فن آرت از شزم

دوشنبه 28 اسفند 1396 09:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
اینم چندتا عکس از شخصیت مورد علاقه من:









اینم از این لطفا نظر بدین.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اسفند 1396 11:38 ق.ظ

فن آرت از رابین ها

دوشنبه 28 اسفند 1396 08:42 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
امروز با چندتا عکس از رابین ها با شما همراهیم بریم تا ببینیم:












اینم از این برین حال کنین فقط قبلش نظر بدین بعد برین خخخ 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 اسفند 1396 09:28 ب.ظ

کدوم یکی بهتره؟؟؟؟

دوشنبه 28 اسفند 1396 09:30 ق.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
خب بچه ها سلام امروز میخواستم از تون یک سوال بپرسم کدوم بهترن دفعه قبل مربوط به مارول و دیسی بود ولی اینبار درباره اعضای لیگ عدالت هست.
که شما از بین شش تا کاندید به ترتیب میگین از کدوم بیشتر خوشتون میاد و در ضمن این نظرسنجی بر مبنا لیگ عدالت یک گرفته میشه ممنون.
بریم سراغ نظرسنجی:
1:Batman 



 2:Wonder woman
 


3: Super man


4:Aquaman

5:Cyborg



6:Flash

بله اینم از این لطفا نظرتون رو بدین ممنون میشم.
و در آخر:

لطفا نظر بدین خودمو کشتم تا اینا رو گذاشتم خب مبالغه میکنم ولی حرف اصلی اینه نظر بدین ممنون.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 اسفند 1396 10:08 ق.ظ

عکس از آکوآمن

دوشنبه 28 اسفند 1396 09:18 ق.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
امروز با چند تا فن آرت از یکی که توی لیگ عدالت درخشید براتون دارم.
ولی واقعا بازی باحالی داشت دمش گرم درست برعکس بتمن و آلفرد.
اصلا به نظرم آلفرد و بتمن خوب بازی نمیکنن.
البته به سلیقه ربط داره خخخ.
بریم سراغ عکس ها:





اینم چندتا عکس نظر بدین که لطفا



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 اسفند 1396 10:11 ق.ظ

اینم چندتا فن آرت و عکس از اسلید

یکشنبه 27 اسفند 1396 10:51 ق.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
خب امروز با چندتا عکس از کسی که از 90% هوشش در تله گذاری استفاده میکنه با شما همراهیم یعنی دث استورک یا همون اسلید خودمون.





چقدر یکسان بودن خخخ حوصله درست کردن اندازشونو نداشتم کلا خسته و خستم شما ببخشین حالا برای اینکه بدونم منو بخشیدین نظر بدین مرسی.



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اسفند 1396 11:11 ق.ظ

Which one is better???DC OR MRVEL

سه شنبه 22 اسفند 1396 10:28 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
کلیشه ای تریم سوال ممکن در دنیای دیسی کمیک و مارول کمیک شاید بیشتر شما چون طرفدار دیسی در این وب هستین بگین دیسی بهتره اما شاید خیلی از مارولی های افراطی نقطه متقابل شما باشن شما چی فکر میکنین؟؟؟
برای خوندن بیشتر این مطلب برین ادامه مطلب:


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 اسفند 1396 10:51 ب.ظ

داستان نینجا

دوشنبه 20 آذر 1396 12:54 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
خب اینم قسمته بعدی تازه موتورم داره گرم میشه خخخ بریم سراغ داستان:
جری:لوسی رو ببین چقدر خوب تیراندازی میکنه.
استیو:یک جوری میگی انگار که باهم فامیلین.خخخ 
جری:اونجارو ببین تمرینش تموم شد بیا بریم میخوام باهاش حرف بزنم.
استیو:باشه.
(استیو و جری رفتن پایین)
استیو:سلام خانم بکر 
لوسی:سلام آقای اندرسون
استیو:حالتون خوبه؟؟
لوسی:ممنون آره ولی شما اینجا چیکار میکنین؟
استیو:راستش میخواستم برم محل برگزاری مسابقات علمی ولی گفتن نمیشه منم اومدم اینجا.
لوسی:خخخ
استیو:کارتون رو توی مسابقات دیدم خیلی خوب بود.
لوسی:مرسی،کار شما بهتر بود.
استیو:شکست نفسی میفرمایید.
...
(بعد از کلی گپ استیو از لوسی خواست امشب بیاد رستوران هتل و لوسی هم قبول کرد،استیو درحالی که خوشحال بود ولی در مقابل جری فقط توصورته استیو ذول زده بود)
استیو:چرا اینجوریی؟؟
جری:تو هم وقتی یکی جلوی چشمات عشق تو به رستوران دعوت کنه اینجوری میشی.
استیو:خودت هم میدونی عشق شما یک طرفه بود.
جری:کی گفته؟
استیو:من
جری:چرا اینجوری فکر میکنی؟؟
استیو:فکر نمیکنم مطمئن هستم اگه یک طرفه نیست چرا بهت یکم محل نداد؟؟
جری:شاید حواسش نبوده.
استیو:باشه اصلا قانع شدم.
جری:اصلا فدای یک تار موم.
استیو:آفرین
جری:تو چطوری میخوای مهمونش کنی؟؟
استیو:بابام حداقل بهم کارت داد.
جری:واقعا؟!؟!
استیو:آره واقعا 
(شب)
(استیو نشسته بود سر میزی که رزرو کرده بود...
******************************************************************
خب اینم از این قسمت لطفا نظر بدین ممنون.





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 آذر 1396 01:40 ب.ظ

چقدر از مدرسه خوشتون میاد؟؟

یکشنبه 19 آذر 1396 01:46 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
سلام اینم یک عکس از خودم بالاخره تونستم رمزعبورمو بازیابی کنم. 
بفرمایید این عکس خیلی دوست دارم.
از این به بعد سعی میکنم بیشتر پست بزارم.
بالاخره سنجش و امتحانا تموم شد.
پنج شنبه قسمت بعدی داستانمو میزارم.
یک سوال شما از مدرسه چقدر خوشتون میاد از ده نمره تا منفی ده نمره بدین.
از امتحانا چقدر؟؟
لطفا نظر بدین.






دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 آذر 1396 09:48 ب.ظ

داستان نینجا

پنجشنبه 16 آذر 1396 09:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
خب سلامی دوباره اینم قسمت بعدی مای داستان بریم ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه : از تمام کسایی که بازدید میکنن خواهش میکنم نظر بدن ممنون
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آذر 1396 10:37 ب.ظ

داستان نینجا

چهارشنبه 15 آذر 1396 11:47 ق.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
بعد از اندی وبه پایان رسیدن امتحانا و دادن کارنامه ها مجاز شدم گوشی رو بردارم.
خوب بریم سراغ داستان:
بدین ادامه مطلب.


ادامه مطلب

دیدگاه : لطفا نظر بدین ممنون
آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آذر 1396 12:44 ب.ظ

آشتی

چهارشنبه 1 آذر 1396 01:24 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
اولش بگم من قسط قضاوت ندارم.
خب نمیدونم که زاتانا از این کار خوشش میاد یا نه ولی چون من هم زاتانا و هم جوکر رو قبول دارم و بهشون احترام میزارم.
 چند روز واستادم ولی هر وقت آنلاین بودم زاتانا نبود و نه توی گروه تلگرامی هستم و نتونستم چت آنلاین کنم با زاتانا حتی پیام شخصی هم گذاشتم ولی زاتانا چیزی نگفت راستش من حرف های جوکر رو شنیدم میگفت من داشتم داستان رو می نوشتم ولی خب دیده زاتانا بهش گفته که داستان رو چرا نمی نویسی؟؟ و خب جوکر هم رگه جوکریش بالا زده و کخ ریخته و گفت من زاتانا رو با جنبه میشناختم ولی نمیدونم چرا اون روز حالش بد بوده و از اونجایی که من جوکر رو میشناسم ناراحت نمیشه ولی وقتی بشه بد میشه ولی اینجا اعصابش تا حدودی خورد شده ولی چون جوکر و بتمن باهم داداشن خیلی هوای همو دارن عصبی شده که بتمن از ادمینی زاتانا در آورده من نمیگم کسی از کسی عذر بخواد من میگم دوباره باهم خوب باشین از هردوتون خواهش میکنم.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نظرسنجی

یکشنبه 28 آبان 1396 08:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
سلام به همه بعد از سال ها میخوام مطلب بزارم ولی نه به اون صورت.
خب در مورد داستان من خب احتمال زیاد در کانال  Story World که مدیرش جوکر هست بزارم و خود جوکر هم یک داستان گذاشته.
نظرسنجی:
داستانم رو اینجا بزارم یا در کانال؟؟؟
خب خیلی کم بود.
خخخ اصلا حوصله ندارم.
حالا سعی میکنم از خسته بودن در بیام.




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 08:41 ب.ظ

داستان

یکشنبه 23 مهر 1396 06:30 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
(چندشب بعد)
کاساندرا روی یکی از پشت بوم های بلند شهر بود و داشت تو ذهنش میگفت:اون کی بود وقتی دیدمش یاد خودم افتادم نمیتونم از سرم بیرونش کنم.
(داشت با خودش فکر میکرد که یک مرد چاق رو دید که داشت دنبال یک زن جوان میرفت و یک دفعه اون پسر رو هم دید رفت دنبالشون )
پسر:اونو ولش کن بره.
مرد:تو چی میگی بچه
(زن فرار کرد)
مرد:تو باعث شدی اون فرار کنه باید تقاصش رو پس بدی.
پسر:بیا جلو
(بعد از چند دقیقه اون پسر افتاد زمین )
مرد:خودت خواستی 
بلک بت:اونو که کن بره خپل 
مرد:تو چی میگی دختر کوچولو
بلک بت:مبارزه ثابت میکنه کی کوچولو هست و کی خپل
(بعد از چند دقیقه بلک بت مردچاق رو ناک اوت کرد؛و بعد صدای آژیر پلیس اومد و بلک بت اون پسر رو برداشت و به کوچه ی خلوتی برد. )
بلک بت:تو کی هستی؟؟
پسر:تو بلک بت معاون فعلیه بتمن هستی.
بلک بت:تو از کجا میدونی؟؟
پسر:بر عکس مبارزم عقلم خوب کار میکنه.
بلک بت:اسمم کاساندرا کین هست راستی تو کی هستی باهوش؟؟
پسر:استیو اندرسون پسر بیل اندرسون
کاساندرا:اندرسون آشناست؟؟!
استیو:یکی از بهترین دکتر های آمریکا که شیمی دان و فیزیک دان بود ولی بدترین پدر دنیا.
کاساندرا:بدترین پدر دنیا؟؟!!
استیو:نمیخوام در موردش حرف بزنم.
کاساندرا:کجا پیدات کنم؟؟
استیو:فردا شب همین جا
کاساندرا:باشه.
(خب بچه ها اینجا رو بزارین کنار و بریم اون طرفه داستان یعنی استیو )
(تولد استیو هست(13 سالگی ) و استیو در حال آرزو کردم هست )
استیو:خدایا میشه پدرم بهم اهمیت بده
جری(دوست صمیمیه استیو در دوران بچگی هست ):چه آرزویی کردی؟
استیو:نمیخوام در موردش حرف بزنم.
جری:همون آرزوی...
استیو:گفتم نمیخوام در موردش حرف بزنم.
جری:حالا ول کن این حرفا رو بریم سراغ جشن.
استیو:جشن،جشن وقعی برای من وقتیه که اون بهم اهمیت بده.
جری:راستی تو مسابقات علمی کشور شرکت میکنی؟؟
استیو:اگه باعث یک درصد جلب توجه بشه آره.
جری:بریم دیگه داره سراغ کیک.
استیو:خپل 
جری:پرو 
(چند ساعت بعد، دکتر اندرسون به خونه میاد )
دکتر اندرسون:چرا اینجا اینقدر کثیفه؟؟،باید بگم به جانت  بیاد اینجا رو تمیز کنه.
استیو:کاش اینقدر که به خونه اهمیت میدی به منم اهمیت بدی.
دکتر اندرسون:نگفتی چرا اینجا اینقدر کثیفه؟؟
استیو:13 ساله شدم.
دکتر اندرسون:اعه نمیدونستم ممنون که منو مطلع کردی.
استیو:بس کن من پسران نه دشمنت.
(دکتر اندرسون رفت طبقه بالا)
***************************
خب دیگه بالاخره فرصت پیدا کردم بزارمش مدرسس دیگه نمیشه آدم آنلاین بشه لطفا نظر بدین مرسی.
***************************




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 مهر 1396 09:18 ب.ظ

نینجا

شنبه 22 مهر 1396 01:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
(بلک بت در حال تمرین توی غار بتمن)
بتمن:چطوری؟؟
بلک بت:خوبم برای چی حالمو میپرسی؟؟
بتمن:چیه بهم نمیاد؟؟
بلک بت:یعنی میاد
بتمن:خواستم یک جوری سرصحبت رو باز کنم.
بلک بت:خب چه صحبتی؟؟
بتمن:تو نمیخوای عضو گروهی بشی؟؟
بلک بت:نه
بتمن:خب اگه گروه بزنی چی؟؟
بلک بت:خودتی بتمن!!؛من رفتم بیرون
(کاساندرا داشت از بالای پشت بوم پایین رو نگاه میکرد که یک پسر نوجوون مشکوک رو دید کنجکاو شد و رفت تا یک نگاهی بندازه... )
پسر:تو کی هستی؟؟
بلک بت:از سرو رختت نمیومد زرنگ باشی.
پسر:پرسیدم کی هستی؟؟
بلک بت:تو کی هستی؟؟
پسر: به تو ربطی نداره.
(و بعد به بلک بت حمله ور شد اما بعد از چند ثانیه بلک بت خلع صلاحش کرد و ماسکش رو برداشت ولی...)
کاساندرا:اینجا کجاست؟؟
آلفرد:خونه هست خانم شما توی اتاقتون هستید. )
کاساندرا:چی شد؟؟
آلفرد: ارباب وین شما رو توی یک کوچه تاریک با استفاده از ردیابتون پیدا کرد.
کاساندرا:ردیاب؟؟!!
آلفرد:بله
(چند ساعت بعد )
کاساندرا توی ذهنش میگفت:اون کی بود وقتی چشماشو دیدم یاد خودم افتادم!!
*****************************************************************
خب لطفا نظر بدین و ایده و نقد ممنون مرسی خدافظ.

       
     
                            ...امیدوارم خوشتون اومده باشه...




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 مهر 1396 09:36 ب.ظ

یادم رفت

جمعه 21 مهر 1396 02:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
یک داستان جدید تو راهه که مستر جوکر بهم ایده دادن آخه ما با هم فامیل هستیم.


                                     ...امیدوارم خوشتون بیاد...    



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 21 مهر 1396 02:08 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 2 1 2