وهو وهو کام بک امیر علی:|

سه شنبه 27 شهریور 1397 01:48 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام سلام منو یادتونه گایز؟

اره خودمم امیر علیم همونی که همش داستان می‌نوشت و فلان:\

می‌دونم الان با خودتون میگید عه این یادش بخیر:|

خیل خب تشویق نکنید من برگشتم و چیز های جدیدی تو ذهنم دارم:|

همین دیگه خوش باشین فعلا

#امیرعلی :/



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 27 شهریور 1397 01:50 ق.ظ

هرج مرج در گاتهام(من برگشتممممم:|)

پنجشنبه 11 مرداد 1397 09:14 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام:|
من خیلی تنبلم:|
خواستید فحش بدید چون مدونم داستان یادتون رفته:|

بریم داستان:|
هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
بتمن:*سریع میدوعه جایی که جوکر رفت*
*درو باز میکنه میره جلوتر*
هارلی:بپر بالا پودین
بتمن:نههههه
*میدوعه
*افراد جوکر میگیرنش*
جوکر:*میخنده و میره*
بتمن:*سرشو میندازه پایین*

قسمت نهم:
بتمن:*میره تو*
باید بفهمم این چیه
*علامت سوال بالاش رو میکنه*
*یکم فکر میکنه*
باید بفهمم
*میاره بالا یکم ازش میخوره*
چی؟!
امکان نداره
 این فقط...
ابه؟!
باید امتحانش کنم
*یهو یکی از افراد جوکر میاد جلو*
میکشمت
بتمن:*روشو برمیگردونه*
*شیر ابی رو گوشه دیوار میبینه*
*میدوعه سمتش شیرو باز میکنه یکم تو دستش می‌ریزه و میپاچه تو صورتش*
فرد:*میوفته*
اییییی
*بیهوش میشه*
بتمن:عجب
هممم
*دورو برو نگاه میکنه منبعی رو میبینه*
اره همینه!
*میره جلوتر لوله ای رو میبینه سرشو میزاره لبه منبع و سر دیگشو میزاره لبه شیر و شیرو باز میکنه*
*کم کم منبع پر میشه*
بتمن:اینم از این
*بعد از چند لحظه پر میشه*
*در منبع رو میبنده*
هممم
*دکمه رو گوشه منبع میبینه فشارش میده موج الکتریکی درست میشه*
*کم کم همه مردم بیهوش میشن*
اره
*از در میره بیرون*
حالا باید برم سراغ جوکر
جوکر:*صداش پخش میشه*
تو موفق شدی!
و من مثل همیشه باختم
چطور اینکارو میکنی
همچین چیزی ممکن نیست...من فقط یک قدم با پیروزی فاصله داشتم!
دوباره نه 
دوباره نه!
*صدایی گریه مانند از خودش در میاره*
بتمن:*دورو برو نگاه میکنه*
جوکر:بهم پیروز شدنو یاد بده
*یهو از جلوش با هارلی میان بیرون و به سمت بتمن میرن*
شاید اصلا دیگه نیازی بهش نباشه
من هیچوقت پیروز نمیشم پس...
خودمو تسلیم میکنم
*میره جلوش و زانو میزنه دستاشو میاره بالا*
ایندفعه دیگه هیچ نقشه ای ندارم
خودت که میبینی
دستگیرم کن
بتمن:*با احتیاط بهش نزدیک میشه*
جوکر:شایدم بهش نیاز دارم!
*تا یکم بتمن بهش نزدیک میشه سریع میپره و میخواد با دستش که سوزنی تو کف دستش بود که بتمنو مورد جنون قرار میداد میخواست استفاده کنه و دستشو نزدیکش برد*
بتمن:*سریع مچ دستشو میگیره با لگد میزنه تو شکمش و یه مشت تو صورتش میزنه و میندازش زمین*
هارلی:*چکشش رو درمیاره*
بتمن:*چکشش رو میگیره با زانوش به فکش میزنه و با ارنج به سرش میزنه جوری که بیهوش میشه*
جوکر:*اروم اروم میخنده*
Hahaha
بتمن:دیگه تموم شد جوکر
تموم شد...
(فردا ان روز)
گوردون:بتمن گاتهامو از دست جوکر نجات داد...اون مارو نجات داد اونم تنهایی
تک تک ما سعی کردیم اونو بکشیم ولی اون هیچکدوم از مارو نکشت و مارو صحیح و سالم نجات داد
*یه مدال دور گردن بتمن میندازه*
به افتخار قهرمانمون بلند میشیم و دست میزنیم
*همه بلند شدن و دست زدن*
(تیمارستان ارکهام)
*دوتا پلیس جوکرو دستو پا بسته میندازن تو یه سلول*
ما کاری میکنیم تا فرار دوباره تو از اینجا غیر ممکن بشه روانی!
جوکر:خواهیم دید!
دفعه بعدی من پیروز میشم بتسی!

پایان قسمت نهم
پایان کل داستان:|

خب قسمت اخر بود نظر بدید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 مرداد 1397 09:13 ب.ظ

هرج و مرج در گاتهام(بعد سال ها):|

جمعه 29 تیر 1397 01:36 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام:/
خوبید:|
ببخشید بعد چند سال اومدم:/
بریم داستان

هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
ببینم با اینکی چیکار میکنی بتس!
بتمن:*از سرو کلش میره بالا میپره رو کولش و میپره بالا و از لبه جایی که جوکر رفت میگیره و خودشو میکشه بالا*
جوکر:با یکم جنگ چطوری؟!
*میخنده و فرار میکنه*

قسمت هشتم:
بتمن:*از پله ها میره بالا*
*به یه جایی میرسه که دورو برش فقط اینه هست*
جوکر:*تو اینه دیده میشه*
سلام بتس!
میخواستم راجب چیزی باهات صحبت کنم!
بتمن:*مشت میزنه به اینه و میشکنه*
جوکر:*از پشتش تو یه اینه دیگه دیده میشه*
رابطه ما بیشتر از یک خلافکارو قهرمانه مگه نه بتسی؟
بتمن:*دوباره مشت میزنه و می‌شکنه*
جوکر:*از کنار تو یه اینه دیگه دیده میشه*
شاید یه رابطه دیگه داریم
اخه کی مثل من واست انقد دردسر درست میکنه؟!
ما باهم زندگی میکنیم بتس
بتمن:*مشت میزنه و میشکنه*
جوکر:*از سقف که اینه بود دیده میشه*
من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
تو بدون من نمیتونی
مگه نه بتسی؟
بتمن:نه
*لگد میزنه و میشکنه*
جوکر:*از جلو تو اینه دیده میشه*
چرا همینطوره!
بتمن:*مشت میزنه و یه جا باز میشه*
*میره جلو*
جوکر:*میخنده*hahahahahahaha
بتمن:*جلوتر میره*
*جوکرو میبینه که بالا پله ها رو صندلی نشسته*
*به سرعت میره از پله ها بالا که یکی از پله ها میشکنه و بتمن میوفته پایین*
*لبه پله دیگه رو میگیره*
ایییی
جوکر:*بلند میشه از پله ها میره پایین*
بتمن:*خودشو میکشه بالا به سرعت میره سمتش*
لیدی شیوا*از کنار میاد جفت پا میزنه تو صورت بتمن*
برای جوکر!
جوکر:*میخنده و فرار میکنه*hahahahahahahahaha
بتمن:*چند قدم عقب میره و گارد میگیره*
لعنتی
لیدی شیوا:*با یه لگد میزنه تو صورتش*
بتمن:*مشتشو اماده میکنه بزنه به شکمش*
لیدی شیوا:*حرکتشو پیشبینی میکنه و دستشو میگیره و یه لگد به پهلوش میزنه*
*شمشیرشو در میاره*
بتمن:*دوتا کف دستشو میزاره. رو شمشیرش و میگیرش و شمشیرشو پرت میکنه*
*یه لگد به شکمش میزنه*
لیدی شیوا:*دوتا مشت تو صورتش از چپو راست میزنه*
بتمن:*عصبانی میشه*
*یه لگد به پاش میزنه و یه مشت تو صورتش میزنه و با میله تو صورتش میزنه و چند قطره از اون ماده تو صورتش میریزه*
لیدی شیوا:*میوفته*
ایییی
*بیهوش میشه*
بتمن:*سریع میدوعه جایی که جوکر رفت*
*درو باز میکنه میره جلوتر*
*هیچی نمیبینه چون همه جا تاریکه*
*یهو همه جا روشن میشه دورو برشو میبینه پر افراد جوکر هستن و جوکر هم درو باز میکنه و از بالا هلیکوپتر میاد*
جوکر:*میخنده*
خیل خب دیگه باید برم
خوب باهم بازی کردیم بتس
*کرباتشو درست میکنه*
*یک طناب از هلیکوپتر میاد پایین*
هارلی:بپر بالا پودین
بتمن:نههههه
*میدوعه*
*افراد جوکر میگیرنش*
جوکر:*طنابو میگیره*
اوه نه بتسی
دیگه وقت برای بازی ندارم!
مسواکتو بزن!
خوب بخوابی
*میخنده و میره*
بتمن:*افراد جوکر کنار میزنه میدوعه*
*میره بیرون جوکرو میبینه که داره میره*
نمیتونم جلوشو بگیرم
اون همیشه یک قدم ازم جلوتره
افراد جوکر:*میرن سمتش*
بگیرینش
بتمن:*سر میله رو برمیداره چند قطره رو صورت همشون میریزه*
افراد:*میوفتن و بیهوش میشن*
بتمن:*سرشو میندازه پایین*

پایان قسمت هشتم
ادامه دارد...

چه طولانی شد:|
خب نظر بدید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 29 تیر 1397 01:36 ق.ظ

هرج و مرج در گاتهام

پنجشنبه 21 تیر 1397 05:15 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام:|
ببخشید باز خعلی وقت نبودم:|
بریم سراغ داستان:|
هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
بتمن:*دورو برو نگاه میکنه*
*بمبی میبینه که تا منفجر شدنش 10 ثانیه مونده*
*اسلیدو بلند میکنه به سمت در میره*
*Booooooooom*
بتمن:*برج جوکر نگاه میکنه**از سقف با کمک شملش رو زمین فرود میاد*
هممم
*درو باز میکنه پویزن ایوی رو میبینه*

قسمت هفتم:

پویزن ایوی:*چند تا گیاه رو مثل نیزه میکنه پرت میکنه سمت بتمن*
بتمن:*جاخالی میده و نیزه ها تو دیوار فرو میره*
پویزن ایوی:*به کمک گیاه هاش به سمت بالا میره*
بتمن:*میدوعه سمتش*
پویزن ایوی:*گیاه هاشو شمشیری میکنه پرت میکنه سمت بتمن*
بتمن:*جاخالی میده از گیاه ها بالا میره میپره محکم با مشت میزنه تو صورت پویزن ایوی*
پویزن ایوی:*پرت میشه پایین*
*میوفته زمین و سریع بلند میشه گیاه هارو مثل طناب میکنه*
بتمن:*نفس نفس میزنه*
پویزن ایوی:*طنابارو به سمت بتمن میبره*
بتمن:*میدوعه سمتش میپره جاخالی میده سر میله رو میکنه و چند قطره میپاچه رو صورت پویزن ایوی*
پویزن ایوی:اییییی
*میوفته زمین و بیهوش میشه*
بتمن:*سر میله رو سرجاش میزاره*
*دری رو میبینه که باز میشه میدوعه سمت در*
*میره تو هیچی نمیبینه*
*از جلوش سمت بالا دری شکسته میشه کیلر کلارک میاد بیرون*
کیلر کلارک:*میپره پایین و غرشی میکشه*
جوکر:*از پشت سر کیلر کلارک میاد بیرون*
ببینم با اینکی چیکار میکنی بتس!
*میخنده و فرار میکنه*
بتمن:*گارد میگیره*
کیلر کلارک:*دوتا مشتاشو محکم به زمین میکوبه*
بتمن:*پرت میشه ولی خودشو نگه میداره*
کیلر کلارک:*مشتشو به سمت بتمن میبره*
بتمن:*جاخالی میده و مشت کیلر کلارک میخوره تو زمین*
کیلر کلارک:*یه مشت دیگه میزنه ولی بتمن جاخالی میده و مشتش میخوره به دیوار*
ایییی
بتمن:*از سرو کلش بالا میره میپره رو کولش و میپره بالا و از لبه جایی که جوکر رفت میگیره و خودشو میکشه بالا*
کیلر کلارک:*برمیگرده*
بتمن:*با میله چند قطره تو صورت کیلر کلارک میپاچه*
کیلر کلارک:اییییی اخخخ
*میوفته و بیهوش میشه*
بتمن:*به سمت جایی که جوکر رفت میره و از پله ها میره بالا*
*به دری میرسه بازش میکنه*
*پنگوئنو میبینه*
پنگوئن:*افرادشو صدا میزنه*
بتمنو برام بکشید
جوکر:*از دور*
با یکم جنگ چطوری؟!
*میخنده و فرار میکنه*
بتمن:*میره جلو*
*افراد پنگوئن بهش حمله میکنن*
بتمن:*میره سمتشون دوتا مشت تو صورت یکیشون میزنه و یه لگد به شکم یکیشون میزنه و کله دوتاشونو بهم میکوبه*
پنگوئن:*متوجه میشه که بتمن داره همشونو میزنه برمیگده و فرار میکنه*
بتمن:*یه لگد تو صورتش میزنه*
*پنگوئنو میبینه میدوعه سمتش*
*میپره روش چند قطره تو صورتش میپاچه*
پنگوئن:آییییییی
*بیهوش میشه*
بتمن:*بلند میشه*
هممم
اینم از این...باید برم سراغ جوکر
*میدوعه*

پایان قسمت هفتم
ادامه دارد...

بعله:/
نظر بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 تیر 1397 05:14 ب.ظ

هرج و مرج در گاتهام

جمعه 15 تیر 1397 09:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
های:|
ببخشید یکم طول کشید چند روز نبودم:|
ولی بلخره:|
قسمت جدید:|
واو:|
هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
بین:*تو دستش فشار میده و میشکونش*
*چند قطره از اون ماده تو صورتش پاچیده میشه*
*میوفته زمین و بیهوش میشه*
بتمن:پس این پادزهره!
بتمن:*اون علامت سوال بالاشو میکَنه*
*میبینه تو اون میله پر از اون پادزهر*
اسلید:*تفنگشو در میاره میزاره رو سرش*

قسمت ششم:
بتمن:اسلید اروم باش تو مرد قوی هستی
اسلید:ساکت شو و اون میله رو بده به من!
بتمن:نمیتونم...
*سریع برمیگرده تفنگو میگیره با یه لگد چند قدم میفرستش عقب*
*علامت سوال رو میزاره و میله رو میندازه زمین*
اسلید ببین
جوکر تورو تحت کنترل گرفته میدونم شاید جواب نده ولی...
اسلید:*میدوعه سمتش دوتا مشت تو صورتش میزنه و یه لگد به پهلوش میزنه*
بتمن:*پاشو میگیره محکم میزنتش به دیوار*
اسلید:*کلشو میگیره یه ضربه با پا به فکش میزنه*
بتمن:*هلش میده میره عقب میله رو برمیداره سرشو میکنه و چند قطره رو ماسک اسلید میریزه*
اسلید:*همونجا وایمیسته*
بتمن:چیشد؟
ماسکش لعنتی
*میله رو میزاره کنار دیوار میپره با مشت محکم میزنه تو صورتش و کمی به عقب میره*
اسلید:*کاتاناشو در میاره*
*میدوعه سمتش میخواد کاتانارو تو شکمش فرو کنه*
بتمن:*جاخالی میده شمشیر فرو میره تو دیوار از پشت ماسکو در میاره میله رو برمیداره چند قطره میریزه تو صورتش*
اسلید:ایییی نههههه
*میوفته زمین و بیهوش میشه*
بتمن:هوف
*علامت سوال رو میزاره بالا میله*
*دورو برو نگاه میکنه*
بمبی میبینه که تا منفجر شدنش 10 ثانیه مونده*
نههههه
*اسلیدو بلند میکنه به سمت در میره*
5...4
بتمن:*درو باز میکنه میپره*
1...
*Boooooooooom*
بتمن:*بعد از چند لحظه بلند میشه گردو خاکو کنار میزنه*
*سرفه میکنه*
ایی
*اسلیدو میبینه که داره نفس میکشه ولی هنوز بیهوشه*
*برج جوکرو نگاه میکنه*
میام سراغت جوکر
*میره سمتش*
(بعد از چند لحظه به اونجا میرسه)
بتمن:*نگاه میکنه*
همممم
*از سقف اون ساختمونی که دوتا مسلسل دار نشسته بودن میره بالا*
*خیلی اروم میره سمتشون*
*میرسه بهشون از پشت دهن دوتاشونو میگیره اروم میاره عقب*
مسلسل دارا:هومممم هوممم اومممم
بتمن:*کله دوتاشونو بهم میکوبه و بیهوششون میکنه*
*از نوک برج بالا میره*
*میرسه به نوک*
مسلسل دار:*میبینش*
بتمنننن
*شلیک میکنه*
بتمن:*جاخالی میده میدوعه و میگیرش از بالا پرتش میکنه پایین*
دوتا مسلسل داری که تو ساختمون دیگه نشسته بودن:اونجاسسس
*شلیک میکنن*
بتمن:*جاخالی میده دوتا بترنگ به دوتاشون پرت میکنه*
*بترنگا میخورن به سر تفنگ و وقتی شلیک میکنن مسلسل ها منفجر میشن*
*Boooom*
مسلسل دارا:ایییی 
*میوفتن*
بتمن:*از سقف به کمک شنلش رو زمین فرود میاد*
هممم
*درو باز میکنه*
*پویزن ایوی رو میبینه که جلوشه و کنار هاشم پر گیاه هستن*
پویزن ایوی:برای جوکر!

پایان قسمت ششم
ادامه دارد...

خیلی جالب:|
نظر بدید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 15 تیر 1397 09:20 ب.ظ

هرج و مرج در گاتهام

یکشنبه 10 تیر 1397 11:43 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلاممم:|
قسمت جدید داستان:|
هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
بتمن:*پیاده میشه*
*میره سمت کامپیوترش*
*یهو صندلی میچرخه رو صندلی جوکر نشسته*
جوکر:میخوام کل این غارو نابود کنید افراد
بتمن:*سرشو میندازه پایین*
نه من باید شهرمو نجات بدم!
بتمن:از موتور پیاده میشه*
*شیشه رو از تو جیبش در میاره*
باید بفهمم این چیه!...

قسمت پنجم:

بتمن:*شیشه رو میزاره تو جیبش سوار موتور میشه گازشو میگیره*
باید برم سمت مخفیگاه قبلی جوکر ببینم این چیه
*کمی به جلو میره*
بین:*از کنار میاد موتور بتمنو بلند میکنه پرتش میکنه*
بتمن:*میوفته زمین*
آیییی اخخخ
*به سختی بلند میشه*
بین؟!
بین:برای جوکر!
*میدوعه سمتش*
بتمن:*گارد میگیره*
بین**مشتشو اماده میکنه میزنه بهش*
بتمن:*جاخالی میده*
*از پشتش میپره با لگد میزنه به سرش*
بین:*رو هوا پاشو میگیره محکم میزنش زمین*
*میگیرش بلندش میکنه دوباره محکم میکوبش زمین*
بتمن:اییییی
*شیشه از تو جیبش در میاد*
بین:*شیشه رو برمیداره*
بتمن:نه بین این کارو نکن
بین:*تو دستش فشار میده میشکونش*
*چند قطره از اون ماده به صورتش پاچیده میشه*
بین:اخخخخ ییی
*زانو میزنه*
بتمن:*به سختی بلند میشه*
چه اتفاقی داره واست میوفته؟!
بین:*میوفته زمین بیهوش میشه*
بتمن:*چشماشو ریز میکنه*

(یک هفته قبل)

جوکر:*یک شیشه رو برمیداره*
این پادزهر دارومونه عزیزم
هارلی:اصلا برای چی درستش کردی پودین؟
جوکر:خب باید برای بتس یه راهی بزارم دیگه!
*میخنده*hahahahahaha
هارلی:خب این شیشه براش کم نیست؟
جوکر:اونشو خودش میفهمه!
*شیشه رو پرت میکنه یه گوشه*
*میخنده*hahahahahaha

(الان)

بتمن:پس این پادزهره!
*یه قطره که رو صورت بین بود داشت همینجوری به پایین می‌رفت که سریع با انگشتش جلو افتادنشو میگیره میدوعه سمت موتورش بلندش میکنه دکمه ای رو میزنه جایی باز میشه قطره رو میندازه تو اون در رو میبنده*
هوف...
*میره سمت بین بلندش میکنه میبرش از سمت میله دستاشو اونجا میبنده و لوله های که بهش وصل بودو میکَنه*
باید یکاریش بکنم...
*سوار موتورش میشه میره سمت مخفیگاه قبلی جوکر*
*میرسه از موتورش پیاده میشه*
*میره جلو درو باز میکنه میره همونجا محل ازمایش*
همممم
*چراغ هارو روشن میکنه*
*گشتی میزنه*
اینجا دیگه هیچی نیست!
همم
*میره همونجا که شیشه رو برداشته بود روکش رو برمیداره*
*گردو خاک بلند میشه*
*سرفه میکنه*
*چشماشو ریز میکنه*
*میبینه هیچی نیست*
*برمیگرده میبینه ریدلر هنوز اونجاس*
*تعجب میکنه*

(همین چند دقیقه پیش)

ریدلر:اییی
*بیدار میشه*
*بلند میشه*
هارلی:ببخشید ریدلر ولی
پودین گفته تو باید اینجا بمونی!
*با تفنگش به مغزش شلیک میکنه*
ریدلر:*میوفته زمین و میمیره*

(الان)

بتمن:*میره جلوتر*
*میبینه مرده*
این یه سرنخه
*کلاهشو برمیداره*
هممم
*عصاشو برمیداره*
*اون علامت سوال بالاشو میکَنه*
*میبینه تو اون میله پر از اون پادزهر*
*تعجب میکنه*
ممنون جوکر
کارو برام راحت کردی!
*یهو اسلید از پشت میاد*
اسلید:*تفنگشو در میاره میزاره رو سرش*
برای جوکر!

پایان قسمت پنجم
ادامه دارد...

بعله:|
اسلید بکشش بکشش:|
یعنی چیزه چیز نظر بدید:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 10 تیر 1397 11:48 ق.ظ

هرج و مرج در گاتهام

پنجشنبه 7 تیر 1397 11:43 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
هم:|
دیگ چخبر:|
خب بریم داستان:\
هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
*کامپیوتر یک چیزی نشون میده که 1% کامل شده و باید 100% بشه*
بتمن:جوکر؟!
*کمی جلوتر میره*
هارلی:*از پشت با چکش به سرش یه ضربه محکم میزنه و بیهوشش میکنه*
*یهو کمربند بتمن زنگ میزنه*
جوکر:این چیه بتس؟
*دکمه لغو کامل رو فشار میده میندازش زمین با پاش لهش میکنه*

قسمت چهارم:

بتمن:*بیدار میشه*
آخ آیی 
*به سختی بلند میشه*
جوکر تو چیکار...
*در پناهگاهو میبینه که بازو بسته میشه*
*میره سمتش از در میره تو*
اینجارو ترک کردن
*کمی جلوتر میره*
*به یه در میرسه که روش نوشته محل آزمایش*
*چشماشو ریز میکنه درو باز میکنه*
همممم
پس جوکر اینجا ازمایش هاشو برا دارو انجام میداده
*چهار تا تلویزیون رو میبینه میره سمتشون*
*تلویزیونا هم زمان روشن میشن تصویر ریدلر رو نشون میدن*
ریدلر:سلام من اقای معما گو هستم
بزار یه معما ازت بپرسم 
بگو ببینم چرا وقتی ما به دریا زل می‌زنیم مثل ایینه تصویر خودمونو توش میبینیم؟
بتمن:ریدلر اروم باش تو توسط...
ریدلر:خب میخوای یه سوال دیگه ازت بپرسم
بتمن:نه ریدلر صبر کن
*تلویزیونا خاموش میشه*
*یهو ریدلر از پشت میاد تو*
ریدلر:از این جلو شاید برات راحت تر...
بتمن:*میدوعه سمتش*
*میگیرتش*
بهم بگو نقشه جوکر چیه؟
اون میخواد گاتهامو...
ریدلر:معما معما 
خب منواب معما هارو خوب بلدم
بتمن:*با یه ضربه تو سرش بیهوشش میکنه*
معما نمیخوام جواب میخوام
*میره یه گشتی تو همون محل ازمایش میزنه*
*یک شیشه کوچیکی رو میبینه*
*برش میداره*
هممممم
*میزاره تو جیبش*
بدردم میخوره
شایدم خوده دارو باشه
*از در خارج میشه دو نفرو میبینه*
*اون دو نفر به سرعت بهش حمله میکنن*
بتمن:اروم باشین...فکر کنم جواب نمیده
*بهشون حمله میکنه یه جاخالی میده کله هاشونو میگیره بهم میکوبه تا بیهوش شن*
هم 
فکر کنم باید...
*چشمش به یک برج میخوره که با نوکش نوشته بود خوش اومدی بتمن*
چی؟
حتما پناهگاه جدید جوکره!
*بدو بدو میره سمت برج نگاه میکنه*
*چهار نفر پایین برج با تفنگ کلت وایسادن و سه نفر کنار های برج با مسلسل و تو نوک برج هم یه مرد با مسلسل نشسته* 
اینجوری بدون هیچ وسیله ای نمیتونم برم اونجا...باید اول برم به سمت غار خفاشی...
*به سمت بتموبیل میره سوارش میشه گازشو میگیره و به سمت غار خفاشی میره*
*میرسه غار خفاشی*
*پیاده میشه*
*میره سمت کامپیوترش*
*یهو صندلی میچرخه رو صندلی جوکر نشسته*
جوکر:سلام بتس
بتمن:جوکررر؟
تو اینجا چیکار میکنی
اصلا چطوری؟...
الفرد:برای جوکر!
جوکر:باید از اون پیرمرد تشکر کنم
بتمن:الفرد نههه
جوکر:*بلند میشه*
*میخنده*hahahahahaha
*یهو چند نفر با تفنگ بتمنو محاصره میکنن*
جوکر:اون برج چطور بود بتس؟!
اون یه کلک بود تا تو فکر کنی واقعا من اونجام
میگم امشب پارتی بگیریم چطوره؟!
بتمن:بس کن
این بازی بین منو توعه جوکر...نیازی نیست کس دیگه ای رو تو این بازی قاطی کنی
جوکر:من هرکیو بخوام تو بازیم راه میدم بتس 
بیاین مهمونی رو شروع کنیممم
هارلی:*با چکشش میزنه تو صفحه کامپیوتر*
جوکر:*میخنده*hahahahahahaha
بتمن:این کارو نکن خواهش میکنم
جوکر:میخوام کل این غارو نابود کنید افراد
*افراد جوکر با چوبو تفنگ میریزن سر غار خفاشی*
جوکر:چه حسی داری؟
بتمن:*عصبانی میشه*
جوکر:اوه نگاش کن
یکی از افراد جوکر:کل بتکیو بمب گزاری شد قربان
جوکر:خب دیگه بهتره ما از اینجا بریم
*میخنده*hahahaha
*جوکر به همراه افرادش به سمت در خروجی میرن*
*اونایی هم که بتمنو محاصره کرده بودن کم کم عقب میرن و به سمت در خروجی میرن*
بتمن:*سرشو میندازه پایین*
*تا ترکیدن بمب فقط 30 ثانیه مونده*
بتمن:نه باید شهرمو نجات بدم!
*میدوعه سمت موتورش سوار میشه گازشو میگیره به سمت در خروجی میره*
*فقط 15 ثانیه تا انفجار*
بتمن*میرسه به در از غار خفاشی خارج میشه و ازش دور میشه*
5...4...3...2...1
*Booooooooooom*(انفجار)
بتمن:*از موتور پیاده میشه*
*شیشه رو از تو جیبش در میاره*
باید بفهمم این چیه!...

پایان قسمت چهارم
ادامه دارد...

گفتم ک هرچی بلا هست سر بتمن میارم:|
ها ها ها:|
نظر بدید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 تیر 1397 11:44 ق.ظ

هرج و مرج در گاتهام

سه شنبه 5 تیر 1397 04:07 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام علیکم:|
اصن وقت ندارم سریع بریم سراغ داستان:|
هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
بتمن:*سنگارو کنار میزنه*
همممم
*یه سنگو کنار میزنه شیشه های شکسته منبع رو میبینه*
*یه قطره از اون دارو رو پیدا می‌کنه تو شیشه ای که تو جیبش داشت میریزه*
هممم با این میتونم به چیزای خوبی برسم

قسمت سوم:

*رو صندلی میشینه با کامپیوترش کار میکنه*
*یچیزی باز میشه قطره رو تو اون میریزه*
بگو ببینم این دارو چیه؟
رو صفحه کامپیوتر میاره:یک داروی ژنتیکی
اگه موج الکتریکیش به مردم برسه اونا کنترل خودشونو از دست میدن
بتمن:خب پادزهرش چیه؟
کامپیوتر:صبر کنید
*چند لحظه میگذره*
یکم طول می‌کشه اماده شه
بتمن:چقدر؟
*کامپیوتر یک چیزی نشون میده که 1% کامل شده و باید 100% بشه*
بتمن:خب تا اون زمان منم میرم بیرون تا ببینم تو شهر چخبره
*بلند میشه سوار بتموبیل میشه و به سمت شهر میره*
*به شهر میرسه مردم رو میبینه*
*پیاده میشه و میره سمت مردم*
یکی از ادما:*بتمنو میبینه*
بتمن?!
بتمنننن بگیرینش
*بهش حمله میکنن*
بتمن:چی نه من نمیخوام بهتون صدمه ای بزنم...
مردم:*چوب برمیدارند میریزن سرش*
بتمن*باشه هرجور راحتین!
*میره سمتشون میزنه تو شکم یکیشون بعد یه ضربه با پا به زانوش میزنه و با یه ضربه تو سرش بیهوشش میکنه*
*چند نفر دیگه هم همینطور بیهوش میکنه*
*صدایی رو میشنوه*
*سمت چپشو نگاه میکنه یک کارخونه ای رو میبینه که روش عکس دلقک داره*
جوکر
*میره اونجا و میبینه دوتا نگهبان از اونجا محافظت میکنن*
دوتا نگهبان:*حمله میکنن بهش*
بتمن:*کله دوتاشونو میگیره محکم بهم میکوبه جوری که بیهوش میشن*
*میره جلو درو باز می‌کنه میره تو*
همممم
کتوومن:*میاد روبرو بتمن*
سلام بتمن
بتمن:سلینا؟!
کتوومن:*یه لگد تو صورتش میزنه*
بتمن:من نمیخوام با تو مبارزه کنم
ولی چاره ای ندارم
*دوتا مشت به شکمش میزنه*
کتوومن:*با طنابش پای بتمنو میگیره میندازش زمین*
بتمن:*بلند میشه کلشو میگیره با زانو به چونش میزنه و یه لگد به شکمش میزنه هلش میده عقب و میپره با یه مشت محکم تو صورتش بیهوشش میکنه*
متاسفم
*میره جلوتر از پله ها بالا میره دری رو میبینه*
*بازش میکنه چراغ ها روشن میشه و جوکرو میبینه که مثله یک جنازه رو صندلی نشسته و حرکتی نمیکنه*
جوکر؟!
*کمی جلوتر میره*
*چشماشو ریز میکنه*
*میره جلو دستشو میگیره*
جوکر:*همونجا سرشو میاره بالا لبخند میزنه*
هارلی:*از پشت با چکش به سرش یه ضربه محکم میزنه*
بتمن:*میوفته زمین*
اخخخ 
*بیهوش میشه*
جوکر:*میخنده*hahahahahaha
بتمن:*بعد از چند دقیقه بلند میشه خودشو رو یه صندلی که توش بسته شده بود میبینه*
*سعی میکنه خودشو ازاد کنه*
جوکر:سلام بتسی!
چرا بدون دعوتنامه اومدی؟
بتمن:منو از اینجا ازاد کن جوکر
جوکر:حتما بتسی
قراره بیشتر از اینا باهم بازی کنیم
*یهو کمربند بتمن زنگ میزنه*
جوکر:این چیه بتس؟
*کمربندشو برمیداره*
رو صفحه کمربند:پادزهر کامل شد 
آیا میخواهید از این پادزهر استفاده کنید؟
جوکر:او بتسی معلومه که نه!
همینطوره؟
بتمن:نهههه اینکارو نکن
جوکر :*دکمه لغو کامل رو فشار میده کمربندو میندازه زمین با پاش لهش میکنه*
بتمن:نههههه
جوکر:*میخنده*hahahahahaha
میبینمت بتسی
*با پا صندلی رو هل میده و دیوار میشکنه و بتمن از اون بالا پرت میشه پایین وقتی میوفته دوباره بیهوش میشه*
جوکر:خیل خب افراد
فکر کنم دیگه باید یه پناهگاه جدید پیدا کنیم
هارلی:کجا بریم پودین؟
جوکر:من میدونم!
*میخنده*hahahahaha

پایان قسمت سوم
ادامه دارد...

بعله:/
کلا هرچی بلا هست من سر بتمن میارم:|
خب نظر بدید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 تیر 1397 04:07 ب.ظ

هرج و مرج در گاتهام

دوشنبه 4 تیر 1397 09:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام سلام:|
خعلی سریع میریم سراغ داستان:|
هرج و مرج در گاتهام

آنچه گذشت...
جوکر:دارو عزیزم بلخره ساخته شد!
بتمن:*شیشه رو میشکنه میاد تو*
نه جوکر نههه
اینکارو نکن
جوکر:*دکمه رو فشار میده موج الکتریکی از بیرون ساختمون رخ میده و تا مرز کل شهر ادامه داره*

بتمن:*به سختی بلند میشه و به سمت بتموبیل میره*
*تصمیم میگیره بره به غار خفاشی و به سمت غار خفاشی میره*

قسمت دوم:
بتمن:*میرسه به غار خفاشی و از ماشین پیاده میشه*
آلفرد؟!
آلفرددد؟
این اصلا خوب نیست
*میره او کامپیوترش رو صندلی میشینه*
*دستشو رو چونش میزاره*
شهر...من نباید بزارم همچین اتفاقی بیوفته!
*بلند میشه میره سمت بتموبیل*
باید اطلاعات جمع کنم
*سوار میشه به سمت محل منفجر شده میره*
شهر سوتو کوره 
هیچکس نیست!
پس مردم کجان؟
*میرسه اونجا پیاده میشه میره جلو تر*
*سنگارو کنار میزنه*
همممم
*یه سنگو کنار میزنه شیشه های شکسته منبع رو میبینه*
*بیشتر دقت میکنه*
*یه قطره از اون دارو رو پیدا می‌کنه تو شیشه ای که تو جیبش داشت می‌ریزه*
هممم با این میتونم به چیزای خوبی برسم
*سمت چپشو نگاه میکنه صدای همهمه ای رو میشنوه و نوری رو میبینه*
*سوار بتموبیل میشه میره سمتش*
*میرسه از بالای سقف یواشکی نگاه میکنه*
جوکر:*از پشت میکروفون حرف میزنه*
سلام مردم گاتهاممم
من جوکر هستم!
باحال ترین و خفن ترین و بزرگ ترین خلافکار این شهررر
خب بهتره همکارمم بهتون معرفی کنم 
هارلی کویین
هارلی:من هارلی کویین هستم!
جوکر:خیل خب کافیه 
گوش کنید چی میگم
شماها همه برای من کار میکنین
خب برای اینکه همه بفهمن شما برای من کار میکنین باید خودتون رو شبیه من کنین
*از پشتش پرده کنار میره و چند نفر که رنگ دستشون بود اونجا نشستن*
حالا همتون برید تا افرادم گریمتون کنن
*همه مردم به سمت اونا میرن*
جوکر:واییی چه حس خوبی داره!
بتمن:*بین مردم الفرد رو میبینه*
الفرد نهههه
*از رو سقف میاد پایین*
نمیزارم چنین اتفاقی بیوفته!
جوکر:بتس؟!
مهمون داریم دوستان
هرکس گریمش انجام شده بهش حمله کنه!
*اونایی که انجام شده بود حمله ور شدن*
بتمن:چه زیادن!
*مردم میریزن سرش*
بتمن:اروم باشین اروم باشین من نمیخوام بهتون اسیبی برسونم
*عقب میره*
مردم:برای جوکر!برای جوکر!
جوکر:اینجارو داشته باششش
بتمن:*چند قدم به عقب میره*
نمیتونم با اینا مبارزه کنم
*از تفنگ قلاب دارش استفاده میکنه میزنه به سقف میپره بالا جوکرو میبینه ولی راهی به رسیدنش نداره*
جوکر:*دست تکون میده*!
بتمن*عصبانی میشه*
کاری نمیتونم بکنم
*برمیگرده رو زمین فرود میاد سوار بتموبیل میشه و به سمت غار خفاشی میره*
باید از اون دارو استفاده کنم
جوکر:اووو بتسی جونم فرار کرد!
خب مردم گاتهام این ردیف جلوییه با چند تا خلافکار معروف بیان به پناهگاه من و نگهبانی بدن!
و بقیه مردم هم تو کل شهر گاتهام پخش بشن و اگه کسیو دیدن که از من اطاعت نمیکنه...بکشن
خب دنبالم بیاید!
*جوکر با چند تا خلافکار و جمعیتی به پناهگاه جوکر میرن*
بتمن:*به غار خفاشی میرسه*
*پیاده میشه*
الان باید ببینم این دارو اصلا چی هست...

پایان قسمت دوم
ادامه دارد...

بعله بعله:|
خب نظر بده:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 تیر 1397 09:42 ب.ظ

داستان جدید:هرج و مرج در گاتهام

یکشنبه 3 تیر 1397 09:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام:|
من برگشتم با داستان جدید واو واو:||
بریم سراغ داستان واو واو:|
واو اسمش واو:|

داستان:هرج و مرج در گاتهام
واو:|
خیل خب بریم سراغ داستان
دوربین
صدا 
حرکت:|

قسمت اول:

یکی از شب های گاتهام بود هوا بارونی و یک نقشه مرگبار از دشمن قدیمی بتمن یعنی جوکر
جوکر:*به یک منبع بزرگ خیره شده*
بلخره دارو عزیزم ساخته شد!
دیگه باید نقشه منحصر به فردمونو شروع کنیم
*میخنده*hahahaha
هارلی:بیا پودین
*یه چیز مربعی بهش میده که کنارش یه دکمه داره*
فشارش بده فشارش بده!
بتمن:*شیشه رو میشکنه و میاد تو*
اینکارو نکن جوکر
اینکار به نفع هیچکدوممون نیست!
جوکر:او بتسی!
منتظرت بودم
فقط منو تو در برابر عروسکای خیمه شب بازی من!
چه کیفی میده!
بتمن:اون دارو چیه؟
جوکر:لبخند میزنه*
یه دارو ژنتیکی
وقتی موج الکتریکیش به مردم برسه...اونا تحت کنترل من میشن!
عروسکای خیمه شب بازی من
ارههه
بتمن:نههه جوکر نههه
*میدوه سمتش*
جوکر:*لبخند میزنه و دستشو رو دکمه میزاره*
بتمن:*با تمام سرعت میره سمتش میگیرتش میندازش زمین*
جوکر:*همون موقع که بتمن میگیرش دکمه رو فشار میده موج الکتریکی از بیرون ساختمون رخ میده و تا مرز کل شهر ادامه داره*
*همه مردم گاتهام بیهوش میشن*
جوکر:*میخنده*
او بتس یکم دیر کردی!
بتمن:میدونی چیکار کردی؟
*بلند میشه*
جوکر:معلومه که میدونم!
*بلند میشه گردو خاکو از لباسش پاک میکنه*
کل گاتهام به فرمان منه 
هو هاها
بتمن:*یقشو میگیره*
بگو ببینم...پادزهرش چیه؟
جوکر:*خودشو رو بتمن میندازه*
پادزهر؟
اوه بتسی پادزهری وجود نداره
*میخنده*
بتمن:*هلش میده*
هارلی:ولی پودین خودت گفتی که یه پادزهر داره اونم...
جوکر:*دستشو جلو دهن هارلی میزاره*
فکر کنم باید بری...یا بهتره دوتامون بریم
*نخی که بالاش بود رو میکشه و کاشی باز میشه و میره به بالا و سقف باز میشه*
جوکر:*میخنده*hahahahaha
بتمن:*یه بمبی رو میبینه که تا زمانش 10 ثانیه مونده سریع از پنجره میپره بیرون و رو سقف یک ساختمون میوفته و ساختمون منفجر میشه*
*بعد از چند ثانیه جوکر رو میبینه که به همراه هارلی سوار یک هلیکوپتر در حال رفتنن*
*میدوه و از ساختمونا میپره و وقتی بهشون نزدیک میشه از تفنگ قلاب دارش استفاده میکنه میزنه به بالا هلیکوپتر و میره بالا*
جوکر:*میبینش*
اوه بتسی اینجا برای تو جا نداریم!
ظرفیت دو نفره مگه نه هارلی؟!
هارلی:بله پودین
میدونی خیلی روندن هلیکوپتر سخته
جوکر:انقد حرف نزن و حواست ب جلوت باشه
هارلی:چشم پودین
جوکر:خب کجا بودیم
*بتمن رو نمیبینه*
کجا رفت؟
بتمن:*از جلوش در میاد*
اینجا جوکر
جوکر:*دو قدم عقب میره*
گفتم اینجا جا نیست بتس
*چکش رو برمیداره محکم میزنه تو صورتش و پرتش می‌کنه پایین*
هارلی:اون مال منه!
جوکر:*میخنده*hahahahaha
بتمن:*میوفته رو یه ماشین*
اخخخ
*به سختی بلند میشه و به سمت بتموبیل میره*
*میرسه به بتموبیل سوار میشه میخواد تعقیبشون کنه که میبینه نیستن*
*تصمیم میگیره بره به غار خفاشی و به سمت غار خفاشی میره*

پایان قسمت اول
ادامه دارد...

بعله اینم از این:|
همم اره دیگ امیدوارم خوشتون اومده باشه:|
نظر بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 تیر 1397 09:41 ب.ظ

تولد وب مبارککک

پنجشنبه 31 خرداد 1397 03:29 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام.
اومدم تولد وب رو تبریک بگم...درست دو سال پیش در همچین روزی زاتانا و نویسنده های بزرگ این وب رو ساختند.
انگار همین دیروز بود که این وب ساخته شد و به دست زاتانا و نویسنده ها بزرگ شد و پرورش یافت.
تولد وب مبارککک
خعلی کتابی حرفیدم:|
خب حالا بریم سراغ کادو تولد و سورپرایز
چند تا عکس از بی بی ری*-*






خب حالا چند تا عکس از رابستار*-*








بفرمایید

خب خلاصه اینکه تولد وب مبارک:|

فعلا...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 خرداد 1397 03:41 ب.ظ

لیگ عدالت و لیگ جنایت (قسمت اخر)

چهارشنبه 30 خرداد 1397 10:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام:|
با اون همه نقدو نقد کننده و اینا من دیگه خجالت میکشم داستان بنویسم:|
واسه همین سریع تمومش میکنم بره:|

خب لیگ عدالت و لیگ جنایت:///
اقا همین اول یچیزی بگم:|
به اسم دیگ کار نداشته باشین:|
میدونم یهو لیگ جنایت رفتن دیگه هم نیومدن:|
باید اسمشو میزاشتم یچیز دیگ:|
حالا ولش:/

موضوع:مبارزه سخت

قسمت اخر

آنچه گذشت...
لکس لوتر:ببین کی اینجاس
اومدی به من ملحق شی تا دنیا رو نابود کنیم؟

اسلید:نه

*یک ربات بزرگ به شکل اسلید بیرون میاد*
اسلید:بریم تا اون غول بیابونی رو نابود کنیم!

قسمت شانزدهم:

بتمن:خب من یک نقشه دارم...من به همراه لیگ میریم حواس لکسو پرت میکنیم توهم با اون ربات بیا و اونو نابود کن
اسلید:فکر خوبیه...بریم انجامش بدیم
*از ربات بالا میره و میره تو سرش رباتو روشن میکنه*
بتمن:بریم
*به همراه لیگ عدالت به طرف لکس میرن*
*لیگ عدالت به لکس میرسن*
لکس لوتر:*به یکی از ماشینا لیزر میزنه*
*متوجه لیگ میشه*
*سرشو برمیگردونه*
اوه اینجارو داشته باش...لیگ عدالت
بتمن:اینکارو تموم کن لکس...دنیا رو ج نابود کنی که چی؟
لکس لوتر:دوستان ضعیف من...
من بعد از تخریب این شهر...به سراغ دارویی میرم و کل مردم رو به بردگی میگیرم!
فلش:چیشد؟
بتمن:کدوم دارو؟
این غیر ممکنه
لکس لوتر:من از سال ها پیش دارم تو یه تکنولوژی کار میکنم...
شماها هیچ کاری نمیتونید بکنید
*همون‌طور که لکس داشت حرف میزد از پشت اسلید با رباتش میاد و از پشت بهش اتیش شلیک میکنه*
لکس لوتر:*میوفته*
اخخخخخ نههههه چه اتفاقی...
اسلید:سلامی دوباره لکس!
لکس لوتر:تووو دوباره
*بلند میشه پرواز میکنه و به سرعت سمتش میره و به ربات ضربه میزنه*
اسلید:*با دوتا دستاش لکسو میگیره محکم میزنش زمین*
*با پاش لهش میکنه*
کارت تمومه
لکس لوتر:*پاشو میگیره بلندش میکنه محکم میکوبتش زمین و به سرعت میره سمتش به سرش ضربه میزنه*
اسلید:*دستاش تبدیل به تفنگای بزرگ با تیر های مسی میشن*
با یکم گلوله مسی چطوری؟!
*بهش شلیک میکنه*
لکس لوتر:آییییییی نهههه اخخخخخ 
*میوفته*
اسلید:بلند میشه میگیرش محکم میکوبش زمین با دستاش تند تند بهش مشت میزنه جوری که زمین ترک برمیداره*
لکس لوتر:*بی حال رو زمین افتاده*
به این زودی تسلیم نمیشم...
*دستشو میگیره میپیچونه بلند میشه بلندش میکنه پرواز میکنه میره بالا تو اسمون پرتش میکنه پایین*
پرواز بلدی؟!
اسلید:اره!
*دوتا موشک از پشتش در میان و رو هوا معلق میمونه*
هوف خوب شد سوخت داره!...
لکس لوتر:*به سرعت میاد سمتش*
اسلید:*جاخالی میده با مشت محکم میزنتش زمین*
لکس لوتر:*عصبانی میشه*
اسلید:خون سرد باش...
*یجا از کمرش باز میشه و از توش یه شمشیر کریپتونایتی برمیداره*
*اروم اروم میاد پایین*
چیزی برا گفتن نداری؟
بتمن:نههه نباید اینکارو بکنی
اسلید:حتما شوخیت گرفته
بتمن:نه نباید اونو بکشی
اون جاش تو زندانه
اسلید:ساکت شو این جاش تو قبره
*شمشیر رو میزاره زیر گردنش*
بتمن:نههه اینکارو نکن!
اسلید:*گردنشو قطع میکنه*
*یک انفجار سبز تا شعاع 1 کیلومتری رخ میده ولی خرابی زیادی به بار نمیاره*
اسلید:*بلند میشه و از ربات میاد بیرون*
اوه این دیگه چی بود؟
بتمن:فکر میکردم چنین اتفاقی بیوفته...
*بلند میشه*
سوپرمن:*بلند میشه ولی دردی تو خودش حس نمیکنه*
بچه ها فکر کنم باید درد میداشت!
فلش:اره یکم درد داشت
سوپرمن:من چیزی حس نمیکنم!
واندروومن:منم همینطور
سوپرمن:وایسا ببینم
*یه مشت به دیوار میزنه دیوار میشکنه*
قدرتامون!
فلش:چییی؟
*میدوعه کم کم سرعتش زیاد میشه*
قدرت خوبمم دلم برات تنگ شده بود!
آکومن:اوه اره
اسلید:خب من عاشق پایان های خوشم!...
ولی باید برم پس
فعلا
بتمن:بعدا میبینمت...
بیاین بریم بچه ها
گرین ارو:بریم...

پایان قسمت شانزدهم
ادامه ندارد:|
پایان
اینم یه پایان خوبو خوش:|
قسمت اخره نظر بده پلیز:|
فعلا...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 خرداد 1397 10:32 ب.ظ

من برگشتم:|

شنبه 26 خرداد 1397 10:23 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام دوستان:|
بعد از قرن ها برگشتم:|

خب اومدم دیگ:|
اها یادم افتاد:|

میخواستم بگم که میخواهید ادامه داستانو بزارم یا نه؟:|
لیگ عدالت و لیگ جنایت:|
تو نظرات نظر بدید لطفا ک بزارم یا نه:|
خب نظر بدید
فعلا...



دیدگاه : بگو بزارم یا نه:|
آخرین ویرایش: شنبه 26 خرداد 1397 10:27 ب.ظ

لیگ عدالت و لیگ جنایت

جمعه 11 خرداد 1397 10:38 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
سلام:|
مونده بودم این قسمتو قسمت اخر کنم یا نه:/
تصمیم گرفتم قسمت بعدیو قسمت اخر کنم:|
ولی هنوزم قطعی نیست:||
پس فعلا به قسمت اخر نرسیدیم:|
اصن چرا اینارو دارم میگم؟:|||
بریم سراغ داستان:|

لیگ عدالت و لیگ جنایت

موضوع:پایان دنیا

آنچه گذشت...
لکس لوتر:*پرواز کردن*
حالا من کل قدرتای لیگ عدالتو دارم
*خنده شیطانی*
بتمن:ولی تو میتونی...باید اینکارو بکنی!
اسلید:بریم به جنگش!

قسمت پانزدهم:
اسلید:*سوار موتور شدن*

آکومن:موفق باشی مرد
اسلید:امیدوارم بتونم این هیولا رو نابود کنم...

*موتور رو روشن کردن و به سمت لکس رفتن*

*بعد از چند لحظه*

اسلید:*پیاده شدن*

اوه گندش بزنن!

لکس لوتر:اوه اینجارو ببین

*به ارومی فرود میاد*

اومدی به من ملحق شی تا دنیا رو نابود کنیم؟!
انتخاب خوبیه
اسلید:نه پسر
*دوتا مشت میزنه تو صورتش و از سرش میگیره میپره پشتش گردنشو میگیره*

توی عوضی میخوای این دنیای لعنتی رو نابود کنی؟!
هرگز چنین اتفاقی نمیوفته

لکس لوتر:*خندیدن*
تو دیگه نمیتونی جلوی منو بگیری
*با ارنجش میزنه تو صورتش و پرتش می‌کنه تو دیوار*
*قدم زنان به سمتش میره*
هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیره!

اسلید:*بلند شدن*
اوه لعنتی...تو نمیدونی داری چیکار میکنی

لکس لوتر:خوبم میدونم
*لیزر به سمتش شلیک میکنه*

اسلید:*میدوعه و میپره و جاخالی میده*
*تفنگاشو در میاره دورش میچرخه و بهش شلیک میکنه*
*همینطور یهو چوبشو در میاره و تو صورتش لیزر میزنه و پرتش میکنه*

لکس لوتر:دیگه داری عصبانیم می‌کنی!
*بلند میشه با سرعت فلش میاد سمتش کلشو میگیره محکم میکوبه زمین و بلندش میکنه و با دستش میچرخونش و با قدرت خیلی زیاد 20-30 متر اونطرف تر پرتش میکنه و اسلید محکم به یک دیوار اهنی میخوره*

اسلید:اوه لعنتی اخ
*به سختی بلند میشه و میدوعه سمتش*

لکس لوتر:*یه لیزر بهش میزنه و دوباره پرتش می‌کنه*

اسلید:*میوفته زمین و نگاهی با عصبانیت بهش میکنه*
*بلند میشه مخفیانه نزدیکش میشه یهو از کنار میدوعه سمتش شمشیرشو در میاره و فرو میکنه تو سینش که شمشیر میشکنه*

لکس لوتر:اوه چیشد ها؟
*گردنشو میگیره بلندش و پرتش می‌کنه 20-30 متر اونور تر*

اسلید:اه اینجوری نمیشه
*به سختی بلند میشه*

لیگ عدالت:*به سرعت میان سمت اسلید*
بتمن:چجوری میخوای اونو شکست بدی؟!

اسلید:اوه مرد من همیشه برای اینجور موقع ها نقشه دارم!
آکومن:اوه نقشه داری؟
چجوری میخوای جلوی این لعنتی رو بگیری؟!

اسلید:بیا و خودت ببین...

*رفتن به مخفی گاه اسلید*
اسلید:*دکمه ای رو فشار دادن*

اینو گزاشته بودم برا وقتی که اوضاع قاراشمیش میشه!
*یهو یک ربات بزرگ به شکل اسلید میاد بیرون*

اسلید:تادا!

آکومن:اوه مرد دهنت سرویس!:/

اسلید:بریم تا اون غول بیابونی رو نابود کنیم!

ادامه دارد...

پایان قسمت پانزدهم

الان میگین ربات اسلید از کجا اومد؟:|
خب از خودم در اوردم:|
تادا:|

نظر بده



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 خرداد 1397 10:38 ب.ظ

لیگ عدالت و لیگ جنایت

پنجشنبه 10 خرداد 1397 03:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Amir Ali Deathstroke
بعداز قرن ها اومدم:|
سرزنش نکنید قسمت بعدیو ننوشته بودم خب:|

لیگ عدالت و لیگ جنایت

موضوع:نابودی

آنچه گذشت...
یه صدایی:تمومش کن دیگه تمومه!
ردهود:این بازی چیه؟!
ما قرار بود لیگو نابود کنیم
اسلید:اینکارو کردیم
*یک هفته بعد*
یک فرد:آمادس قربان!
لکس لوتر:انجامش بده
یک فرد:چشم قربان
*زدن دکمه*

قسمت چهاردهم:

لکس لوتر:آییییییی
کل اعضای لیگ عدالت:آییییییی اخخخخخخ
*بعد از چند لحظه درد و داد*:|
لکس لوتر:*بلند شدن*
*نگاه به بدن خود*
فلش:چه اتفاقی افتاده؟!
لکس لوتر:*پرواز کردن*
آره همینه!
حالا من کل قدرتای لیگ عدالتو دارم
*خنده شیطانی*
آرههههه
*نگاه به اون فرد*
اینارو ازاد کن...دیگه هیچی نیستن!
*خنده شیطانی*
*سقفو خراب کردن*
واندروومن:این اصلا خوب نیست!
لکس لوتر:به نابود کنندتون سلام کنید موجودات بی ارزش
*لیزر زدن و ساختمون هارو نابود کردن*
مردم:*جیغ زدن و فرار کردن*
لکس لوتر:*خنده ملیح*
لیگ عدالت:*به سرعت اومدن بیرون*
آکومن:حالا چی؟
همه میمیریم؟
بتمن:نه...من یک نقشه دارم!
گرین ارو:خب نقشت چیه؟
بتمن:*گوشیشو برداشتن و زنگ زدن*
اسلید:*گوشیو برداشتن*
الو
بتمن:سلام اسلید...به کمکت نیاز دارم
بیا به این ادرس...
*اومدن به محل قرار*
سوپرمن:کارمون به جایی رسیده که باید از نابود کننده خودمون کمک بخوایم؟
بتمن:اره
اسلید:حرف زدن کافیه...هی تو شماره منو از کجا اوردی؟!
بتمن:الان وقت این حرفا نیست 
تو باید لکسو شکست بدی
اسلید:که چی بشه؟
من خودم اینکارو کردم...
بتمن:درسته!تو این کارو کردی حالا هم باید درستش کنی
اسلید:من اینکارو نمیکنم...ظاهرا شماهم دیگه هیچ کاری نمیتونید بکنید
بتمن:ولی تو باید اینکارو بکنی
اگه اینکارو نکنی دنیا نابود میشه
اسلید:اوه مرد هیچ جور نمیشه اون رو از پا در اورد
بتمن:ولی تو یبار تونستی
اسلید:اره ولی به کمک لیگ جنایت
اونا دیگه به من اعتماد ندارن
بتمن:ولی تو میتونی...باید اینکارو بکنی!
اسلید:هممم...سعیمو میکنم
بتمن:ممنون
اسلید:بریم به جنگش!

پایان قسمت چهاردهم

ادامه دارد...

واو چه جالب:|
نظر:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 خرداد 1397 03:34 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 3 1 2 3