
ریون : ما در چه خیالیم و فلک در چه خیال . 
استارفایر : رابین اصلانم دروغ نمی گه . 
ریون : حاضرم ثابتش کنم . بیا بریم غار بتمن . اگر رابین اون جا بود من به همه بستنی می دم اگرم نبود تو دیگه بی خود از رابین دفاع نمی کنی . 
استارفایر : قبوله . 
بیست بوی : خدا کنه رابین اون جا باشه . خدایا یعنی می شه باشه . 
ریون با اخم به بیست بوی نگاه کرد. 
بیست بوی : چیه ؟ خوب من بستنی دوست دارم . 
استارفایر : ریون چرا واستادی ؟ بریم دیگه . 
ریون : آقای سایبورگ . تشریف نمی یارین ؟ 
سایبورگ : نه . 
بنابر این ریون و استار و بیست بوی . رفتن سمت غار بتمن . وقتی رسیدن اون جا رابینو دیدن که داره با لبخند از در می یاد بیرون . 
استارفایر : رابیییییییییییییین . می دونستم دروغ نمی گی . 
ریون : تند نرو استار . بگو ببینم تو با بتمن حرف زدی ؟ راست بگو 
رابین : آره . بهش گفتم آخه پدر من هر کسی یه سلیقه ای داره . نمی شه که هر کسی سنتی گوش کنه . بتمنم که دید حرفم منطقیه گفت : 
آره پسرم حق با تو یه . ممنون که به من سر زدی . 
خلاصه بعدم که کلی اسرار کرد گفت ناهار واستا دیگه تشکر کردم گفتم نه باید برم . 
در همین لحظه یه دفعه گوشی رابین زنگ خورد . حدس بزنین کی زنگ زده ؟ بله . بتمن 
ریون : بتمنه ؟ جواب بده عزیزم . شاید می خاد همه رو دعوت کنه داخل . 
رابین که دست پاچه شده بود با مکث زیاد بلاخره جواب داد : 
الو . سلام پدر جان 
بتمن : رابین . کجایی ؟ 
رابین : من ؟ چیزه ..‌‌‌‌‌....... خوب .....‌‌‌‌.... من کجام ؟ 
بتمن : جوب بده دیگه . چرا عین آدم حرف نمی زنی ؟ ولش کن مهم نیست . من تو جاده موندم زود با یه چیزی پاشو بیا دنبالم . جاده جنوبی . 
رابین : چشم . الان می یام 
بتمن : زود که اصلا اعصاب و حوصله ندارم . 
رابین : چشم . خدا حافظ . 
ریون با لبخند گفت : بابا امر فرمودن بری دنبالشون ؟ 
استارفایر : چطوری با این سرعت بابات از خونه رفت جاده جنوبی ؟ 
ریون : عزیزم رابین جون دروغ گفتن . باباشون منزل نبودن و این یعنی من بردم و رابینم از بتمن می ترسه . 
رابین : نه خیییییییییییییرم . 
ریون : اگر نمی ترسی با جت بتمنی بورو دنبالش . 
رابین : خوب....... 
بیست بوی : رابین بابات روی جتش خیلی حساسه ها . نکنی این کارو . 
ریون : آره دیگه می ترسه . 
رابین : نه . باشه . با جت می رم . 



و اما ادامه بعدا . امید وارم خوشتون اومده باشه . 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 01:38 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( عذر خواهی )

جمعه 27 اسفند 1395 10:52 ق.ظ

نویسنده : جوکر
ارسال شده در: طنز ، داستان ،
بیست بوی : اه ، بخاطره تو منم انداخت بیرون ، خیلی مسخرس .
ریون : چقدر غر می زنی ، خوب تقصیر خودش بود خبر چینی کرد .
بیست بوی : خوب تو هم مثله همیشه خودتو کنترل می کردی .
ریون : آخه باره اولش نبود .
بیست بوی : حالا کجا داریم می ریم ؟
ریون : داریم می ریم خونه سوپر من .
بیست بوی : حالا چرا خونه سوپر من ؟
ریون : برای اینکه بیاد وساطتمونو بکنه .
بیست بوی : حالا چرا سوپر من ؟ اون با ما مثه بچه ها رفتار می کنه ، هی لوپه منو می کشه .
ریون : برای اینکه اون بزرگه ابر قهرماناس می تونه بیاد ریش گرو بزاره .
بیست بوی : مگه ریش داره ؟
ریون : اههه چقدر سوال می پرسی .
بیست بوی : آخه خیلی قشنگ توضیح می دی .
ریون : خدارو شکر رسیدیم ، از شره سوالات راحت شدم .
کلید آیفونو زد
سوپر من : بله .
ریون : ببخشید مزاحمتون شدیم ریونم .
سوپر من : مزاحم چیه عمو ، بیا تو .
ریونو بیست بوی رفتن بالا .
سوپر من : به به ، سلام خوشگلای عمو بشینین .
ریون : ممنون .
سوپر من : به به چه دختره با ادبی ، چه با فهمو کمالات ، دیگه وقته عروس شدنته عمو .
بیست بوی : خخخخخخخخ
سوپر من : به ، چه پسره گوگولی ای بیا عمو ببینت .
بیست بوی رفت پیشه سوپر من و اون لوپشو گرفتو شروع کرد به کشیدن .
ریون : ببخشید ما اومده بودیم ازتون کمک بخوایم .
سوپر من : من همیشه برای کمک آماده ام عمو جون ، چی شده ؟
ریون : راستش من خامی کردمو با رابینو استار فایر دعوا کردم ، حالا پشیمونمو می خوام شما بیاین پا در میونی کنین که منو ببخشن .
سوپر من : با هم دمه عیدی قهر کردین اینکه خیلی بده ، قهر باعث میشه که اتحاد از بین بره ، یاده ی خاطره افتادم عمو ......
بیست بوی : ببخشید عمو لوپم کنده شد .
سوپر من : ببخشید حواسم نبود .
بیست بوی : خواهش .
سوپر من : داشتم می گفتم ی روز با بچه ها تو لیگه عدالت نشسته بودیم که بتمن با کلی چوب وارد شدو به هر کدوممون ی چوب دادو گفت بشکنیمشون ما هم شکستیم ، بعد دو تا داد شکستیم ، بعد سه تا ، بعد چار تا ، پنج تا ، شیش تا ، هفتا و ... خلاصه همه رو شکستیم ، اما می دونی نیتش مهم بود که می خواست به ما اتحادو یاد بده فقط راهو اشتباه رفته بود .
ریون : بله حق با شماست حالا به ما کمک می کنین ؟
سوپر من : معلومه دختره گلم .
پس اونا راه افتادن به سمته بیمارستان و ....................
نظر بدین .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 11:49 ق.ظ

احساسات ریون به سبک اکواستریا گرل ساخت خودم

پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:46 ب.ظ

نویسنده : terra
ارسال شده در: عکس ، طنز ،




بنظر 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:47 ب.ظ

چنتا از ریون

پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:38 ب.ظ

نویسنده : terra
ارسال شده در: عکس ، طنز ،



این موقعی که دوستم یه جوک بی مزه تعریف میکنه من خنده میمرم و دوستام هنگ میکنن


اینم موقعی که دارم با یکی دوست میشم و صحبت گرمی داریم 




اینم موقعی که دوستم جلوی همه از طرف من ضایع میشه 






اینم موقعی که دوس مدام مزاحم میشه و داره چرت و پرت هر دفعه میگه 


اینم داریم درباره یه چیزی صحبت میکنی دوستم بیاد درباره یه چیز دیگه بگه

اینم موقعی که نظر نمیدین و میخوام بکشمتون 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:44 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( خونه تکونی )

پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:24 ب.ظ

نویسنده : جوکر
ارسال شده در: طنز ، داستان ،
رابین : خوب بچه ها ، حالا که از بیمارستان مرخص شدم اگه گفتین وقته چیه ؟
بیست بوی : وقته PES بازی کردنه .
رابین : نه وقته خونه تکونیه .
بیست بوی : وووواااااایییییی ننننههههههه !!!!!!
رابین : زهر مار ! سفره مارو بهم ریختن دو قورتو نیمشونم باقیه !
بیست بوی : باشه باشه چرا قاطی می کنی .
رابین : بله همون طور که گفتم وقته خونه تکونیه و من برای هر کی ی وظیفه ای در نظر گرفتم ؛ اما این بار اگه کسی نا فرمانی کنه تنبیه میشه ؛ خوب بریم سراغ اصل مطلب ینی وظایف ، سایبورگ زمینو برق می ندازی ، خودم دیوارا رو تمیز می کنم ، بیست بوی وسایلو گرد گیری می کنی و هیچ کدومو نمی شکنی ، استار فایر حیاطو آبو جارو می کنیو باغچه رو مرتب می کنی و ریون حمومو دستشویی رم با تیرکو جرم گیر قشنگ تمیز می کنی .
ریون : چرا من باید دستشویی رو تمیز کنم .
رابین : برای اینکه تو ایده ی ترقه بازی رو تو کله ی اینا انداختی استار بهم گفت .
ریون با حرص به استار فایر : تو بهش گفتی !! باشه !
رابین : خوب دیگه همگی برین سره کاراتون .
بعد رابین رفت تو زیرزمین که وسیله ی نظافت بیاره .
ریون با خودش غر می زد : استار دهن لق حالتو می گیرم .
در همین حین چشای ریون قرمز شد و دره تیرکو باز کرد و درست لحظه ای که استار داشت از کنارش رد می شد یکم تیرک رو صورتش ریخت
استار فایر با فریاد : آییییی کوووورررر شششدددمممممم .
سایبورگم که زمینو خیس کرده بود پای استار لیز خورد و بیست بویم که یکی از با ارزش ترین گلدونای رابینو داشت تمیز می کرد خورد به استارو گلدون شکست .
بیست بوی در حالی که زانو زده بود : وای بدبخت شدم ، آی بیچاره شدم .
در همین حین رابین از زیرزمین اومد بیرون و چشمش به گلدون افتاد و بعد از چند دقیقه فریاد زد : بببیییییسسسسستتتتت ببببببووووووییییی می کشمت .
بعد به بیست بوی حمله کردو گردنشو فشار می‌داد که سایبورگ اومد جداشون کرد .
بعد رابین سرشو برگردوند و استارو دید که داره از درد میمیره .
رابین : چی شده استار ! به من بگو !
استار با درد : تیرک رفته تو چشام .
رابین به ریونو بیست بوی نگاه کرد و گفت : جفتتون برین از برج بیرون همین حالا !
اون دو تا رو بیرون کرد بعد خودشم با سایبورگ استارو بردن بیمارستان و .....
................................................
منتظره نظراته شما هستم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 01:09 ب.ظ

بتمن و شله مشهدی !!!!!!!!! . قسمت پنجم

چهارشنبه 25 اسفند 1395 08:06 ب.ظ

نویسنده : SuperMan
ارسال شده در: طنز ، داستان ،
به نام خدا 
با قسمت بعدی داستان در خدمت شما هستم . راستی خواهشا نظرتون رو بگین تا من ببینم کار خوبه یا بده ؟ 
----------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب رسیدیم به اون جا که بتمن تلفن رو با عصبانیت قطع کرد . رابین که بخاطر این اتفاق هم ناراحت شد و هم ترسیده بود که حالا جواب بتمن رو چی بده رو کرد به بیست بوی و گفت : 
آخه من به تو چی بگم رفیق ها ؟ 
بیست بوی : بگو امشب برامون پیتزا می خری 
رابین : الان اصلا حوصله شوخی ندارم . اون CD ی کوفتی تو برام دردسر درست کرده . 
بیست بوی : تو که دیروز گفتی از روی همون CD ی کوفتی برات یکی رایت کنم . حالا که سوتی دادی شد تقصیر من . 
در همین حال ناگهان سایبورگ با خوش حالی وصف نشدنی ای وارد اتاق شد در حالی که چشماش از خوش حالی برق می زد داد زد : بلاخره رسید . خدا یا شکرت . به خاطر همه نعمت هات به خاطر ...... 
رابین : بس کن دیگه چرا هوار می کشی . سرم داره از درد می ترکه .
سایبورگ : رابین الان هیچی نمی تونه حال منو خراب کنه . عشقم رسید . 
بیست بوی : عشقت کیه ؟ 
سایبورگ : فول آلبوم صادق . آره درست شنیدی . الان فول آلبومش روی سایت قرار گرفت مرد . الان می رم وای فای همسایه رو هک می کنم دانلودش می کنم و بعدش تا صب عشق و حال به راست . 
رابین : خجالت بکش ما قهرمانیم . 
سایبورگ : ای بابا . ما تا حالا شونصد بار جون این مردم رو نجات دادیم . حالا چی می شه یه کم از اینترنتشون استفاده کنیم . 
رابین : نه . همین جوریش الان بتمن از دست من آتیشیه . اگر اینو بفهمه گروه رو می فرسته مدرسه نظامی . 
ریون که داشت وارد اتاق می شد حرف رابین رو می شنوه و می گه : 
رابین . بتمن می خاد تا آخر عمرت بالای سرت باشه ؟ کی می خای مستقل شی ؟ 
بیست بوی : لایک عزیزم 
سایبورگ : خخخخخخخخ 
رابین : بتمن هیچم رئیس من نیست و من خیلیم مستقلم . 
استار فایر که صدای بقیه رو می شنوه که دارن حرف می زنن سریع می ره ببینه چه خبره . تا وارد اتاق می شه رابین می گه : 
من اصلا هم حرف مفت نمی زنم ریون به تو اینا ثابت می کنم که رابین کیه . 
استار فایر که از هیچی خبر نداره در این لحظه نه گزاشت و نه برداشت و گفت : بله حق با رابینه 
ریون : !!!!!!!!! 
سایبورگ : خخخخخخخخخ 
بیست بوی : وای استار تو خیلی خوب حمایت می کنه . خخخخخخ . لایک 
رابین : استار می دونه که من حرف بی خود نمی زنم . ممنون استار 
ریون : تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها . 
رابین : می دونی چیه برای ثابت کردن به تو من همین الان پا می شم می رم خونه بتمن چشم تو چشم بتمن بهش می گم خوب شما سنتی دوست داری من شیش و هشت پدر جان . الان مشکل چیه قربانت برم . 
ریون : همین الانم که داری با کلی ترس حرف می زنی آخه 
رابین : احترام بزرگتر واجبه . ولی درمورد این موضوع همین الان می رم و عین مرد باهاش صحبت می کنم . 
القصه رابین راه افتاد به سمت غار بتمن . 
در همین موقع بتمن در جاده ..... 
ضبط ماشین : ساقیا چه غم گین . چه تنها نشسته ام 
ساقری به چشمم . به منزل نشسته ام 
نشکنی دلم را . که در خود شکسته ام 
ناگهان ماشین یه صدا کرد . ولی بتمن توجه نکرد . بعد یه مدت دوباره بلندتر صدا اومد  . بتمن با خودش گفت : هیچی نشده بابا . من کارم حرف نداره . عمرا ماشین خراب شده باشه . عمرا ....... 
داشت همین طوری به خودش دل گرمی می داد که یه دفعه ماشین شروع کرد به پت پت کردن و بعدم خاموش شد . 
بتمن از ماشین پیاده شد رفت کاپوتو زد بالا که یه دفعه موتور جرقه زد و آتیش گرفت . بتمن که نمی دونست الان چی کار کنه رفت نوشابه ای که خریده بود رو از ماشین سریع آورد بیرون و ریخت روی موتور . موتور خاموش که نشد هیچ دوباره جرقه زد و ترکید و بتمنو سه چهار متر پرت کرد عقب . بتمن سریع پا شد . دو دستی زد تو سرش گفت وای بتموبیل بیمه نداره چی کار کنم . سریع رفت موتور رو دو دستی گرفت کندش انداختش بیرون . بعدم نشست گوشه جاده شروع کرد غر زدن که : ای مرگو بخورن این بچه ها . چه غلطی کردیم گفتیم شله می دیم ها و ....‌‌.‌...‌‌‌‌....



خوب اینم از این قسمت حتما نظر بدین . ممنون 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 08:05 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 26 1 2 3 4 5 6 7 ...