DC و ماه رمضون ( آماده شدن برای مراسم )

شنبه 20 خرداد 1396 01:55 ب.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
آلفرد : سلام عزیزان ، عزیزان سلام ، دوستون دارم عاشقتونم وسلام
دیمین : آلفرد امیدوار بودم دست از این خنک بازیات برداشته باشی اما می بینم هنوزم دلقکی
دیک و باربارا در حالی که سعی می کردن جلوی خندشونو بگیرن : سلام آلفرد
آلفرد : خوب حالا نوبته اینه که وظیفه هاتو نو بهتون بگم ، دیک تو مسئوله خرید کردنی ، دیمین تو مسئوله پذیرایی از مهمونایی ، باربارا منو تو هم مسئوله درست کردنه آشیم و قربان شما هم مسئوله سرگرمیه مهمونایین ، خوب بهتره از همین حالا شروع کنیم ، دیک بیا برو این لیستو تهیه کن
دیک وقتی دید لیست چقدر بلند بالاست می خواست اعتراض کنه که بتمن با تشر بهش گفت : چرا واستادی برو دیگه !
و دیک با سرعت از اونجا دور شد و تو راه داشت فکر می کرد که چطوری همه ی مواده توی لیستو بخره که ی فکری به ذهنش رسید پس مسیرشو به سمته برجه T تغییر داد و رفت اونجا
دیک با هیجان پرید تو برجو با فریاد : تیتانا وضعیت اظطراری ، وضعیت اظطراری !
استار فایر : دیک عزیزم چرا داد می زنی نایت استارو تازه خوابوندم
دیک : شرمنده
بیست بوی در حالی که از اتاقش خارج می شد : چی شده !
استار فایر : هیس بچه رو تازه خوابوندم !
بیست بوی : شرمنده
سایبورگ که از خواب پریده بود : همه سالمن !
استار فایر : بابا عزیزای دلم نایت استار خوابه
سایبورگ : شرمنده
ریون با بی تفاوتی و آرامش : بزارین بگه چی شده
استار فایر : نایت خوابه هیییسسسس
ریون : منکه داد نزدم
استار فایر : اووو ، شرمنده
دیک : بابا بزارین حرف بزنم
ریون : بگو دیگه
دیک : تیتانا ! ما ی ماموریته ویژه داریم و اون ماموریت اینه که باید بریم...
بیست بوی : تو دله خطر ؟!
دیک : نه بریم خرید
ریون : حیف که روزم وگرنه بهت ی چیزی می گفتم که بری معنیشو تو گوگل ترنسلیت سرچ کنی
دیک : من به عنوانه رهبر بهتون دستور میدم ، و بر اساسه قانون اساسی ابر قهرمانان ماده ی ۱۲ شما باید به حرفه رهبرتون گوش کنین پس بجنبین بریم خرید
ذهنه شیطانیه ریون : قانون رو می کنی ! نامرد باشم اگه حالتو نگیرم
و راهیه بازار شدن و......
ادامه دارد
راستی ی نکته ای که باید بگم به علته زیاد بودنه شخصیت ها همه هستن اما بعضیا حضوره کوتاه دارن
نظرم که اگه بدین ممنون میشم




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 20 خرداد 1396 01:55 ب.ظ

DC و ماه رمضون ( افطاری خونه بتمن )

جمعه 19 خرداد 1396 11:27 ق.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
روزی روزگاری دیک در برج T مشغول چرت زدن بود تا اینکه تلفنش شروع به زنگ زدن کرد
دیک در خواب و بیداری : بله دیک صحبت می کنه .
بتمن : سلام im batman .
دیک به محضه شنیدنه صدای بتمن خوابش پرید و گفت : سلام بتمن !! خوبی !؟ سلامتی !؟
بتمن : تو تا حالا خواب بودی !؟
دیک : چی نه بابا راستش ....
بتمن : خیله خوب فعلا این مهم نیست بعدا به حسابت می رسم ، گوش کن همین الان خودتو می رسونی به غاره من هیچ سوالیم نباشه .
و تلفنو قطع کرد اما در جایی دیگه دیمین در حاله گشت زنی در شهر بود که : الو چیه !
بتمن : اولا سلام دوما im batman سوما زهره ماره چیه !
دیمین : زنگ زدی اینارو بهم بگی !
بتمن : نه بعدا به حسابت می رسم فعلا خودتو با سرعته هر چه تمام تر برسون به غاره من هیچ سوالیم نباشه .
و دوباره تلفنو قطع کرد و این بار به باربارا زنگ زد اما جیم گوردون جواب داد : الو ؟
بتمن : سلام im batman تلفنه باربارا دسته تو چیکار می کنه ؟
جیم : غریبه که نیستم باباشم
بتمن : گوشی رو بده به خودش
جیم : فعلا که داره تمرینای فیزیوتراپی شو انجام میده تا الان تونسته شصته پای چپشو تکون بده ، کاری داری بگو من بهش میگم
بتمن : دختره تو همین الان وردار بیار غاره من شرایط اورژانسیه
و سه باره تلفنو قطع کرد
خلاصه بعد از ی مدته نچندان کوتاه سه تا دستیارای بتمن رسیدن به غار
بتمن : سلام سه کله پوک تا حالا کجا بودین !؟
دیک : من که تو ترافیک گیر کرده بودم
دیمین : دلیلی نمی بینم که برای تو توضیح بدم !
باربارا : منم که بابام با سرعته حلزون رانندگی می کنه
دیمین : حالا می خوای بگی چیکار داری یا می خوای مارو سیم جیم کنی !
در همین حین بتمن ی پس کلگیه محکم نثاره دیمین کرد و گفت : به شما سه تا گفتم بیاین اینجا چون ی ماموریت براتون دارم
باربارا : ماموریت ! بتمن توجه داری که من فلجم !
دیمین : از اون مهم تر ما روزه ایم خیره سرمون
دیک : چقدر غر می زنین شما دوتا
دیمین : خود شیرین !
دیک : بیشین بینم باو ، حالا ماموریت چی هست ؟
بتمن : خوب راستش چند روز پیش که منو سوپرمن داشتیم باهم حرف می زدیم بینمون بحث پیش اومد که اون بهتر مهمونی می‌گیره یا من ، بنابراین قرار شد که ی مسابقه برگزار کنیم و هر دوتامون کله اعضای DC رو افطاری بدیم ، از این رو من از شما سه تا خواستم که بیاین اینجا و به منو آلفرد کمک کنین ، حالا بهمون کمک می کنین ؟
دیمین : می تونیم بگیم نه ؟
بتمن : نه
دیمین : پس آره کمک می کنیم
بتمن : خوبه حالا بیاین بریم طبقه ی بالا که آلفرد تقسیمه وظایف کنه
ادامه دارد البته اگه نظر بدین




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 19 خرداد 1396 12:28 ب.ظ

تیم دریک.../:

پنجشنبه 18 خرداد 1396 08:59 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
من هی بگم تیم شبیه دختراست بعضیاتون میگید نه|:


سکوت من از رضایتم نیست:|
از بی حوصلگی هم نیست:|
سکوتم برای مثل جواب ابلهان خاموشی است هم نیست:|
سکوت من از نظر ندادن شماست:|
آخ چقدر هم ساکتم:|
بیان نظر بدید دیگ:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 خرداد 1396 09:02 ب.ظ

یه گروه خل و چل:|

سه شنبه 16 خرداد 1396 04:52 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
واقعا چی بگم؟


بتمن بسته/:
بدبخت مرد/:
نظر بده/:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 خرداد 1396 04:53 ب.ظ

پس گردنی زدن واندروومن به سوپرمن:|

یکشنبه 7 خرداد 1396 07:36 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
آخر نفمیدم این قسمت رو کجا دانلودش کنم/:


من این قسمتو میخوام میفهمی میخوام|:
نظر بده/:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 خرداد 1396 07:38 ب.ظ

مگان و کیدفلش|:

چهارشنبه 3 خرداد 1396 04:09 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
خودتون ببنید/:
هاهاها/:


والی سکته کرد|:
و همچنین مگان..../:
نظر بده|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 خرداد 1396 04:11 ب.ظ

تیتان ها به سبک لاک پشت های نینجا|:

چهارشنبه 3 خرداد 1396 03:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
سکوت من از رضایت نیست:|


با بقیه کنار میام ولی...
استار اپریله؟
و سایبورگ داناتلو؟؟
بعد زوج اپریلتلو(دانی + اپریل) قضیه اش این وسط چیه؟|:
هان؟
هااان؟
اصلا همون سکوت بهتره:|
نظر بده|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 خرداد 1396 03:38 ب.ظ

بتمن فضانورد:|

چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:45 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ? کمیک ?
سکوت کنم بهتره:|

نظر بدید:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:45 ب.ظ

سوپر من و بتمن و واندر وومن|:

چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:31 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
خودتون ببنید دیگه:|



و بتمن... 


دیسک کمر بتمن گرفت الان ما بیمارستانیم:|
واسش کمپود آوردم بخوره خوب شه:|
هی میگیم چیز سنگین بلند نکن باز میکنه|:
نظر بدید بتمن خوب شه:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:33 ب.ظ

واندر وومن...نه...واندر من....اصلا واندر آدم:|

دوشنبه 1 خرداد 1396 03:38 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
خدایی چی بگم به این یارو؟|:


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بخشید...
کمیسر گوردون داشتن ازم بازجویی میکردن|:
میگه انگیزه ات از قتل اون یارو چی بود؟|:
عکسشو نشونش دادم کمیسر سکته زد:|
بردنش بیمارستان:|
حالا باربارا افتاده دنبالم:|
میگه باباشو کشتم:|
...عه واندروومن هم دنبالمه:|
بهش بر خورده به خاطر اون عکسه|:
به من چه اصلا؟|:
شما هم منو همش نیگاه نکنید:|
بیان نظر بدید:|
من محاصره شدم...فعلا|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1396 03:43 ب.ظ

بتمن در صف....|:

دوشنبه 1 خرداد 1396 03:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
من سکوت میکنم:|


من دیگ حرفی ندارم:|
نظر وده:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1396 03:36 ب.ظ

دیمین،نایتوینگ...و بتمن:|

دوشنبه 1 خرداد 1396 03:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
خودتون ببنید دیگه:|





شب 3 تایی با هم میخوابن؟|:


بتمن خل شد:|
و آنگاه اتفاق خاصی نیوفتاد:|
گریسون و دیمین به دعواشون ادامه دادن:|
دیمین میگفت باید کسایی که نظر نمیدن رو بکشیم
گریسون هم میگفت نخیر باید باهاشون حرف بزنیم تا نظر بدن:|
بتمن هم به نشانه اعتراض سکوت کرده بود:|
پس بیا نظر بده:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1396 03:27 ب.ظ

هومن خیاط و بتمن!

دوشنبه 1 خرداد 1396 01:17 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
و این شما و اینم هومن و بتمن:|


چیه؟|:
خو بتمنه دیگه...ولی از نوع بچه اش:|
وییی هومن خیاط...عشقه عشق:|
اهم اهم:|
منظورم اینکه نظر بدید:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1396 01:20 ب.ظ

پرنسس زاتانا:|

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 04:41 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
اینو قبلا گذاشته بودم:|
گفتم دوباره بذارم یکم بخندید:|
و آبرو خودمو ببرم:|
اصلا نباید بخندی:|
یه عکس دیگه:|
اصلا دل زاتانا میخواد خل بازی دربیاره:|
به تو چه:|
اصلا نمیذارم عکس رو:|
اصلا باهاتون هم قهرم:|
خو حالا/:
چپ چپ نیگاه نکن:|
بیا ببین:|


الان از ذوق زیاد میمیره:|
ایشه:|
اصلا نظر بده/:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 04:43 ب.ظ

روکت:|

یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 04:24 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
روکت رو تو یانگ جاستیس یادتونه؟|:


چشاش لوچ شده:|
اگه نظر بدید درست میشه:|
گناه داره:|
قهرمانه:|
بعد یهو زد اشتباهی یکی دیگه رو کشت:|
نظر بدید:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 04:25 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 27 1 2 3 4 5 6 7 ...