قهرمانان جوان،به پیش!

کمیک dark knight returns بخش 2

پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:46 ق.ظ

نویسنده این مطلب: damian wayne
موضوع: عکس ? کمیک ? طنز ?
اینم بخش دو . حالا نه که خیلی نظر دادید ! 4 تاش که واسه روبات قطعات یدکی تویوتا و پلی اتیلن بود /:
اون پنجمی هم از مانیکور بود که همش انگلیسی مینویسه /: منفجرتیم مانیکور /: 
این مطلبو فقط اونایی که نظر میدن می خونن اصلا /:
به خاطر دل مانیکورم که شده یه چیزی بنویسیم /:
اینجا هم ادامشه 

چه صحنه قشنگی ! منم به وجد اومدم ! شما نیومدین متاسفانه باید بگم آدم نیستین 
تجدید قوا !!!
در حال فراره /: که یهو ... 
بتمن همیشه در صحنه وارد میشود !! موافقید صحنه مبارزشونو ببینیم ؟ ببببببلههههههههه /:
فلفل نبین چه تیزه بشکن ببین چه ریزه /: اشتباه شد /: الان بتمن هم میزنه /:
بعله دیگه ! گهی پشت به زین و گهی زین به پشت ! چه گیر دادم به ضرب المثل !
و اینم صحنه غم انگیز آخر جلد 2 ): تموم شد /:
نه ! جو دادم ! تموم نشد ! جلد سه مونده هنوز @ _@
جلد گرامی /:
اولین صحنه جلد 3 /:
پیرزنه بتمن بود /: من همیشه واسم جای سوال بود که این شاسگولا چرا آرم نازی هارو زدن ؟ یکی نیست بهشون بگه : بابا جان ! هیتلر خیلی وقته مرده ! بکن اون آررم لامصبو ! واسه ی همینه که این کمیک رو هیچوقت تا به الان داخل آلمان وارد نکردن . هر نسخه ای هم وارد کردن ویرایشگر این آرم نازی رو پاک کرده /: چون توی آلمان هر گونه آرم . علامت . کتاب . وحتی بحث و صحبت در مورد آلمان نازی نازی ها یا هیتلر ممنوعه /:صفحه ی بعد هم به علت مورد های ناجور و بحث بر انگیز و سانسوری نمی تونم بذارم /: یه وقت وب فیلتر میشه !
   ای بابا ! این فرانک میلر هم چقدر به عکس های خاک توسری علاقه داره ها ! صفحه ی بعد هم مورد سانسوری داره نمیذارم //:
عه ! سوفرمن /: عذر میخوام سوپرمن بود ! مرد سوپری /:
خدایی خیلی صحنه  قشنگیه !
خدایی این صحنه نبود ! آخه کری کلی کی میرفت پیش این دو تا عروسک ؟
دیدین ؟ منفجر شدن /: جوکر هم مشغول خوابه /: دیوید هم داره چرت و پرت میگه /:
چهقدر حیوون /: خودشونم چند وقت دیگه به حیوون تبدیل میشن /:
پیش به سوی کورتو مالتیس ! نه نه ! برگردید ! آتیش گرفت سوپرمن /:پ
یا خدا ! تمیارستانه آرکهامه ! در ضمن ! پایین رو هم ببینید ! گریمور جوکر سیگار میکشه ! این نبود تو انیمیشن !
این جوکرم میمیره آخر انقدر سیگار دود میکنه !
پرواز در اوج بلندی ! اهم اهم /:

خدایی این قرمزه دود بود ؟ فکر کردم خونه بتمنه /:
این جوکر چه هیکلی شد ! رفته باشگاه ! در ضمن ! سیگار لامصبو خاموش کن /:
بی شعور ! میگم خاموش کن سیگارو ! خفه شدم /: عه /: زن مردم رو ول کن !

بوسش کرد دیوانه شد /: محض اطلاعتون اون عروسکه هم داره گاز خنده پخش میکنه !
عه ! من شکایت دارم ! این دکتره منگوله چی بود اسمش ؟ آهان ! باثالامیو والپر /: مگه جوکر با لیوان گلوشو نبرید ؟ اینجا این عروسکه خفش میکنه !
سواره عروسکه شده ! در ضمن ! اینا دو تا مگه نبودن ؟ الان یه دونن /:

تانکو بلند کرد /:

واسه این دفعه بسه /: بقیش واسه بعدا /: من چقدر خوبم آخه ! واسه شما هم میذارم /:
نظر بده /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 فروردین 1396 12:42 ب.ظ

نوش جانت /:

چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: damian wayne
موضوع: عکس ? طنز ?
با نون بخور سیر شی /:
بعدا گشنت شد من هیچ مسئولیتی ندارم ! دِینم رو بهتون ادا کردم /:
سیر نشدی حد اقل نظر بده /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:21 ب.ظ

فکت : جاستیس لیگ !

جمعه 25 فروردین 1396 03:27 ب.ظ

نویسنده این مطلب: damian wayne
موضوع: عکس ? کمیک ? طنز ? متفرقه ?
می دونستین که اعضای لیگ عدالت تو کل سال یه روز دارن که مخصوص خندوندن بتمنه ؟ هی تلاش میکنن که بتمن رو بخندونن !
اسکلای بیکار /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 03:31 ب.ظ

فکت : جوکر !

پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: damian wayne
موضوع: عکس ? کمیک ? طنز ?
میدونستید که توی یکی از ورژن ها جوکر بتمن رو میکشه وبعد اون سلامت عقلیش به طور کامل بر میگرده و  و میره و صورتشو جراحی پلاستیک میکنه و به تحصیل ادامه میده و فردی موفق میشه ؟
فقط کرمش این بود دهن بتمن رو صاف کنه /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:31 ب.ظ

یک جوکر در نقش سه جوکر یا سه جوکر در نقش یک جوکر ؟ چین اصلا اینا ؟؟؟؟؟

پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: damian wayne
موضوع: کمیک ? عکس ? طنز ? خبر ?
/:
زبونم بند اومده خدایی /:
تو سری جاستیس لیگ نیو 52 اگر اشتباه نکنم بودن !
همیشه یک جوکر توی کمیک های بتمن وجود داشت اما این دفعه چه عرض کنم /: 
سه تا جوووووووکر !!!!!!!!!!!!
باورتون نمیشه نه ؟
ایناهاشن /:

معرفی میکنم ! 
اولی از سمت چپ جک نپیره /: همون جوکر فیلم بتمن 1989 
وسطی همون جوکر کمیک جوک کشندست 
و آخری هم که من خیلی دوسش دارم همون جوکر جدیده که تو سری نیو 52 هست . 
فکر میکنم اینا همشون تو همون آرک پایان بازی END GAME باشن . چون که توی همون کمیک پایان بازی بود که دست آۀفرد رو میبره :
بی مزه ! الان آلفرد چجوری غذا درست کنه ؟
ای بابا !
ولی بی صبرانه منتظر اینم که کمیکش رو پیدا کنم /:
شما داریدش ؟ خوش به حالتون . تونستید واسه منم بفرستید /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:21 ب.ظ

دعوای دث استروک و کت ومن سر رابین

یکشنبه 20 فروردین 1396 11:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? کمیک ? طنز ?
ترجمه 

کت ومن:بکش کنار شکن قهوه ای 
من اول اونو دیدم 

رابین: خدا کنه نمیرم 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 11:36 ب.ظ

im back :|

پنجشنبه 17 فروردین 1396 08:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: -|SuperNight|-
موضوع: عکس ? طنز ?

فکر کنم یه صد سالی بود پست نذاشته بودم :|
بیخی باو :|
بنظر :|
چند بخشه ؟ :|
سه بخشه :|
بِ نَ ظَر :|
پس بنظر :|



دیدگاه : نظرات
برچسب ها: تیم دریک ? جیسون تاد ? بروس وین ? استفانی براون ? دیمین وین ? بت فامیلی ?
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 فروردین 1396 08:46 ب.ظ

شوخی با تیتان ها نوجوان- رقص کریسمسی|:

شنبه 12 فروردین 1396 10:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: کلیپ ? طنز ?
همین الان همین جوری گفتم پست بذارم|:

[http://www.aparat.com/v/79PNs]

خیلی قشنگ بود اصلا/:
دلتون هم بخواد|:
نظر ندی میام....میام...اممم...به ماهیتابه میزنم تو دهنت|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 12 فروردین 1396 11:04 ب.ظ

جیسون و دیک|:

چهارشنبه 9 فروردین 1396 01:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: عکس ? طنز ?
من سخنی ندارم خودتون ببنید|:


داره....داره....ناخن های دیک رو لاک میزنه؟|:
لاک ناخن آبی؟|:
دیک داره حال میکنه؟|:
اینجا کجاست اصلا؟|:
چه دقت هم داره میزنه|:
خدایا ما به سوی تو بر میگردیم|:
چی؟....همین الان از پشت صحنه میگم یه عکس دیگه منتشر شد|:
بریم عکسو ببینیم||:


خدایا/:
من چی بگم؟|:
خدایا میدانم همه ما به سوی تو بازمیگردیم میشه زود تر باز گردیم؟|:
من دیگه سخنی ندارم|:
نظر ندی میام  میکشمت|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 فروردین 1396 01:25 ب.ظ

شوخی با تیتان ها نوجوان

دوشنبه 7 فروردین 1396 10:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: کلیپ ? طنز ?
فقط یک شوخیست|:
پس جنبه داشته باشید|:

[http://www.aparat.com/v/stkgN]

حال نظر دهید تا بازم از اینا بذارم|:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 فروردین 1396 10:03 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( آشتی )

شنبه 28 اسفند 1395 12:48 ب.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: عکس ? طنز ? داستان ?
سوپر من : به به ، سلام غنچه های باغه زندگی ، غمتونو نبینم حالتون چطوره ؟
رابین : سلام عمو خدارو شکر حالمون خوبه .
سوپر من : حاله استارفایره عمو چی خوبه ؟
استارفایر : خوبم ممنون بهم گفتن فردا مرخص میشم .
سایبورگ : آره حالش خوبه راستش اصا تیرک تو چشمش نریخته بود الکی شلوغش کرده بود .
سوپر من : خوب پس اگه حالش خوبه گوگولیای عمو بیاین تو .
اینو که گفت ریونو بیست بوی اومدن تو .
ریون آروم به بیست بوی : سرتو بنداز پایین !
رابین : شما دو تا اینجا چیکار می کنین !
سوپر من : دعواشون نکن عمو راستش از کاری که کردن پشیمونن منم برا وساطت گفتن بیام .
رابین : اگه زبونم لال زبونم لال گوشه شیطون کر زبونم لال......
سایبورگ : اههه حرفتو بزن .
رابین : اگه ی اتفاقی میوفتاد چی !
سوپر من : بزار ی خاطره برات بگم تا قشنگ برات جا بیوفته ، من ی بار با بتمن به قصده کشت درگیر شدم.....
سایبورگ : همون دفه ای که کاندید تمشکه طلایی شد ؟
سوپر من : نه بابا ی دفه دیگه بود ، خلاصه ما سه روزه تمام همدیگه رو می زدیم بعد آخرش می دونی چی شد ؟
سایبورگ : بتمن مرد بعد دوباره زنده شد ؟
سوپر من : نه بابا گفتم ببخشید که مدادتو شکستم بعد اونم گفت خواهش می کنم بعدم به بدبختی از رو زمین پا شد گفت هه هه هه اصلانم درد نداشت ، حالا شما هم بزرگواری کن مثه بابات دیگه عمو .
سایبورگ : ینی بخاطره ی مداد !؟
سوپر من : اون مداد یادگاره نن جون خدا بیامرزش بود .
رابین : بابام رو اون مداد خیلی حساس بود .
سوپر من : حالا آشتی ؟
رابین : باید استارفایرم ببخششون .
استارفایر : من که حتما می بخشم .
سوپر من : آشتی آشتی آشتی با هم بریم تو کشتی .
ریون : واقعا ممنونم عمو لطف کردین .
سوپر من : انجام وظیفه بود عمو جون .
رابین : اما پوله بیمارستانو باید خودت بدیا .
ریون : باشه بیست بوی برو حساب کن .
بیست بوی : چرا من ؟
ریون : چون من پولام تموم شده .
بیست بوی منم هیچی ندارم ، تو الان حساب بکن ما بعد بهت میدیم رابین .
رابین : خوب ما هم راستش پول نداشتیم منتظره شما بودیم .
سایبورگ : نگران نباشین الان عموی مهربونمون بهمون پول قرض میده مگه نه ؟
سوپر من : خوب من همه ی پوله این ماهمو برای استارفایر کمپوت خریدم چون فک می کردم وضعیتش خیلی بده .
رابین : حالا چیکار کنیم .
سوپر من : اینکه کاری نداره عمو هممون میریم هر طور شده پول جور می کنیم .
پس همگی راه افتادن تا برن برای ترخیصه استارفایر پول جور کنن و..............
نظر بدید




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 اسفند 1395 01:24 ب.ظ

بتمن و شله مشهدی !!!!!!!!! . قسمت ششم

جمعه 27 اسفند 1395 01:39 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SuperMan
موضوع: طنز ? داستان ?
پروردگارا به امید تو 
امروز قسمت جدید داستان رو می زارم . 
نظر فراموش نشه .
----------------------------------------------------------------------------------------------------
ماجرا به اون جا رسید که رابین تصمیم گرفت به بقیه ثابت کنه که از بتمن نمی ترسه ولی بهش احترام می زاره . به همین دلیلم راه افتاد به سمت غار بتمن و از طرف دیگه بتمنم توی جاده مونده بود . خوب بریم ادامه داستان. 
بیست بوی : بچه ها فکر می کنین رابین واقعا بره چشم تو چشم بتمن وایسته بگه من این مدل آهنگ دوست دارم . 
ریون : من فکر نمی کنم اصن بره غار بتمن . حتما می ره یه کم چرخ الکی می زنه توی خیابون بعدم می یاد می گه رفتم پیش بتمن . 
سایبورگ : اه . لعنتی . چرا انقدر سرعت دانلود کمه . زود باش . زود باش مرد تو می تونی . بورو جلو دیگه . خواهش می کنم . 
ریون : ما در چه خیالیم و فلک در چه خیال . 
استارفایر : رابین اصلانم دروغ نمی گه . 
ریون : حاضرم ثابتش کنم . بیا بریم غار بتمن . اگر رابین اون جا بود من به همه بستنی می دم اگرم نبود تو دیگه بی خود از رابین دفاع نمی کنی . 
استارفایر : قبوله . 
بیست بوی : خدا کنه رابین اون جا باشه . خدایا یعنی می شه باشه . 
ریون با اخم به بیست بوی نگاه کرد. 
بیست بوی : چیه ؟ خوب من بستنی دوست دارم . 
استارفایر : ریون چرا واستادی ؟ بریم دیگه . 
ریون : آقای سایبورگ . تشریف نمی یارین ؟ 
سایبورگ : نه . 
بنابر این ریون و استار و بیست بوی . رفتن سمت غار بتمن . وقتی رسیدن اون جا رابینو دیدن که داره با لبخند از در می یاد بیرون . 
استارفایر : رابیییییییییییییین . می دونستم دروغ نمی گی . 
ریون : تند نرو استار . بگو ببینم تو با بتمن حرف زدی ؟ راست بگو 
رابین : آره . بهش گفتم آخه پدر من هر کسی یه سلیقه ای داره . نمی شه که هر کسی سنتی گوش کنه . بتمنم که دید حرفم منطقیه گفت : 
آره پسرم حق با تو یه . ممنون که به من سر زدی . 
خلاصه بعدم که کلی اسرار کرد گفت ناهار واستا دیگه تشکر کردم گفتم نه باید برم . 
در همین لحظه یه دفعه گوشی رابین زنگ خورد . حدس بزنین کی زنگ زده ؟ بله . بتمن 
ریون : بتمنه ؟ جواب بده عزیزم . شاید می خاد همه رو دعوت کنه داخل . 
رابین که دست پاچه شده بود با مکث زیاد بلاخره جواب داد : 
الو . سلام پدر جان 
بتمن : رابین . کجایی ؟ 
رابین : من ؟ چیزه ..‌‌‌‌‌....... خوب .....‌‌‌‌.... من کجام ؟ 
بتمن : جوب بده دیگه . چرا عین آدم حرف نمی زنی ؟ ولش کن مهم نیست . من تو جاده موندم زود با یه چیزی پاشو بیا دنبالم . جاده جنوبی . 
رابین : چشم . الان می یام 
بتمن : زود که اصلا اعصاب و حوصله ندارم . 
رابین : چشم . خدا حافظ . 
ریون با لبخند گفت : بابا امر فرمودن بری دنبالشون ؟ 
استارفایر : چطوری با این سرعت بابات از خونه رفت جاده جنوبی ؟ 
ریون : عزیزم رابین جون دروغ گفتن . باباشون منزل نبودن و این یعنی من بردم و رابینم از بتمن می ترسه . 
رابین : نه خیییییییییییییرم . 
ریون : اگر نمی ترسی با جت بتمنی بورو دنبالش . 
رابین : خوب....... 
بیست بوی : رابین بابات روی جتش خیلی حساسه ها . نکنی این کارو . 
ریون : آره دیگه می ترسه . 
رابین : نه . باشه . با جت می رم . 



و اما ادامه بعدا . امید وارم خوشتون اومده باشه . 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 01:38 ب.ظ

عیدانه تیتانی ( عذر خواهی )

جمعه 27 اسفند 1395 10:52 ق.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
بیست بوی : اه ، بخاطره تو منم انداخت بیرون ، خیلی مسخرس .
ریون : چقدر غر می زنی ، خوب تقصیر خودش بود خبر چینی کرد .
بیست بوی : خوب تو هم مثله همیشه خودتو کنترل می کردی .
ریون : آخه باره اولش نبود .
بیست بوی : حالا کجا داریم می ریم ؟
ریون : داریم می ریم خونه سوپر من .
بیست بوی : حالا چرا خونه سوپر من ؟
ریون : برای اینکه بیاد وساطتمونو بکنه .
بیست بوی : حالا چرا سوپر من ؟ اون با ما مثه بچه ها رفتار می کنه ، هی لوپه منو می کشه .
ریون : برای اینکه اون بزرگه ابر قهرماناس می تونه بیاد ریش گرو بزاره .
بیست بوی : مگه ریش داره ؟
ریون : اههه چقدر سوال می پرسی .
بیست بوی : آخه خیلی قشنگ توضیح می دی .
ریون : خدارو شکر رسیدیم ، از شره سوالات راحت شدم .
کلید آیفونو زد
سوپر من : بله .
ریون : ببخشید مزاحمتون شدیم ریونم .
سوپر من : مزاحم چیه عمو ، بیا تو .
ریونو بیست بوی رفتن بالا .
سوپر من : به به ، سلام خوشگلای عمو بشینین .
ریون : ممنون .
سوپر من : به به چه دختره با ادبی ، چه با فهمو کمالات ، دیگه وقته عروس شدنته عمو .
بیست بوی : خخخخخخخخ
سوپر من : به ، چه پسره گوگولی ای بیا عمو ببینت .
بیست بوی رفت پیشه سوپر من و اون لوپشو گرفتو شروع کرد به کشیدن .
ریون : ببخشید ما اومده بودیم ازتون کمک بخوایم .
سوپر من : من همیشه برای کمک آماده ام عمو جون ، چی شده ؟
ریون : راستش من خامی کردمو با رابینو استار فایر دعوا کردم ، حالا پشیمونمو می خوام شما بیاین پا در میونی کنین که منو ببخشن .
سوپر من : با هم دمه عیدی قهر کردین اینکه خیلی بده ، قهر باعث میشه که اتحاد از بین بره ، یاده ی خاطره افتادم عمو ......
بیست بوی : ببخشید عمو لوپم کنده شد .
سوپر من : ببخشید حواسم نبود .
بیست بوی : خواهش .
سوپر من : داشتم می گفتم ی روز با بچه ها تو لیگه عدالت نشسته بودیم که بتمن با کلی چوب وارد شدو به هر کدوممون ی چوب دادو گفت بشکنیمشون ما هم شکستیم ، بعد دو تا داد شکستیم ، بعد سه تا ، بعد چار تا ، پنج تا ، شیش تا ، هفتا و ... خلاصه همه رو شکستیم ، اما می دونی نیتش مهم بود که می خواست به ما اتحادو یاد بده فقط راهو اشتباه رفته بود .
ریون : بله حق با شماست حالا به ما کمک می کنین ؟
سوپر من : معلومه دختره گلم .
پس اونا راه افتادن به سمته بیمارستان و ....................
نظر بدین .



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 11:49 ق.ظ

احساسات ریون به سبک اکواستریا گرل ساخت خودم

پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:46 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? طنز ?




بنظر 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:47 ب.ظ

چنتا از ریون

پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:38 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? طنز ?



این موقعی که دوستم یه جوک بی مزه تعریف میکنه من خنده میمرم و دوستام هنگ میکنن


اینم موقعی که دارم با یکی دوست میشم و صحبت گرمی داریم 




اینم موقعی که دوستم جلوی همه از طرف من ضایع میشه 






اینم موقعی که دوس مدام مزاحم میشه و داره چرت و پرت هر دفعه میگه 


اینم داریم درباره یه چیزی صحبت میکنی دوستم بیاد درباره یه چیز دیگه بگه

اینم موقعی که نظر نمیدین و میخوام بکشمتون 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:44 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 25 1 2 3 4 5 6 7 ...

هدایت به بالای صفحه