موزیک ویدیو نایتوینگ

یکشنبه 20 فروردین 1396 10:48 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: کلیپ ?
[http://www.aparat.com/v/vmV8z]

خیلی قشنگه 
بنظر 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 10:50 ب.ظ

فن ارت های ریون

یکشنبه 20 فروردین 1396 10:43 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ?








دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 10:46 ب.ظ

مدل های سوپر گرل تو کمیک ها

یکشنبه 20 فروردین 1396 10:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? کمیک ?


خیلیم خوشگلن 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بک گراندی از ترا

یکشنبه 20 فروردین 1396 10:37 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ?




خیلی هم قشنگه 

نظره بده تا نگفتم ترا با سنگ لهت کنه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 10:38 ب.ظ

دعوای دث استروک و کت ومن سر رابین

یکشنبه 20 فروردین 1396 10:32 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? کمیک ? طنز ?
ترجمه 

کت ومن:بکش کنار شکن قهوه ای 
من اول اونو دیدم 

رابین: خدا کنه نمیرم 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1396 10:36 ب.ظ

اسم های فصل ها در داستان عشق ممنوعه

جمعه 11 فروردین 1396 02:36 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: داستان ?
فصل1:برگشت دوباره 
فصل2:جدایی 
فصل3:فلج شدن 
فصل4:مبارزه اخر



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 فروردین 1396 08:57 ب.ظ

داستان عشق ممنوعه پارت 4

پنجشنبه 10 فروردین 1396 10:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: داستان ?
یه دفعه صدای داد رابین اومد 
استار:نههههه
که یه دفعه.......


ادامه: 
داستان از زبون استار 

که یه دفعه یه چیز خورد تو سرم بیهوش شدم 

دیدم که دست و پاهام بسته شده بود 

و دهنم رو بستن سعی کردم که خودمو ازاد کنم 

ولی دیدم جسن طنابا از تیتانیوم و اورگانیوم بود(از خود در اوردم )
همه جا رو دیدم تا ببینم رابین هست یا نه 

هیچ جا نبود تا اینکه 

جان(شادولا) اومد جلوم گفت 

زیبای خفته تامارانی من بالاخره بیدار شدی 

دهنم رو باز کرد 

گفتم با رابین چیکار کردی اون کجاست 


گفت جاش عالیه همراه با دوست رباتی و دوست سبزی ات 

تو دلم گفتم پس ریون چی شده 


با زبون ریون 

خوب بیست بوی گیر افتاده خاک تو سرم باید حواسم بهش بود 


من چه دوستی هستم 

چه بلایی سر سایبورگ و استار اومده 

بیسیمم رو برداشتم 


استار جواب بده ولی جواب نداد 

یه اتفاقی براش افتاده باید برم نجاتش بدم 

زبون رابین 


اهههه.... 
 من کجام 

بیست بوی : اخیش بالا خره بیدار شد 

سایبورگ: رابین حالت خوبه 

-نه احساس ضعف میکنم 

بیست بوی : به خاطر اون قلاده است 

همه قدرت هامونو گرفته 

- ولی من قدرتی ندارم 

بیست بوی : حرفی واسه گفتن ندارم ~_~   -_-

-ما کجاییم 


سایبورگ: تو کشتی اون روانی شادو لا 

-شادولا ؟؟؟ 

اون دیگه کیه 

بیست بوی : ما فکر میکردیم تو اونو میشناسی 


-من از کجا باید فضایی ها رو بشناسم 


زبون استار 


دیدم ریون داره میاد پیشم 

داد زدم 


ریون اینجا ریون 


ریون اومد بازم کرد پرسید 

بقیه کجا هستن 

گفتم 

شادولا اسیرشون کرده 


راه افتادیم 


جلوتر دیدیم 

شادولا پول زیاد به جوکر داره میده و گفت 

بیا ممنون که دوست پسره دختر فضایی رو شکجه دادی حالا برو انگار نه انگار اینجا بودی 


بعد رفت دیدم کشتی داره میره 

ریون: استار رابین و بیست بوی و سایبورگ تو کشتی ان 

- پس بزن بریم

 که یه دفعه......

خسته شدم ادامش برای فردا 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 فروردین 1396 11:16 ب.ظ

داستان عشق ممنوعه پارت 3

سه شنبه 1 فروردین 1396 04:25 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: داستان ?
یه دفعه شادو لا جلوی ریون ظاهر شد و بعد ریون وردشو خوند 

ازارث متریان زینثوس 

ولی دفعه رابین رو برداشت و با ربات هاش ناپدید شد 
 

ریون با ناراحتی بیسیم اش رو برداشت تا به دوستاش زنگ بزنه دید همشون اومدن خونه 
 
سایبورگ گفت : چه خبره انگار اینجا بمب ترکیده 

ریون : افراد شادو لا به برج حمله کردن و رابین رو دزدیدن 

استار: چی تو چیکار کردی باید مراقب رابین می بودی 

ریون : من متاسفم استار یهویی ازم دزدیدش 

استار:


سایبورگ : نگران نباش استار از ردیابی که به کمربند رابین بسته شده  بوده پیداش میکنیم 

سایبورگ رفت سمت کامپیوتر تیتان ها 

سیگنال ردیابی رو فعال کرد و سایبورگ گفت:
!TEEN TITANS GO 
بعد 30 دقیقه به یه کارخونه رسیدن 

به دسته های 2 نفره تقسیم شدن 

ریون با بیست بوی 

سایبورگ با استارفایر 

بعد 20 دقیقه استار و سایبرگ رابین رو پیدا کردن 

ولی دستاش به زنجیر بسته شده بود انگار شکنجه اش دادن (درواقع واقعا دادن) 

استار سعی کرد رابین رو ازاد کنه که یه دفعه 

یه خنده شیطانی شروع شد 

اون جوکر بود کنار شادو لا بود 

سایبورگ : من با جوکر میجنگم تو برو دنبال شادو لا 

استار: هر چی شما بگید 

سایبورگ : استار برو!!

استار به اون یارو حمله کرد 

بعد از اون دوتا از جوکر و سایبورگ دور شدن و یه دفعه 

شادو لا شنلش رو برداشت و گفت 

منو یادت هست 

استار: نه ممکن نیس 

تو توی جنگ مرده بودی

جان(اسم اصلی شادو لا تو تاماران): میبینی که زندم 

استار : خدااااا.....جو......ن

م..م..من اصلا باورم نمیشه 

که دفعه صدای جیغ رابین اومد 

استار : رابین نهههههه

و بعد یه دفعه .......



ادامه داستا با 11 کامنت 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1 فروردین 1396 04:59 ب.ظ

نوروزتان مبارک_از طرف نازنین نویسنده ترا

دوشنبه 30 اسفند 1395 01:34 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? متفرقه ?
لجظه شماری کنید تا ساعت دو 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ساخت عکس توسط : terra خودم 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 30 اسفند 1395 01:37 ب.ظ

داستان عشق ممنوعه پارت 2

پنجشنبه 26 اسفند 1395 09:18 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: داستان ?
سایبرگ : و گرنه انقدر بیچار رو زخمی نمیکرد

استار: وااا مگه داریم  این نهایت گلورگنر هستش

وای معذرت میخوام سایبرگ


سایبرگ: من اصلا هییچی نفهمیدم 

بیست بوی : حالا چه خاکی تو سرمون بریزیم 

یعنی چیکار کنیم رابین هنوز بهوش نیومده 


استار: قرار نیست تسلیم شیم میریم دنبال اون یارو شادی لاُ

بیست بوی : پس کی مراقب رابین هست 

ریون: من هستم 
استار: خیلی ازت متشکرم ریون 

ریون : خواهش دوستی به همین دردا میخوره 

و همه تیتان ها رفتن 

ریون:رابین لطفا بیدار شو ما بهت احتیاج داریم 

رهبر گروهمون باید قوی باشی زود باش بیدار شو 

تو به همه ما کمک زیادی کردی

من میدونم که تو پدر مادرتو از دست دادی ولی باید 

محکم باشی 

تا اینکه به برج حمله شده با ربات های نامرئی 


ریون به سختی از رابین محافظت میکرد تا اینکه.....

خسته شدم بقیش تا 9 تا کامنت 
 






دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 09:29 ب.ظ

احساسات ریون به سبک اکواستریا گرل ساخت خودم

پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:46 ق.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? طنز ?




بنظر 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:47 ق.ظ

چنتا از ریون

پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:38 ق.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ? طنز ?



این موقعی که دوستم یه جوک بی مزه تعریف میکنه من خنده میمرم و دوستام هنگ میکنن


اینم موقعی که دارم با یکی دوست میشم و صحبت گرمی داریم 




اینم موقعی که دوستم جلوی همه از طرف من ضایع میشه 






اینم موقعی که دوس مدام مزاحم میشه و داره چرت و پرت هر دفعه میگه 


اینم داریم درباره یه چیزی صحبت میکنی دوستم بیاد درباره یه چیز دیگه بگه

اینم موقعی که نظر نمیدین و میخوام بکشمتون 





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:44 ق.ظ

داستان عشق ممنوعه

پنجشنبه 26 اسفند 1395 10:28 ق.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: داستان ?
یه روز در برج تیتان ها داشتن کار های خودشونو میکردن 

استارفایر داشت اشپزی میکرد 

ریون و بیست بوی داشتن شطرنج بازی میکردن 

رابین و سایبرگ هم پلی گیم بازیم میکردن 

تا اینکه اژیر خطر به صدا در اومد 

رابین:Titans go 


و بعدش همه تیتان ها اماده باش به سوی سفینه رفتن 


دیدن باز گروه کندو دوباره حمله کردن 


البته یه شخصیت جدید 

اسم مالینا بودش 
 
و میتونست اب رو کنترل کنه 

تیتان ها به سختی مشغول جنگیدن با گروه کندو بودن تا اینکه 

یه چیزی جلوی رابین اومد محو شد رابین مد نظرش بود که این چی بود 

استارفایر رو صدا زد و گفت : استار زود بیا دنبالم 

استار تا اومد دید که یه یارو داره با رابین میجنگه(ناشناخته) 

استار نگران شد و بعد هر دو باهم به اون حمله کردن جنگ سختی بود رابین تقریبا زخمی شده بود 
استار اونو برداشت و بردش به برج ریون داشت رابین رو معالجه میکرد و استار هم ارومی نداشت 

بیست بوی هم زخمی شده بود (در حدی)

بعدش ریون گفت: الان رابین حالش خوبه ولی باید استراحت کنه 
 بیست بوی: بابا دکتر تو دیگه کی هستی 
ریون : بانمک 
استار به سایبرگ گفت اون یارو کی بود 

سایبرگ: اون شادو لا بود (shadow law)

استار: اون دیگه کیه 
سایبرگ: نمیدونم ولی لابد با رابین یه مشکلی داره 

ادامش با پنج تا کامنت 
 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:17 ق.ظ

عکسی از بتمن و رابین

پنجشنبه 26 اسفند 1395 10:26 ق.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ?



چی شدههه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 10:28 ق.ظ

استارفایر علیه بلک فایر ساخت خودم

شنبه 7 اسفند 1395 10:22 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: عکس ?
خداییش خودم درست کردم ساده با پینت درست کردم 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


بنظر 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 7 اسفند 1395 10:39 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 2 1 2