قهرمانان جوان،به پیش!

تیتان ها فصل دوم:قسمت چهارم:دیدار با 4 دوست قدیمی:بخش 1

چهارشنبه 12 آبان 1395 02:21 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?


خب یه توضیح بدم....


این بخش 4 قسمته که تو هر قسمت با یه دوست اشنا میشن.


و ناتیونیگم تو داستانم 16 سالشه .-. محض اطلاعتون ..

(نکته:ببینید من میخواستم زوج ریونو دیمین تو این فصل بزارم.البته بخاطر اختلاف سنی و زوج ریونو بیست بوی تو ریون گذاشتم!در واقع ریون  اصلیه به این جدیده داره اموزش میده!)
وایت ریون ریون خودمونه ریونم ریون جدیده نام برده میشه.!

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 18 آبان 1395 03:48 ب.ظ

تیتان ها فصل2:قسمت سوم:دوباره شکل گیری:بخش 2

پنجشنبه 8 مهر 1395 09:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?


زوددددددددددد برو ادامه



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 9 مهر 1395 04:49 ب.ظ

فصل 2 تیتان ها:قسمت دوم:دوباره شکل گرفتن:بخش 1

دوشنبه 5 مهر 1395 06:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?

برو ادامههههههههههه!

با حضور دیمین وین!

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 مهر 1395 03:37 ب.ظ

شخصیت جدید فصل 2!

یکشنبه 4 مهر 1395 07:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ? خبر ?


یه شخصیت.



برو ادامه.

انا که عاشقش میشه -_-

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 مهر 1395 03:38 ب.ظ

فصل 2 تیتان ها:قسمت اول:خوابم میاد...

شنبه 3 مهر 1395 03:11 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?

این قسمت اول و حادثه ای که برای دیک رخ میده.

برو ادامه

باحضور

سایکوی قاتل!


فقط دوتا نکته!

1-لباس نایتوینگ ابی و سیاه و من فقط برای قیافه سایکوی این عکسو گذاشتم!

2-تو سیرک نمیجنگن



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 مهر 1395 03:38 ب.ظ

پیش نویس فصل دو تیتان ها.

شنبه 3 مهر 1395 11:55 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?

برو ادامه -_-

توجه توج!

این تنها قسمتیه که از زبون والی وست گفته میشه!

و بای!

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 مهر 1395 03:38 ب.ظ

دو شخصیت جدید فصل 2!

جمعه 2 مهر 1395 08:14 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: عکس ? خبر ? داستان ?

این دوتا شخصیت قراره یه جنگ خفن کنن!

البته بگم که جز شخصیت های اصلی هم هستن!

این شما و این...


رد هود و دث استروک!


منتظر فصل 2 باشین!

|نظر ندی میدم این دوتا سلاخیت کنن|





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 مهر 1395 03:39 ب.ظ

داستان "امید خفته"/قسمت چهارم

دوشنبه 29 شهریور 1395 02:28 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
موضوع: داستان ?
و بعد از سالها قسمت جدید رو قرار دادم!
این قسمت:گیزمیان!
گفته باشم این قسمت زیاد خوب نشده کلا حوصله نداشتم....
بعد نگی نگفتم/=

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 29 شهریور 1395 03:57 ب.ظ

جنگ بی پایان:قسمت نهم:پایان بخش 1

دوشنبه 29 شهریور 1395 10:14 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?
اینم از این قسمت بعدی اخری


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 29 شهریور 1395 11:27 ق.ظ

جنگ بی پایان:قسمت هشتم:عملایات بخش 2

شنبه 27 شهریور 1395 01:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?

راه رفتن تو فاظلاب افتضاح!
البته خوبی های خودشو داره.والی گفت:الان چیکارکنیم؟
-تو برو جلو تر از ما ی نگاه بنداز.
میره و تا 3 ثانیه بعد میادو میگه خبری نیست.
گفتم:من از بتمن خیلی الحام میگیرم.خوبه همه چیزو بهتون نگفتم!
گارفیلد پرسید:اونوقت چرا؟
-یه راه مخفی از اینجا به ازمایشگاه راه داره.میتونیم بدون دیده شدن وارد شیم
اسپیدی گفت:اخه ای کیو ایازمایشگاه طبقه دهمه!
جواب دادم:واقعا که هویجی!راه من از فاظلاب ه پله های مخفی برج راه داره!
گارفیلد گفت:میدونستم!همیشه اتاقم از بیرون بزرگتر دیده میشد!
-خیله خب بسه دیگه همینجاست!ولی اول کار دارم!
دیوار روبه رو رو فشار دادم و دریچه ای باز شد و شمیشر سای ام رو برداشتم.
بعد دیواری که طرف دیگه فاظلاب بود.تو همین حال قسمتی از دیوار تبدیل به 
دیواری از سنگ شد.در رو فشار دادم داخل شدیم.یک را پله بود.
گفتم : باین.بالاخره به طبقه ی دهم رسیدیم.قبل از باز کردن گفتم:
هویج خان نصیحنی چیزی نداری؟
گفت:چیشده امروز هم میگی هویج خان؟
با بیحوصلگی گفتم:بنال!
گفت:نه امنو امانه!ریم تو!
وارد شدیم.ریون درجا گفت:اونا فهمیدن!
همون لحظه هزاران سراز ریختن تو.سرباز که چه عرض کنم!هیولا!
سریع گفتم:اسپیدی و گارفیلد و ریون و استار شما برین سراغ ازایشا.
منو والی هم سرشونو گرم میکنیم.
شکست دادنشون یه ربع طول کشید.
-خب دیگه من میرم سراغ بقیه.شما به کارا برسین/
استار فایر گفت:اما...
قبل از این که بگه رفتم .طولی نکشید چه هارو پیدا کردم.البته ازاد شدنشونم طولی نکشید!
سوسک ابی گفت:خیله خب نقشه چیه؟
همون موقع والی اومد.
گفتم:والی تو برای اینکه بتونی به مرگ مشت بزنی باید سرعت مشتتو به اندازه 100 مایل در ساعت تقویت کنی.
با اصبانیت گفت:اخه چطوری!
-این واسه تو که سریع ترین اسپیدسر دنیایی سخت نیستا!
گفت: گفتنش واسه تو اسونه.
تو همین موقع بیسم زنگ زد.استار بود.
والی گفت:چی گفت؟
-عملیاتشون تموم شده.وقتشه شروع کنیم.


خب تموم شد.10 نظر واسه قسمت بعدی!بای!




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 29 شهریور 1395 11:28 ق.ظ

جنگ بی پایان:قسمت پنجم:مرگ یا زندگی؟

چهارشنبه 10 شهریور 1395 12:25 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?
زووووووووووووووووووووووووووود 

بروووووووووووووووووووووووووووووووو

ادامهههههههههههههههههههههههه

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 شهریور 1395 01:49 ب.ظ

جنگ بی پایان:قسمت چهارم:دوست در برابر دوست

دوشنبه 8 شهریور 1395 01:28 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?
من هیچی نمیگم.فقط برو ادامه.

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 شهریور 1395 03:27 ب.ظ

جنگ بی پایان:قسمت سوم:خیانت

یکشنبه 7 شهریور 1395 02:01 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?
ببخشید اگه قسمت های قبل رو بد نوشتم!

این رو خیلی روش کار کردم!

زود برو ادامه

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 شهریور 1395 02:32 ب.ظ

جنگ بی پایان:قسمت دوم :اغاز بخش 2

شنبه 6 شهریور 1395 09:15 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?
برو ادامه چرا معطلی؟

دوتا سوال
1-بنظرتون کی دستش رو بالا برد؟

2-ایا ریون مرگ رو میشناسه؟

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 شهریور 1395 09:49 ق.ظ

جنگ بی پایان:قسمت اول : اغاز

شنبه 6 شهریور 1395 05:07 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Nightwing
موضوع: داستان ?
زوووووووووووود برو ادامه!




ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 شهریور 1395 09:49 ق.ظ



تعدادکل صفحات : 4 1 2 3 4

هدایت به بالای صفحه