قهرمانان جوان،به پیش!

داستان عشق ممنوعه پارت 3

سه شنبه 1 فروردین 1396 05:25 ب.ظ

نویسنده این مطلب: terra
موضوع: داستان ?
یه دفعه شادو لا جلوی ریون ظاهر شد و بعد ریون وردشو خوند 

ازارث متریان زینثوس 

ولی دفعه رابین رو برداشت و با ربات هاش ناپدید شد 
 

ریون با ناراحتی بیسیم اش رو برداشت تا به دوستاش زنگ بزنه دید همشون اومدن خونه 
 
سایبورگ گفت : چه خبره انگار اینجا بمب ترکیده 

ریون : افراد شادو لا به برج حمله کردن و رابین رو دزدیدن 

استار: چی تو چیکار کردی باید مراقب رابین می بودی 

ریون : من متاسفم استار یهویی ازم دزدیدش 

استار:


سایبورگ : نگران نباش استار از ردیابی که به کمربند رابین بسته شده  بوده پیداش میکنیم 

سایبورگ رفت سمت کامپیوتر تیتان ها 

سیگنال ردیابی رو فعال کرد و سایبورگ گفت:
!TEEN TITANS GO 
بعد 30 دقیقه به یه کارخونه رسیدن 

به دسته های 2 نفره تقسیم شدن 

ریون با بیست بوی 

سایبورگ با استارفایر 

بعد 20 دقیقه استار و سایبرگ رابین رو پیدا کردن 

ولی دستاش به زنجیر بسته شده بود انگار شکنجه اش دادن (درواقع واقعا دادن) 

استار سعی کرد رابین رو ازاد کنه که یه دفعه 

یه خنده شیطانی شروع شد 

اون جوکر بود کنار شادو لا بود 

سایبورگ : من با جوکر میجنگم تو برو دنبال شادو لا 

استار: هر چی شما بگید 

سایبورگ : استار برو!!

استار به اون یارو حمله کرد 

بعد از اون دوتا از جوکر و سایبورگ دور شدن و یه دفعه 

شادو لا شنلش رو برداشت و گفت 

منو یادت هست 

استار: نه ممکن نیس 

تو توی جنگ مرده بودی

جان(اسم اصلی شادو لا تو تاماران): میبینی که زندم 

استار : خدااااا.....جو......ن

م..م..من اصلا باورم نمیشه 

که دفعه صدای جیغ رابین اومد 

استار : رابین نهههههه

و بعد یه دفعه .......



ادامه داستا با 11 کامنت 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 1 فروردین 1396 05:59 ب.ظ



هدایت به بالای صفحه