داستان مبارزان عدالت قسمت 7

جمعه 22 تیر 1397 12:26 ق.ظ

نویسنده این مطلب: SUPER GIRL
موضوع: داستان ?
اینم قسمت جدید:|گیر ندید ژانر داستان عوض شد:|البته ی جاهای طنزی هم توش هست دیه:|دیه حال ندارم لنچه گذتش و شخصیتا نمیزارم:|خودت مدونی کجاع باید بری
اومدی؟ببینیم چ خبره:
پلنت دداست:ایگل تو حالت خوبه!
ایگل:عاره من خوبم!بقیه کجان؟
بعد ماجرا رو تعریف کرد و گفت:الان باید چیکار کنیم؟
ایگل: هووم...سوال خوبیه
یهو زی و ریون وارد میشن منتهی ب ی صورت شیطانی عجیب
پلنت داست:اینا....
من:زی و ریون!وای نه!فرار کن فرار کن!
پلنت داست:باشع اوه نه!اسلیدددددد
اسلید:سلام بچه کوچولو ها!برای اخرین مبارزتون اماده باشید!
بعد مبارزه کردن....
ایگل:نهههههههههههههههههههههه(روی زمین میوفته)
پلنت داست:ایگلللللللللللللللللللللللللللللللللللل
اسلید:اینم به جمع اسیرا اضافه شد!نفر بعدی تویی ملانی!
و فرار کرد
پلنت داست:خدایا خدایاااااااااا چرا؟بهترین دوستام وایت ارو و ایگل عشقم رد الین پدرو مادرم جاستیس لیگ تیتانا بچه ها و همه اسیر شدن.زی و ریون هم تریگون طلسم کرده و شیطان شده.اونم به خاطر من فقطططططططططط ب خاطر من
نویسنده:اکه همش ب خودت سرکوفت بزنی از این بدتر میشه
پلنت داست:اه....وایستا....من قدرتامو دارم!پس میتونم کمکشو کنم!پیش به سوی دژ اسلید!
در دژ اسلید:
جوکر:بتسی چه خبرا
بتمن:خفه شو!
جوکر:مثل اینکه یکی باید ادب شه! دستگاه شکنجه مخصوص من،ارباب جوکرو بیاین!
ایگل:جوکر غلط کرد شکا ازش بگذر
جوکر:ببین اینجا چی داریم.یه دختر موقرمز که میخواد خودشو وسط بندازه
ایگل:ای خدا:|
هارلی:عزیزم بیا بریم غذا بخوریم
یهو پلنت داست وارد میشه:نجاتتون میدم!
کیدفلش:دخترم!
ارتمیس:دختر منم هس:|
ایگل:پلنتتتتتتتتتت
مینا:میتونی کمکمون کنی؟
لیان:البته که میتونه!
تریگون:هیچ کی هیچ کاری نمیکنه!
زیو ریون شیطانی میان و پلنت داستو میگیرن
ایگل:راشلللللللللل!منم!ادریانا!
ریون شیطانی:ادری....ادری....ادریانا....ای....ایگل؟؟
ایگل:اره اره!
تریگون:نه!
و بعد  از جادوش استفاده میکنه و ریون شیطانی تر میشه
پلنت داست از این ماجرا استفاده میکنه و فرار میکنه
اسلید:ملانی وست!تو نمیتونی از سرنوشت فرار کنی!
و بهش حمله میکنه
پلنت داست تفنگشو درمیاره و شلیک میکنه
اسلید:من از این چیزا محکم ترم!
بعد ب پلنت داست یه ضربه میزنه پلنت میوفته
اسلید:میبینی؟دوستاتو فروختی رهاشون کردی به خاطر چی؟
پلنت دسات:ن....ن...نمیدونم
اسلید:پس برای مردن اماده باش!
اسمون سرخ شد پلنت داست زانو زده بود و چشماشو بسته بود اسلید شمشیرشو بالای سر پلنت اورده بود تریگون دور برج ک اسیرا توش بودن میچرخید 
شمشیر پایین اومد.پایین و پایین تر
ریون شیطانی:وایستا...
و بعد ی چیزی شد وایت ریون شد(وقتی ریون به نیرو های شیطانی غلبه کرد وایت ریون شد)
وایت ریون:اسلید تریگون جوکر و بقیه خلافکارا!شما از عدالت فرار نمیکنید!
تریگون:چی؟شما مگه تسخیر نشده بودید؟
زی:ما تسخیر شدیم!ولی فقط تسخیر عدالتیم!
یهو پلنت داست ه سمت اسمون رفت.موهاش بازشد کفشاش و لباسش خوجل تر شد و اینجور چیزا
اسلید:امکان نداره!
تریگون:پیشگویی باستانی درست از اب دراومد!
ادامه دارد.........
کفت برید ها؟کیف کردی؟نظر ده 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 22 تیر 1397 12:53 ق.ظ