داستان *ویلا وحشت*/1

شنبه 21 اسفند 1395 07:33 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
اینم فصل جدید داستانم
امید وارم از این فصل هم خوشتون بیاد
البته یکم حال و هوای ترسناک بهش دادم


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 اسفند 1395 09:34 ب.ظ

داستان *در پشت سایه ها*/7

شنبه 21 اسفند 1395 01:24 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب اینم قسمت اخرش
کلا این فصلم چون زیاد در داستان نویسی
مهارت نداشتم خیلی مسخره شد
فصل جدید بهتر میشه و دو سوال
تعداد قسمت ها کم نبود ؟
و اخرش خوب شد ؟

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 اسفند 1395 04:10 ب.ظ

عکس های فصل جدید داستانم + خصوصیات شخصیت

یکشنبه 15 اسفند 1395 06:23 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب چون تا پایان فصل
اول داستان یکی دو قسمت
بیشتر نمونده ویلایی که تیتان ها در فصل دوم
داخلش میرن و شخصیت جدیدی که در فصل سوم
می یاد رو همراه با خصوصیتشون رو براتون گزاشتم
این از ویلایی که میرن

ببخشید کیفیتش بد بود
این ویلایی که تیتان ها در فصل دوم داخلش میرن
که تمام اتفاقاتی که براشون میوفته
همه و همه به اینجا میرسه
این ویلا چیز های عجیبی داره مثلا هیچ
همیشه هواش ابریه ولی هیچ وقت اونجا بارون نمی یاد
یا این که هر شب بدون این که کسی راه بره
می تونی صدای پارکت های چوبی راه رو ، رو بشنوید
ولی جالب ترین اینه که تیتان ها ادرس این
ویلا رو از یکی از دوست های خودشون گرفتن
و اون طرف میگه که 3 سال پیش داخل این ویلا بوده
ولی همسایه ها میگن که این ویلا سال هاست که خالیه !
و تیتان ها فقط 16 روز اونجا می مونن ولی هر روز برای
یکی از تیتان ها اتفاقی میوفته ولی در اخرین روز فرق داره
و شخصیت اصلی در این فصل ریون هستش


ایشون شخصیت جدید فصل 3 هستش
البته با موهای سیاه و با چشم های سیاه و سفید
تصورش کنید... اسم این شخصیت
آنسل ( ansel ) هستش این فرد هم خصوصیات خاصی داره
به عنوان مثال به خفاش ها و گل رز قرمز علاقه  زیادی داره و همیشه یه جا
نمیمونه و یک هو یه جایی بدون این که کسی بفهمه پیداش
میشه و بیشتر اوقات از توی یه سایه در میاد و ناپدید میشه
بیشتر اوقات لبخند میزنه
اینطوری
 
و همیشه وقتی با رابین تنها هستش حرف های
عجیب میزنه و کلا با رابین عجیب رفتار میکنه
  اون تیتان ها رو به یه خونه که بیشتر به یه قصر
هستش دعوت میکنه و اونا رو راض یکنه که
2 تا 3 روز اونجا بمونن
بعد از کلی خواهش بالاخره تیتان ها قبول میکنن
این فرد بیشتر دست به جیب و با لبخند  توی اون خونه میگرده
و هر روز به قبرستون میره و بعد به باغ پشت خونه و
گل رز میچینه و خفاش ها همیشه روی شونش میشینن
و فقط شب ها بیرون می یاد و به ماه خیره میشه
اوه اوه راستی یادم رفت در پایان هر قسمت از فصل سوم
به ترتیب این پسره و رابین با توجه با اتفاقات اون قسمت
یه جمله عجیب میگن و شخصیت اصلی این فصل رابینه
اینم لباسی که انسل باهاش میگرده

راستی دوستان خودم می دونم این پسره کیه
شخصیت داستان من رنگ موهاش و چشم هاش و
اخلاقش فرق داره فقط حالت صورتش و لباسش اینطوریه




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 اسفند 1395 08:02 ب.ظ

داستان *در پشت سایه ها*/6

یکشنبه 15 اسفند 1395 03:55 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب قسمت بعدی قراره قسمت اخر باشه ... میگم تعداد قسمت ها کم بود؟ ...
اگه کمه که زیادش کنم

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 15 اسفند 1395 07:41 ب.ظ

بدون عنوان

شنبه 14 اسفند 1395 07:02 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
اقا من گیر کردم چی بزارم
لطفا بهم بگید دوس دارید از چی بزاتون بزارم
راستییییی!
ما تا 4 شنبه هفته دیگه بیشتر مدرسه نمیریم
بیشتر پست میزارم فعلا بهم بگید چی دوست دارید
تا بزارم براتون



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 14 اسفند 1395 07:05 ب.ظ

خلاصه فصل دوم داستانم و فصل سومم

جمعه 13 اسفند 1395 05:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW

خب فصل دوم داستانم رو درباره ریون
می خوام بنویسم که خلاصش
اینطوریه که تیتان  ها برای تفریح و استراحت به یه ویلا میزن
اولاش مسخرس بعد جالب میشه چون اون ویلا متروکه و خیلی
قدیمیه و اتفاقات عجیبی قراره اون جا برای ریون اتفاقاتی
بیوفته... که کم کم این اتفاقات از یه شوخی مسخره به
بحسی بین مرگ و زندگی تبدیل میشه
و جایی برای اشتباه نمیزاره ....
فصل سوم هم می خوام درباره رابین بنویسم
که 2 مشکل بزرگ براش پیش می یاد
و همین طور شخصیت جدیدی وارد میشه
که به صورت هایی مختلف هم یعنی هم مستقیم و
هم غیر مستقیم به مشکلات رابین مربوطه
رابین سعی میکنه که مشکلاتش رو خودش حل و کنترل کنه
ولی به دلایلی (که نمی گم ) رابین حتی نمیتونه خودش رو کنترل کنه
و از طرفی نمی تونه از دوستاش هم کمک بخواد چون دشمن قدیمی اون
یعنی اسلید رابین رو تحدید کرده که اگه این حقیقت  رو که خود اسلید برای
رابین به وجود اورده و در واقع یه دورغه ولی رابین اینو نمی دونه
 رو باور نکنه و به مقابله باهاش ادامه بده دوستاش رو میکشه
و اگه در این باره به دوستاش  هم چیزی بگه هم خودش و هم دوستاش رو میکشه
ولی جالب تر اینه که اگه رابین تسلیم بشه و به حرف اسلید گوش کنه
باعث میشه خودش با  دستا های خودش دوستاش رو نابود کنه
میدونم گیج کننده بود
خب نظرتون چیه ؟




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 13 اسفند 1395 05:41 ب.ظ

رابین هیولا !!

دوشنبه 9 اسفند 1395 07:45 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب جالب شده/=

خوشم اومد اینقدر دوس داشتم رابین
تبدیل به یه خوناشامی گرگینه ای بشههههه
ولی نشد --__--



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 10 اسفند 1395 01:21 ب.ظ

ریون و رابین/3

دوشنبه 9 اسفند 1395 06:51 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
بازدید پست رابین و استار 2
بازدید پست رابین و ریون 22222--__--
مگه دروغ میگم خی من شخصا از زوج رابین و ریون
م ت ن ف ر م به معنای واقعی کلمه ولی به نظر
بقیه احترام می زارم چون هر کس نظر خودش رو داره
ولی من از این عکسه خوشم می یاد که رابین ریون رو از
غرق شدن نجات میده خب ..... جالبه... ولی نظرم درباره این
زوج سر جاشه ولی خدایی عکس باحالیه /=

به خدا تنها دل خوشی رابستاری ها منم --__--



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 اسفند 1395 07:32 ب.ظ

نایت استار/1

دوشنبه 9 اسفند 1395 06:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
اینم نایت استار یا همون ماری گریسون یا همون
بچه رابین و استارفایر/=

خیلی هم خوشمله میگم کسی نمی دونه به این سبک
از عکس که از چند تا کراکتر
نقاشی های حرفه ای میکشن چی میگن
عکس هایی شبیه  به این

اگه کسی میدونه بهم بگه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 اسفند 1395 06:46 ب.ظ

رابین و استارفایر به سبک زیبای خفته

پنجشنبه 5 اسفند 1395 10:46 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
وای خدا اینم دومین عکسی که
بسیار منو تحت تاثیر قرار داد

وای خدا وای خدا
به فریاد دلم رس
خیلی قشنگه خیلی خیلی
خیلی خوشم اومد
خب دیگه زیادی لوس شدم
نظر نظر نظر
بببببددددددهههههه
وگرنه میگم بیست بوی و سایبرگ به جا گل
بخورنت /=



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 اسفند 1395 10:51 ب.ظ

رابین و استارفایر/6

پنجشنبه 5 اسفند 1395 10:19 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
دیدم فونت بزرگ مد شد
منم رفتم تو کارش /=
خب اینم یه عکس دیگه البته
در این عکس رابین از سخره افتاده پایین
و زخمی است و استارفایر
پیداش کرده
نمرده فقط داغون شده /=

اولین عکسیه که منو تحت تاثیر قرار داد/=
بقیه عکس ها مسخره بود البته بعضی هاشون
عکس فقط در این حد باید اکشن باشه
حالت نقاشی و کنار دریا هم باشه اشکال
نداره بازم باحاله /=
از وقتی رز شدم اخلاقم تغییر نکرده ؟
اصلا ول کن نظر ندی یه وقت ااا
جوهرت تمام میشه بد بخت می شی /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 اسفند 1395 10:46 ب.ظ

رابین و استارفایر/5

سه شنبه 3 اسفند 1395 09:51 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
علی ان شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
عه وا سلام تو خونه تنها بودم داشتم با خودم خلوت
می کردم یکی از شعر های کتابم رو خوندم زوره
س من خنگو نه که خیلی دلم برای مدرسه تنگ شده
به جا خانه دوم باید اسمش رو می زاشتن
جهنم دوم /:
والا تازه براش شعر هم ساختن باز امد بوی ماه مدرسه
می خوام نیاد صد سال /:
چته... بر و بر داری منو نگاه میکنی برو پایین /:

مو ها استار زیادی سفید شد ولی قشنگه

اول فک کردم استار داری رابین و خفه میکنه /:
بعد دیدم نه بد بخت می خواد از اون کسی
که این بلا رو سر رابین اورده انتقام بگیره
منم با خودت ببر
چیزی در این دنیا وجود دارد به اسم نظر
که در نیا با کمبودش مواجه هستیم /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 اسفند 1395 10:19 ب.ظ

کپی نکردم /=

سه شنبه 3 اسفند 1395 09:07 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
سلام یا ایها الناس
خواستم بگم من یه کانال از تیتان ها
داخل تلگرام هم دارم و قراره داخل اون هم داستان بزارم
و در واقع فصل اول داستان اونجا شبیه
فصل دومم تو اینجاست با این تفاوت
اونجا دربارخ رابینه و اینجا درباره ریون
گفتم بدانید من کپی نکردم یا همزاد ندارم /:
اسسم فصل دوم هم در اینجا هست
(تاریکی مطلق) و در اونجا هست
*ارواح تاریکی *
و ترسناک هم است /=



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 اسفند 1395 09:13 ب.ظ

رابین و رد ایکس

جمعه 29 بهمن 1395 09:16 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب داشتم مثل همیشه تو ایترنت دنبال عکس های رابین می گشتم
بعد رسید به رابین و استار بعد رابین و اسلید و بعد رابین و ردایکس
مه یه کامیک دیدم از رابین و رد ایکس و اسلید
نمی دونم چی شده که رابین می خواست خودش رو از یه ساختمون پرت کنه
پایین اول ماسکش رو در میاره و پرت میکنه پایین و ماسکش میوفته جلو
پای رد ایکس رد ایکس هم میره بالا پیشش رابین و حرف میزنه و نمی دونم چی شده
رد ایکس برامون مهربون شده به رابین می گفت این کار رو نکن دوستات بهت نیاز دارن و
این حرف ها بعد رابین میگه که دیگه تاقت این همه درد رو نداره و خسته شده و بعد اسلید از پوشتشون
عین هو جن در میاد و میگه احیانا دلیل دیگش من نبودم
رد ایکس جلو ی رابین می ایستد و می گوید نمی زرم بهش صدمه بزنی که
در این تیکه من هنگیدم
رابین هم که ترسیده هی عقب عقب میره پاش به یه سنگ می خوره رو ازز ساختمون
پرت میشه پایین
هنوز هم ادامش ررو اون طرفدار بنده خدا نساخته ساخت می زارمش
من که از این کامیک خوشم اومد با این که رسمی هم نبود ولی خب
جالب بود بزارمش ؟؟؟؟؟؟؟



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 29 بهمن 1395 09:24 ب.ظ

یه راه حل برای همه

پنجشنبه 21 بهمن 1395 04:41 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب همون طور که میدونید
این جناب بی اسم هم داره دم و دقیقه خودشو جا بقیه میزنه و
شورشو در اورده و یه راه حل برای همه می خوام بگم که دیگه این مشکل
پیش نیاد و اگه بی اسم با اسم کس دیگه ای داخل وب شد
نویسنده ها بتونن تشخیص بدن که این واقعا کیه
هر کس وقتی می خواد نظر بده تو قسمت ایمیل
یه عدد یا یه نشونه برای خودش بزاره و اونو به یاد داشته باشن
تا بی اسم اگه حرفی با اسم دیگری زد نویسنده ها به بقیه
بگن که این واقعا کیه همه این کار رو انجام بدن تا دیگه خیال همه
راحت بشه اونایی هم که اصلا ایمیل خودشون رو زدن که هیچی /=



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 بهمن 1395 04:57 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6