نینجا

شنبه 22 مهر 1396 01:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
(بلک بت در حال تمرین توی غار بتمن)
بتمن:چطوری؟؟
بلک بت:خوبم برای چی حالمو میپرسی؟؟
بتمن:چیه بهم نمیاد؟؟
بلک بت:یعنی میاد
بتمن:خواستم یک جوری سرصحبت رو باز کنم.
بلک بت:خب چه صحبتی؟؟
بتمن:تو نمیخوای عضو گروهی بشی؟؟
بلک بت:نه
بتمن:خب اگه گروه بزنی چی؟؟
بلک بت:خودتی بتمن!!؛من رفتم بیرون
(کاساندرا داشت از بالای پشت بوم پایین رو نگاه میکرد که یک پسر نوجوون مشکوک رو دید کنجکاو شد و رفت تا یک نگاهی بندازه... )
پسر:تو کی هستی؟؟
بلک بت:از سرو رختت نمیومد زرنگ باشی.
پسر:پرسیدم کی هستی؟؟
بلک بت:تو کی هستی؟؟
پسر: به تو ربطی نداره.
(و بعد به بلک بت حمله ور شد اما بعد از چند ثانیه بلک بت خلع صلاحش کرد و ماسکش رو برداشت ولی...)
کاساندرا:اینجا کجاست؟؟
آلفرد:خونه هست خانم شما توی اتاقتون هستید. )
کاساندرا:چی شد؟؟
آلفرد: ارباب وین شما رو توی یک کوچه تاریک با استفاده از ردیابتون پیدا کرد.
کاساندرا:ردیاب؟؟!!
آلفرد:بله
(چند ساعت بعد )
کاساندرا توی ذهنش میگفت:اون کی بود وقتی چشماشو دیدم یاد خودم افتادم!!
*****************************************************************
خب لطفا نظر بدین و ایده و نقد ممنون مرسی خدافظ.

       
     
                            ...امیدوارم خوشتون اومده باشه...




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 مهر 1396 09:36 ب.ظ