داستانی به مناسبت هیچی:|اسمش:دادگاه دی سی

دوشنبه 18 تیر 1397 02:21 ب.ظ

نویسنده این مطلب: eagl &snow&
موضوع: داستان ? طنز ?
سلیم:|اینو به خاطر کاسپلی هایی ک از بتفمیلی لوین جان گذاشته وواقعا قیافشون (خصوصا کاسپلی ریچارد)درب داغونع گذاشتم:|مناسبت خاصی نیس اما مهمع:|شخصیت ها:بنده(ریون هستم وکیل:|||)بتفمیلی-قاضی(لوین:|)-متهم(کاسپلی ها)-اصغر قصاب(لطفابه بخش نظرات کاسپلی بتفمیلی مراجعه نمایید)-یه سری شخصیت های دیگه:|
دادگاه در ادامه قرار دارد:|
خب:|ببینیم در دادگاه چ خبر اس:
قاضی:جلسه رسمیه سکوت را رعایت کنید.اقا این چکش چرا صدا جیرجیر میده:|
واندروومن درگوشی به قاضی:از این بهتر چکش پیدا نکردیم به جز چکش ثور که گفت بهتون نمدمش:|
قاضی:بهترما مینیتور رو میخوایم چیکا:|اهم اهم.خب کی شکایت کرده؟
بتفمیلی:ماها:|
قاضی:متهم کیه؟
بتفمیلی:کاسپلی ها"|
قاضی:خب جناب...ام.....ریچارد جان دیک گریسون:|
اسپیدفایر(فک کنم نظراتشو خوندید اگه اینجوری خوشت نیومد بگو):موفق باشی داداش
دیمین:واااااییییی انقدرررر به دیککککک نگوووو داداششششش
اسپیدفایر:خو توهم با اینکه داداشت نیس بهش میگی داداش:|
تیم:خرفهم شد:|
دیمین:تاحالا تو عمرم اینقدر قانع نشده بودم:|
جیسون:مگه تو تاحالا قانع شده بودی؟
قاضی:هیسسسسس نظم دادگاه رو رعایت کنید عه:|
من(ریون-وکیل):اجازه؟میشه ریچارد شکایتشو بگه ومیشه به من ی لیوان اب بدید؟
قاضی:البته.ادریانا(شخصیت خیالی من)ّرو برا خواهرت اب بیار و ریچارد شکایتتو بگو
ریچارد:جناب...نه نه سرکارخانم قاضی:|من از این کاسپلی ها شکایت دارم چون چهره من و خانواده ام را زشت جلوه دادند:|
بیست بوی:داداچ انقدر کتابی حرف نزن:|
سایبورگ:راست میگه فارسی دبستان اندازه این کتابی نیس:|
ریچارد:خیل خب|:اینا اومدن کاسپلی ما شدن درحالی که اعتماد به کهکشان های اطراف دارند و زشت هستند میان کاسپلی ما میشن چ وعضشه:|
قاضی:هوم بهتر شد:|خب بزار ببینم این کاسپلی هارو اوه اوه چقد قیافشون داغونه
کاسپلی ریچارد:یه سوال:وکیل من کیه؟
باربارا در ذهنش:وووووییییییی الان دوتا ریچارد داریم منو این همه خوشبختی محال محاله0_0
همه یهو برگشتن به باربارا نگا کردند
قاضی:وااااااااااااااااااااااا:||||
باربارا:وایستا...همتون شنیدید من چی تو ذهنم  گفتم؟
همه:عاااااااااااااااااااااااااااااارع
باربارا:خه چطوری؟
من:خو بلند بلند فکر میکنی:|
باربارا:یعنی قبلا هم ذهن منو صداش میشنیدین؟
همه:ببببببببببببببببببببببببعله
باربارا:پ بگو چطوری اسپیدفایر فهمید من پنکیکشو خوردم:|
اسپیدفایر:پنکیک شکلاتی پنکیک عادی نبود:|
کسندرا:خب سرکار قاضی میگفتین؟
قاضی:من چیزی نمیگفتم:|متهم کاسپلی ریچارد میگفت:|
استفانی:خو میگفتی؟
ریچارد کاسپلی:وکیل من کیه؟
باربارا:منم دیه:|
کاسپلی:عو اره
قاضی:خب وکیل کاسپلی بیا از موکلت دفاع کن
باربارا:خب اهم.موکل من فقط از ریچارد خوشش میاد و اومده کاسپلیش شده
من:و موکل تو کسی که موکل من ازش شاکیه نباید ی دستی به سر و روش میکشید تا کاسپلی جذاب ترین مرد دنیای کمیک شه؟
زی و استار:ایول ریون!
جیسون:تازه شبیه منم نیس
بتوومن:من اینقدر پیرم؟
قاضی:هیسسسسسسسسسسسس جیر جیر(صدا چکش)نظم دادگاه رو رعایت کنید!و خب من برای متهم ام........واندروومن یسسسس واندر پیسسسس هوییی دایانا با توام:|
واندروومن:ها چیه لوین؟
قاضی:میگم اعدام با حبث ابد؟
واندروومن:اعدام؟0_0حبث ابد؟0_0
قاضی:بعله اومده چهره زوج اونه چان من(زاتانا)رو زشت کرده
واندروومن:هوم............حبث ابد فرار میکنه بیا اعدامش کنیم:|
قاضی:قبوله.و اه من برای متهم اعدام را در نظر  گرفتم
کاسپلی:جااااااااااااااان؟
اون یکی:کاسپلی ها:ما چی؟
قاضی:شما هم همنیطور:|والا میاین خودتونو شبیه جذابترینا میکنین که چی؟برین کاسپلی اصغر قصاب...اهم ببخشید اصغر قصاب اشکالی نداره ک حرفم؟
اصغر قصاب:نه عیب نداره
قاضی:ممنونم.برید کاسپلی پمپ بنزین شین اصن:|تاریخ اعدامتونم ساعت 8 صبح جمعه این هفته
بقیه:بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو مردم زشششششششششتتتتتتتتت
کاسپلی ها:بوووووووووووووووووووووووووووووووووووو مردم....هوم.....غلط کردیم هیچی:|


بعلی و ماجرای دادگاه اینچنین بود^_^امیدوارم خوشتون اومده باشه و نظر بده اگه ایرادی هم داشت بهم بگید



دیدگاه : نظر دادگاهی
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 تیر 1397 02:51 ب.ظ