من رفتم

یکشنبه 22 بهمن 1396 10:52 ق.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
منم میرم خسته شدم دیگه اه 
دلایلم هم شخصیه به هیچ کس مربوط نیست 
زاتانا هم از نویسندگی بعدا درم میاره بدون استثنا 
بای



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 بهمن 1396 10:53 ق.ظ

استف بیا سیلورم کارت داره /:

شنبه 21 بهمن 1396 01:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
من بعد از اینکه از تل رفتم یه چیز مهم یاد گرفتم اونم این بود تو کار کسی دخالت نکنم !
بعد از اینکه گفتی میخوام برم پیامتو خوندم ولی به خودم گفتم حتما بر میگرده 
بهتره من دخالت نکنم به من مربوط نیست 
هنوزم مربوط نیست ولی ببین همیشه جا زدن هم خودتو تو دردسر میندازه هم بقیه رو 
الان من تو تل نیستم ولی میفهمم که یه خری فک میکنه با این حرفای زشت که 
به بهترین دوستت زده میتونه توجه تو رو جلب کنه و خیالم میکنه باهات صمیمی تر هم میشه !
اون اومده به زاتانا که مطمعنم بهترین دوستت بوده و هست گفته : 
((میخواستی استف بگه عشقم به خاطر تو رفتم ))
بعد خودش انتظار داره با این کاراش و شر و وراش تو برگردی بش بگی :
 ((عشقم چون تو رفتی به بهترین و نزدیک ترین فرد توی زندگیم که بیشتر از 2
ساله باهاش دوستم و برام خیلی عزیزه حرف های +18 زدی و تهدیدش کردی و فحش
دادی و اذیتش کردی من بر میگردم با عشق از طرف استف بوس بوس /: ))
یه همچین حیوونایی داریما !
می دونم حتما چیزی شده که رفتی و شاید به اندازه من نخوای برگردی 
ولی لطفا بر نمیگردی یه پستی هم بزار که به اینا نشون بدی نه جا زدی 
نه به خاطر چهار تا کلمه گزاشتی رفتی 
من اصلا کاری به دفاع تو از اون شخص و حرف زاتانا و کس دیگه و هیچ چرت و پرتی ندارم
خیلی جدی میخوام بهت و نه تنها تو بلکه ه کی داره اینو میخونه بفهمونم 
بعضیا فقط از دور ادمن !
روی این جور ادما هم باید خط بکشی بگی :
تست شد ادم نیست 
نمیگم برگرد خودتو به خاطر اینا اذیت کنا 
به هیچ عنوان منظورم این نیست منظورم اینه برو بگو من بیدی نیستم با این بادا بلرزم !
من اصلا شوخی ندارم به هیچ عنوان واس هیچ بنی بشری هم نمیگم 
همش به خاطر خودته وگرنه به من چه من اصلا تو تل نیستم بمم مربوط نیست 
دعوا هم دیگه نمیخوام میخوام با ارامش زندگیمو کنم هر چی شدم به چپم به جهنم به دررررک !!!
ولی حتی خودکشی هم دردا رو تموم نمیکنه فقط اونا رو به یکی دیگه انتقال میده ...




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 بهمن 1396 04:59 ب.ظ

happy birthday zattana

پنجشنبه 28 دی 1396 10:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
کنچیواااااااااااااااااا زاتا_چااااااان 
تولدت مبارکککککککککککککککککککک
با توجه به تعداد پستا دیگه همه میدونن تولدته /:
انشاالله از یاتو بزرگ تر شی ^-^
( اگه نمیدونی یاتو چند سالش باید بگم +1000 عه /:)
برا کادوت نقاشی زاتانارو میکشم 
الانم چند تا عکس از زاتانا میدم که فک کنم خودت دیدشون ولی فک کردم بهتراز هیچیه ^-^





ببخشید تعدادش کم بود 
امید وارم همیشه توی زندگیت خوشحال و موفق باشی
معمولا میدونم یا سر یک چیز اذیت نمیشی یا خیلی اذیت میشی 
بدون سال دیگه تو همچین روزی هر چیزی که امروز و فردا و دیروز 
داری براشون اذیت میشی یا شدی یا خواهی شد هیچ ارزشی ندارن 
پس خیلی خودتو اذیت نکن 
امید وارم همه ارزو های زندگیت که به صلاحت هستن براورده بشن 
و همینطور کپی کاری د رابطه با وب پیدا نشه 
اگه شد خودم نفس کش میطلبم/:
با چشاش برات یقل دوقل بازی میکنم
دیگه هیچی ارزو میکنم خوشبخت بشی 
و اینم بگم که برای خوشبخت بودن یه احساس 
کوچولوی خوشبخت بودن کافیه  کاواییی من (:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 دی 1396 11:48 ب.ظ

خبر : فصل 6 تیتان ها هیچ وقت منتشر نمیشه !!!

شنبه 9 دی 1396 10:51 ق.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب تمام زحماتی که فن ها با 
هشتگ سیو سیزن سیکس کشیدن به فنا رفت /:
چرا ؟!
خب طاهرا هیچ وقت قرار نیست فصل شیش تیتان ه منتشر بشه
و سایبرگ داخل مصاحبه ای که داشته 
این سوال ازش پرسیده شده و گفته نه /:
من زیاد چیزی ازش متوجه نشدم ولی فهمیدم گفت که 
مردم همیشه این سوالو از ما میپرسن و ما فصل پنج رو طوری ساختیم 
که این داستان تمام بشه /:
البتته بعدا اضافه کردن که ین فکر خیلی خوبیه و من چراش رو نفهمیدم /:
ویدیوش رو بعدا داخل وب قرار میدم تا اگر من اشتباهی کرده بودم 
( که خدا کنه کرده باشم TT-TT)
متوجه بشن 
چیز خاصیم نیستا سه تا حالت داره 
1- یا نظرشون عوض میشه و فصل 6 منتشر میشه 
2- یا هممون میریم کمپانی رو اتش میزنیم 
3- یا فوق فوقش هممون دسته جمعی میمیریم /:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 10 دی 1396 10:07 ب.ظ

world off\5

چهارشنبه 29 آذر 1396 05:48 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW

لامصبا امتحان بارونمون کردن /:
مسلسلا من جلوشون کم اورده /:
گفتم الان قسمت بعدی رو بدم ریا نشه /:
اول این قسمت یکم چرته ببخشید /:

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 آذر 1396 06:39 ب.ظ

world off\4

جمعه 17 آذر 1396 04:46 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خودم ازش راضی نیستم ولی تعاریف زیاده امیدوار شدم /:
خا بابت غلط تایپی شرمنده سریع تایپ میکنم نمی فهمم چی مینویسم /:


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 17 آذر 1396 05:25 ب.ظ

موزیک ویدیو رابستار و ریون

پنجشنبه 16 آذر 1396 01:35 ق.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
[
]واییییییییی
خیلی قشنگه بووووووووووود 
ساخت یه ارتیسته البته میکس هم میسازه 
این میکسش گریه اوره شدیییییییییییییییییییییییییید
رابین معلوم نیست چشه ( مرده ؟ تو کماعه ؟ خونه نیست ؟! /:)
استارفایر تکه ای از پارچه شنلش رو در حالی که تو دستش
گرفته گریه میکنه ریونم دوست نداشت ناراحتی استارو ببینه بعد 
من میرم قبرستون گور خودمو بکنم
روی سنگ قبرم نویسید مسافر بوده است 
سیلوری مهاجر بوده است TT^TT
من از زمان پادشاه وزوزک تا حالا واسه یه میکس گریه نکرده بودم خدااااااا 



 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 17 آذر 1396 01:49 ب.ظ

world off\3

سه شنبه 14 آذر 1396 06:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
اگه داستانم چرته به بزرگگواری خودتون ببخشید 

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 آذر 1396 06:51 ب.ظ

world off \2

شنبه 11 آذر 1396 09:05 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب خوشحالم تا اینجا خوشتون اومده بود 
امم از اسپویلر و یا ریون گوگول خواهشمندم این پستا درباره 
رفتنم و داستانام رو داخل کانالم 
داخل تل بزارن با سپاس 
با عجله تایپ کردم غلط املایی داره به بزرگواری خودتون ببخشید /:

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 11 آذر 1396 09:42 ب.ظ

world off \1

جمعه 10 آذر 1396 10:58 ق.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
این اسم داستانیه که دارم برای چاپ کردن مینویسم ولی فعلا کفایت میکنه
چون اسم دیگه ای براش به ذهنم نرسید 
دلیل سریع نوشتن داستانم اینه که فک کردم نمیتونستم 
همینطوری ازتون نظر بخوام واسه همین یکی دادم تا نظر بخوام 
بقیه داستانامم بعدا پاک میکنم از وب اگر بشه 
داستان درباره تیتان هاست و از زبان راویه که من باشم 
ژانرشم علمی /تخیلی/طنز / رمانتیک حساب کنید

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 10 آذر 1396 11:02 ق.ظ

درباره کانالم و داستان

جمعه 3 آذر 1396 07:41 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
عنوان بهتری به ذهنم نرسید /:
خب بنده شاید بدونید که از تلگام رفتم و 
کانالمم دادم به یکی از ادمینام 
از اون جایی که نمی خوام کانال خاک بخوره
(و میدونم ادمیناع برا فعالیت خیلی خستن /:) 
با اجازه زاتانا اینجا هم برا وب فعالیت میکنم هم برا کانال خودم 
البته چون موضوع کانال رابستاره عکس رابستار بیشتر میزارم 
اهه راستی من از تل رفتم و داستانمم داخل تل بود الان 
نمیدونم باید چ کنم /: 
مگر اینکه کسایی مثل ریون گوگول یا اسپویلر از جانب من 
داستان رو بزارن
خودم جدیدا کتابا علمی تخیلی خیلی زیاد خوندم و شوق زیادی 
واس نوشتن دارم ولی میترسم بندیسم ابرو شریفم بره |:
مخصوصا اینکه هنو در شوک پست رفتن زاتانام |:
حالا اگر بچه ها قبول کردن بزارن به نظرتون خودمم بنویسم ؟! 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 3 آذر 1396 07:47 ب.ظ

چرا رفتم ؟!

جمعه 26 آبان 1396 08:47 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
الکی فاز برم داشت یه چی گفتم /:
خا بگزریم درباره اینکه یهویی از تلگرام رفتم و کانالمم دادم به ادمینم باید 
شاید برا بعضیا سوال هم باشه 
بگم مضوع کمی شخصیه و نمیتونم جزییات رو بگم 
فقط در همین حد بدونید که ز اینکه هر دفعه میام تلگرام باید حتما یه مشکلی برام 
پیش بیاد و تجربه کسب کنم خسته شدم /:
منظورم از تجربه کردن اینکه که تجربه خودش نوعی شکسته باید همه چیزت رو از دست 
بدی تا ذره ای بفهمی 
منم از این اوضاع خسته شدم و برای مدت طولانی ای رفتم 
اما ایام عید برمیگردم اونم نه کلش و نصفیش /:
سعی میکنم برای کانالم که موضوعش رابستار بود ( برا اونایی که نمیدونن )
تو وب بیشتر فعالیت کنم بروبچی که تو کانالم ادمینن مثل اسپویلر و ریون 
خواهشا این پست رو تو کانال بزارن 
البته اخر هفته هستم نه همه روزای هفته
البته اگر تا اون موقع کسی گند نزنه به اعصاب زاتانا جان و وب همچنان
پا برجا باشه 
بروبچ حضور داشته باشن (و کانال من به فنا نرفته باشه که میره /:)
انشالله 17 یا 18 سالگی در تل در خدمتتونم ( معادل 3 4 سال دیگه )
کپی کارا هم که مطمعا هلک هلک اسکی میرن ادمیناع گوش به زنگ باید که 
بیشعوری همواره در کمین است /:
حواستون به عملیات های تروریستی هم باشه :)



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 26 آبان 1396 09:04 ب.ظ

داستان عشق معجزه اسا/1

دوشنبه 6 شهریور 1396 11:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب خیلیا گفتن که داستان جدیدت رو بنویس منم بی خیال قبلی شدم 
ای داستان رو چند وقت پیش تمام کردم که درباره شیپ رابیتار و بی بی ری هست 
من داخل کانال خودم که از رابستاره 6 یا 8 تا داستان نوشتم 
ولی ممبرام این رو از بقیه بیشتر دوست داشتن 
پس منم اینو گزاشتم 
بگم که داخل این داستان تیتان ها قهرمان نیستن و قدرت های خودشون رو دارنا 
ولی این اتفاقات داخل مدرسه براشون میوفته
امید وارم خوشتون بیاد 

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 شهریور 1396 11:46 ب.ظ

مطلبی درباره فصل 6 تیتان های نوجوان !!!!!!

شنبه 4 شهریور 1396 02:12 ق.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
می دونم الان بیشتریا ناراحتن از اینکه چرا فصل 6 تیتان ها نمی یاد ....
خب بگم که احتمالا داره میاد /: 
داخل تیتان ها به پیش یک قسمت بود که یک عکس از تیتان های نوجوان نشون داده بودن و روش زده بودن 
فصل 6 تیتان های نوجوان به زودی 
اقا این عکس کلی سرو صدا کرد 
داخل یوتیوب اول یکم گشتم یک ویدیو گزاشته بودن نظر بقیه برو بپرسن 
خب خیلیا گفته بودن شاید دیسی دوست داشته باشه با طرفداراش شوخی کنه 
ولی اگر اینم شوخی باشه دیگه صدا طرفدارا تیتان ها در میاد 
که همچینم بعید نمیگفتن اونم با اون اوضاعی که داخل یوتیوب و اینستا و غیره
مطالبی از تیتان ها با هشتگ نجات فصل 6 
منتشر شده بود 
بعضیا هم گفتن که تیتان ها به پیش جنبه شوخی داره و فقط برای شوخی بوده 
خلاصه منم رفتم در این باره تحقیق کردن 
داخل چند تا وب گشتم و دیدم حالا واقعیه و یا دروغه ولی داخل یه وب دیدم که نام قسمت های 
تیتان ها مال فصل 6 رو گزاشته بود من چون گوشی دستمه نمی تونم عکسش رو بزارم 
یکم بیشتر تحقیق که کردم فهمیدم سال 2019 هم میاد 
حالا هنوز مشخص نیست که راسته یا دروغ چون دیسی رو که نیشناسید سرش با دمش بازی میکنه 
( به دل نگیرید خودم دیسی فنم ) 
 من هنوز ندیدم که جایی اینو اعلام کنن البته غیر از یوتیوب و بعضی از وب ها 
اولین قسمت فک کنم 5 ژوئن سال 2019 بیاد 
البته هنوزم میگم معلوم نیست که این خبر راسته یا دروغ و منم هنوز دارم پیگیری میکنم 
و به شخصه وقتی این اخبار رو دیدم خیلی زوق کردم ( وای رابین ... استارفایر... برگشتن  ♡-♡ )
اگر خبری جدیدی منتشر شد میزارم تا ببینیم چی میشه 
ایا رویای تین تایتنز فن ها به حقیقت تبدیل شده 
و یا دیسی دوباره شوخیش گرفته ؟! 
( جو گرفتم کلا میدونم /: ) 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 4 شهریور 1396 02:27 ق.ظ

یک مورد درباره داستان ویلا وحشت

چهارشنبه 25 مرداد 1396 09:41 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب همه میدونیم چند وقتیه که داخل وب فعالیت نداشتم اونن به خاطر کانال تلگرامم بود 
ولی داخل این مدت چون برای کانالم مجبور بودم داستان بنویسم یک جورایی داخل داستان نویسی مهارتم بیشتر شد و 
الان متوجه شدم که واقعا داستان ویلا وحشتم خیلی مسخره بوده و ازش دیگه خوشم نمی یاد 
گفتم اگر که شما ها موافق هستید میخوام یکی از داستان هایی که رابستاری بوده و بیشترین طرفدار رو داخل کانالم داشته رو بزارم اینجا ولی میخوام نظر شما هم بدونم که ویلا وحشت رو متوقف کنم و یا ادامش بدم ؟! 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 مرداد 1396 09:44 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7