قهرمانان جوان،به پیش!

نظر سنجی به سبک سیلور شدویی

دوشنبه 7 فروردین 1396 04:02 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
خب چیه اسم دیگه ای به ذهنم نرسیده 
حالا بگزریم 
از همه یه سوال دارم آونم اینه :


شخصیت مورد علاقتون در تیتان ها کیه ؟
زوجش کیه ؟ 
قدرت کدوم تیتان از همه بیشتره ؟ 1...  2..  3...
" مشخصات شخصیت خیالی تیتانی خودتون چیه ؟"


سوال هارو کم نوشتم که نگیر حوصله ندارم جواب بدم 
آگه دوست دارید جواب سوال هارو بدین 
در دلیل اینکه این نظر سنجی رو درست کردم آینه که
حوصلم دیگه داشت واقعا سر میرفت 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 فروردین 1396 04:11 ب.ظ

دوباره شروع شد

دوشنبه 7 فروردین 1396 11:54 ق.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
بعله جناب بی اسم دوباره شروع کرده و 
می خواد دوباره بین هممون اختلاف ایجاد کنه 
حواستان باشه مخصوصا تو عسل چند وقتی میشه که داره با اسم 
من به این و آون حرف میزنه 
من به خاطر درسام زیاد نمی تونم بیام اینجا ولی 
آگه دوباره با اسم من شروع کرد 
بی زخمت حالش رو از طرف من بگیرید 
 حالا حالا ها براش دارم 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 فروردین 1396 12:04 ب.ظ

داستان ویلا وحشت/5

یکشنبه 6 فروردین 1396 08:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
خب نظرات قسمت قبل کم بود
ولی می زارم
وای باورتان میشه داریم به پایان تعطیلات نزدیک میشم 7 روز مونده 
دوباره 
غم جمعه عصرو صبحث شنبه درسو 
جهانی امتحان و سیزده بدر غروب و 
یه دنیا سوال و تو پیکم گزاشتی 
تهطیلات کجایی دقیقا کجاییی
ترشی نخورم یه چیزی میشم 

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 فروردین 1396 09:22 ب.ظ

خودم رو داخل داستان هام بزارم

پنجشنبه 3 فروردین 1396 05:58 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
یه سوال دارم که
خیلی وقت مخم رو مشغول کرده 
اینقدر که دیگه کسی نمی تونه باهام حرف بزنه 
هی عرور میده مغز مشغول است
بگزیم میگم منم در داستانم 
خودم رو بیارم ؟ 
آگه بخوام سیلور شدو که شخصیت خیالی 
خودمه یه چنین خصوصیتی داره تقریبا 
شوخ ... اهل تکنولوژی و آهنگ ... عاشق بازی کامپیوتری 
اهل کتاب هم هست ... برای دشمناش زبونی داره که نگو و نپرس 
و یه سری چیز های دیگه 
اینم عکس خودم 

 
خب دیگه همین
اوه نه نظرتون هم بهم بگید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 فروردین 1396 07:07 ب.ظ

داستان *ویلا وحشت*/4

چهارشنبه 2 فروردین 1396 05:45 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
وااااااااااییییییییی
یکیی منو از این دیوونه خونه نجات بدهههههههه
وای فای خونه قطعه الان دارم با تبلتم و نتش داستان میزارم
به خدا دارم دیوونه میشمممممم
خدایا اصلا حواست هست این صدا ها از همون
گلویی می یاد که تو از رگش به من نزدیک تری --__--
اینطوزی نگاه نکن من وقتی ایترنت نباشه خل میشم
هرچند تو حالت ادی هم اگه ترشی نخورم یه چیزی میشم
خب بگزریم بریم سر ادامه داستان



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 4 فروردین 1396 12:03 ق.ظ

داستان* ویلا وحشت */3

سه شنبه 1 فروردین 1396 12:46 ق.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
سال 1396 رو به همه عزیزان مبارک باد عرض میکنم برای 1396 بار /=
قبول دارم تو قسمت قبل جو گیر شدم موقع نوشتن 
حالا ببینید این قسمت نسبت به قسمت قبلی بهتر شده یا نه 

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بگید بگید بگید

یکشنبه 29 اسفند 1395 10:46 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
اولا سلام
دوما لطفا مال داستان هام که میزارم
اشکال هر قسمت رو در کنار اوت تعریفه
بگید که تو قسمت های بعد نباشه
راستی من زیاد توصیف کردنم داخل چیز های ترسناک خوب
نیست خودم می دونم اینو نگید
و این که واسه این میگم اشکال گیری کنید چو من در طول تعطیلات عید
 بی کارم و می خوام داستان هام رو بنویسم چون به خاطر فوت دایی
عزیزم نمی تونیم جایی بریم و منم که بیکارم باید وقت خودم رو پر
کنم و تو این مدت می خوام چیز های خوب بزارم
 شب خوش



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 اسفند 1395 10:52 ب.ظ

داستان *ویلا وحشت*/2

یکشنبه 29 اسفند 1395 12:44 ق.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
خب اینم پارت دوم داستان 
حال میکنید هم ویلا وحشت داریم هم کلبه وحشت 
البته اشکالی هم نداره همون طور که می دونی داستان من 
با استارفایر از زمین تا آسمان فرق داره گفتم کسی بد برداشت 
خب بریم ادامه 
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 اسفند 1395 02:09 ب.ظ

نقاشی من از رابین

شنبه 28 اسفند 1395 04:37 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
خب اینم نقاشی های من از رابین که توی هفته اخر مدرسه
کشیدم اول از اونی که خیلی بد شده شروع میکنم تا برسم
به بهترینشون از نظر هم کلاسی هام

این اولی
که گفتن بین این سه تا از همه بد تر بود
و راستش اولین نقاشی خودم از رابین بود

اینم دومین نقاشیم از رابین
که گفتن  باحال شده و اما اونی
که گفتن از همه بهتر شده

این یکی از همه بهتر شده بود
گفتن خیلی باحال شده
اهم و اما نظرات شما ؟



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 اسفند 1395 04:45 ب.ظ

نقاشی من از استارفایر

شنبه 28 اسفند 1395 04:17 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
اینم نقاشی خودم از استارفایر
البته لباسش رو تخیلی کشیدم کردم
کاش لباسش این شکلی بود

دست خط اینگلیسیم می دونم خیلی افتضاحه
نمی خواد بگید و این که نقاشی هام رو اینقدر بچه گانه
نمی کشم این از عمد مدلش رو اینطور کردم



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 اسفند 1395 04:21 ب.ظ

عید و چهار شنبه سوریتون مبارک !

سه شنبه 24 اسفند 1395 11:52 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow

شرمنده نتونستم زود تر پست بزارم
برای همه تون ارزو میکنم در سال جدید
12 ماه عشق
52 هفته اسایش
365 روز خوشبختی
8760 ساعت خنده
داشته باشید
از تمام شما عزیزان که در سال جدید همراه من بودید
و همیشه باعث خوشحالی من  شدید متشکرم منم می خوام تک تک
ازتون تشکر کنم
زاتانای عزیز
تو بهترین دوست من هستی
شاید خودت ندونی ولی ازت چیز های زیادی یاد گرفتم و
از تک تک لحظاتی که باهات بودم لذت بردم و هیچ وقت ازت دلخور نشدم
تو دوست واقعا خوبی هستی برایت سال خوشی رو ارزو میکنم
ایشاالله همیشه موفق باشی
نایتوینگ جان یا به قول خودم دیک
این چند وقته زیاد ندیدمت ولی برای تو هم سالی عالی رو
ارزو میکنم تو هم در اندازه زاتانا دوست خیلی خوبی بودی
و ازت هم بابت همه چیز ممنونم
به خدا اگه بیشتر بگم اسلام به خطر میوفته ولی بدون
به اندازه زاتانا دوستی عالی برای من بودی )
انجل جان
خب ما زیاد با هم صحبت نکردیم ولی بازم عید رو
پیشا پیش بهت تبریک میگم از پست هات خوشم می یاد
موفق باشی
نوبت رسید به کی ؟ کارشناس دیمین
دیمن جان اول از همه عیدت مبارک دوما دمت گرم با این که
عیب زیاد میگرفتی ولی واقعا در داستانان نویسی به من کمک
کردی و باعث پیشرفت من شدی نه فقط توی داستان نویسی
از دیدگاه های دیگه هم خیلی به من کمک کردی و همیشه حرف هایی می زدی
که واقعا از سنت بالا تر و مایه افتخار بود سال خوبی داشته باشی
(به ایراد گیری ادامه بده )
بعد میرسه به کی بعله جوکر عزیز
جوکر جان همیشه از شخصیتت خوشم میومد
ادم بامزه ای بودی و برای تیکه گفتن ازت الگو گرفن از داستان هات به
شدت خوشم می یاد  حتما ادامه بده و موفق باشی
می رسیم به سوپرمن جان
از داستان هات و پست هایی که میزاری خوشم
می یاد حتما بعدا از سوپرمن و بتمن هم میزارم
امید وارم سال اروم و در عین حال عالی رو داشته باشی
و ریون
از شخصیتی که داری خوشم می یاد
به نظرم دختر اروم و دوست داشتنی هستی
از پست هات هم همیشه لذت بردم برات بهترین ارزو هارا دارم
کت ومن
زیاد با هم حزف نزدیم
ولی مانند بقیه برات سال خوشی رو ارزو میکنم
بتگرل
شخصیت سخت گیری داری و تا به هدفت نرسی
ول کن نیستی
خوشم اومد همیشه موفق باشی
و کارشناس دوم تیم دریک
از مطالبی که میزاری درباره دی سی و
و مطالبی از این قبیل خیلی خوشم اومد
کلا یه منبعی هستی از اطلاعات
 سال خوبی داشته باشی
بلک کناری
نمی دونم ولی فکر میکنم دختر نسبتا ارومی هستی و
از این جور دختر ها خوشم میاد انشالله همیشه سربلند باشی
عسل جان
ذوست خیلی خوبی هستی از حرفزدن باهات خوشحال میشم
بدون همیشه طرف توعم تو یکی از بهترین دوستام هستی
سالی پر از خنده رو برات ارزو میکنم
نایت استار
عاشق سلیقت هستم
زیاد با هم حرف نزیم ولی از پست هات فهمیدم که دخرت خیلی خوبی هستی
سال خوبی هم داشته باشی
و جناب بی اسم --__--
انشالله هر چی که باهاش نظر میدی
ویروسی بشه ... امید وارم یکی تو سال جدید
پیدا بشه که رفتار درست رو بهت یاد بده
خب میدونم حرف هام خیلی مسخره و خسته کننده بود
نتونستم همه رو نام ببرم ولی خلاصه میکنم
همتون رو دوست دارم  امید وارم سالی فوق العاده داشته باشید
 ببخشید وقت تتون رو گرفتم و حوصلتون رو سر بردم
چهارشنبه سوری هم تبریک میگم
خیلی احساسی شدم حوصلتون رو سر بردم خودم می دونم
خوبی بدی دیدین شرمندتون هستم ببخشید
 براتون بهترین ارزو هارا دارم



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 09:57 ق.ظ

داستان *ویلا وحشت*/1

شنبه 21 اسفند 1395 08:33 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
اینم فصل جدید داستانم
امید وارم از این فصل هم خوشتون بیاد
البته یکم حال و هوای ترسناک بهش دادم


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 اسفند 1395 10:34 ب.ظ

داستان *در پشت سایه ها*/7

شنبه 21 اسفند 1395 02:24 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
خب اینم قسمت اخرش
کلا این فصلم چون زیاد در داستان نویسی
مهارت نداشتم خیلی مسخره شد
فصل جدید بهتر میشه و دو سوال
تعداد قسمت ها کم نبود ؟
و اخرش خوب شد ؟

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 اسفند 1395 05:10 ب.ظ

عکس های فصل جدید داستانم + خصوصیات شخصیت

یکشنبه 15 اسفند 1395 07:23 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
خب چون تا پایان فصل
اول داستان یکی دو قسمت
بیشتر نمونده ویلایی که تیتان ها در فصل دوم
داخلش میرن و شخصیت جدیدی که در فصل سوم
می یاد رو همراه با خصوصیتشون رو براتون گزاشتم
این از ویلایی که میرن

ببخشید کیفیتش بد بود
این ویلایی که تیتان ها در فصل دوم داخلش میرن
که تمام اتفاقاتی که براشون میوفته
همه و همه به اینجا میرسه
این ویلا چیز های عجیبی داره مثلا هیچ
همیشه هواش ابریه ولی هیچ وقت اونجا بارون نمی یاد
یا این که هر شب بدون این که کسی راه بره
می تونی صدای پارکت های چوبی راه رو ، رو بشنوید
ولی جالب ترین اینه که تیتان ها ادرس این
ویلا رو از یکی از دوست های خودشون گرفتن
و اون طرف میگه که 3 سال پیش داخل این ویلا بوده
ولی همسایه ها میگن که این ویلا سال هاست که خالیه !
و تیتان ها فقط 16 روز اونجا می مونن ولی هر روز برای
یکی از تیتان ها اتفاقی میوفته ولی در اخرین روز فرق داره
و شخصیت اصلی در این فصل ریون هستش


ایشون شخصیت جدید فصل 3 هستش
البته با موهای سیاه و با چشم های سیاه و سفید
تصورش کنید... اسم این شخصیت
آنسل ( ansel ) هستش این فرد هم خصوصیات خاصی داره
به عنوان مثال به خفاش ها و گل رز قرمز علاقه  زیادی داره و همیشه یه جا
نمیمونه و یک هو یه جایی بدون این که کسی بفهمه پیداش
میشه و بیشتر اوقات از توی یه سایه در میاد و ناپدید میشه
بیشتر اوقات لبخند میزنه
اینطوری
 
و همیشه وقتی با رابین تنها هستش حرف های
عجیب میزنه و کلا با رابین عجیب رفتار میکنه
  اون تیتان ها رو به یه خونه که بیشتر به یه قصر
هستش دعوت میکنه و اونا رو راض یکنه که
2 تا 3 روز اونجا بمونن
بعد از کلی خواهش بالاخره تیتان ها قبول میکنن
این فرد بیشتر دست به جیب و با لبخند  توی اون خونه میگرده
و هر روز به قبرستون میره و بعد به باغ پشت خونه و
گل رز میچینه و خفاش ها همیشه روی شونش میشینن
و فقط شب ها بیرون می یاد و به ماه خیره میشه
اوه اوه راستی یادم رفت در پایان هر قسمت از فصل سوم
به ترتیب این پسره و رابین با توجه با اتفاقات اون قسمت
یه جمله عجیب میگن و شخصیت اصلی این فصل رابینه
اینم لباسی که انسل باهاش میگرده

راستی دوستان خودم می دونم این پسره کیه
شخصیت داستان من رنگ موهاش و چشم هاش و
اخلاقش فرق داره فقط حالت صورتش و لباسش اینطوریه




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 اسفند 1395 09:02 ب.ظ

داستان *در پشت سایه ها*/6

یکشنبه 15 اسفند 1395 04:55 ب.ظ

نویسنده این مطلب: silver shadow
خب قسمت بعدی قراره قسمت اخر باشه ... میگم تعداد قسمت ها کم بود؟ ...
اگه کمه که زیادش کنم

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 15 اسفند 1395 08:41 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6

هدایت به بالای صفحه