@---------------> WE LOVE TEEN TITANS - داستان کلبه وحشت*قسمت ۲*
قهرمانان جوان،به پیش!

داستان کلبه وحشت*قسمت ۲*

سه شنبه 15 فروردین 1396 09:07 ب.ظ

نویسنده : Elena
ارسال شده در: عکس ، داستان ،
سلام
خوبین؟
اول از همه بگم که در مورد شروع دوباره درس به همتون تسلیت میگم
خدا روح تعطیلات عید ۹۵ رو شاد کنه...
امیدوارم هممون از پس امتحانات و درس های بعد از عید بر بیام و زنده بمونیم...
 و اما بعد از مدت ها تونستم بیام و یه آپ کنم
بپر ادامه
در قسمت قبل:
بیست بوی و سایبورگ وارد خزانه بانک شدن اما وقتی درشو باز کردن...

....کلبه وحشت....
...قسمت دوم...


داستان از زبان سایبورگ:
در خزانه رو باز کردیم و دیدیم یه پسر نوجوان  با هیلکل خونی روی زمین افتاده. به نظر میومد مرده باشه اما با دیدن چیزی که که بقلش ایستاده بود هوش از کلم پریده بود.
داستان از زبان بیست بوی:
پشت اون جنازه یه زن قد بلند با موهای بلند مشکی ژولیده پولیده که تمام صورتشو پوشونده بود و لباس خواب سفید پاره پوره(سرتونو درد نیارم همون جن خودمونو میگه)بود.نمیتونستم اون صحنه رو باور کنم.منو سایبورگ سر جاهامون خشک شده بودیم و به اون جن نگاه میکردیم و اون هم مارو تا اینکه اون چاقویی که رو میز بود با یه نگاه به سمت سایبوگ پرت کرد اما اون جاخالی داد.
دیگه به خودمون اومدیم شروع کردیم به جیغ و داد و فرار کردن.
یک دفعه تمام چراغ های بانک خاموش شد...
راهروی بانک مثل یه هزار تو شده بود .توش گمشده بودیم.حتی دو قدم اون طرف تر هم نمیتونستیم ببینیم.
من:سایبورگ!!!با اون دستگاهت یه رد بگیر ببین از کدوم طرف باید بریم
*سکوت*
من در حالی که داشتم دنبال راه میگشتم:عه!سایبورگ الان که وقت بازی نیست جواب منو بده
بازم هیچ صدایی نشنیدم.
با ترس و لرز برگشتم و...

این داستان ادامه دارد...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 15 فروردین 1396 10:32 ب.ظ