@---------------> WE LOVE TEEN TITANS - داستان اقدس و رابین
قهرمانان جوان،به پیش!

داستان اقدس و رابین

جمعه 27 اسفند 1395 02:51 ب.ظ

نویسنده : bA.rr.D.i-a

نویسنده  : DEAD POOL یا همون  LIGHT YAGAMIE

                                   رابین و اقدس
روز خوبی بود بتمن گفته بود که میخوان یه قهرمان جدید رو برای تیتان ها بفرستن رابین بی صبرانه منتظر بود که اون قهرمان جدید بیاد ناگهان صدای زنگ قلعه در اومد رابین در رو باز کرد و خانمی با حجاب چادری وارد شد که گفت : به نام خدا من اقدس پایین پرست هستم و اومدم که قدرتمو به شما نشون بدم و در کنار شما بمونم
رابین : خوش اومدی میتونی قدرتتو به ما نشون بدی ؟
اقدس : بله عزیییییزم ( برای سوختن کون استار فایر گفت )
بعد اقدس رو به رابین کرد که لپاش سرخ شده بود رابین رو بلند کرد و برد زیر چادرش که یکدفعه دیدند رابین از سقف افتاد بغل اقدس 
رابین به اقدس گفت : کار تو عالییی بود باید بیای تو گروه ما 
اما استار فایر با عصبانیت گفت : لازم نکرده کارش بیهوده بود
رابین : نظر تو ارزشی نداره
بعد رابین دست اقدس رو گرفت و رفت

این داستان ادامه دارد...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 اسفند 1395 03:08 ب.ظ