عیدانه تیتانی ( خونه تکونی )

پنجشنبه 26 اسفند 1395 11:24 ق.ظ

نویسنده این مطلب: جوکر
موضوع: طنز ? داستان ?
رابین : خوب بچه ها ، حالا که از بیمارستان مرخص شدم اگه گفتین وقته چیه ؟
بیست بوی : وقته PES بازی کردنه .
رابین : نه وقته خونه تکونیه .
بیست بوی : وووواااااایییییی ننننههههههه !!!!!!
رابین : زهر مار ! سفره مارو بهم ریختن دو قورتو نیمشونم باقیه !
بیست بوی : باشه باشه چرا قاطی می کنی .
رابین : بله همون طور که گفتم وقته خونه تکونیه و من برای هر کی ی وظیفه ای در نظر گرفتم ؛ اما این بار اگه کسی نا فرمانی کنه تنبیه میشه ؛ خوب بریم سراغ اصل مطلب ینی وظایف ، سایبورگ زمینو برق می ندازی ، خودم دیوارا رو تمیز می کنم ، بیست بوی وسایلو گرد گیری می کنی و هیچ کدومو نمی شکنی ، استار فایر حیاطو آبو جارو می کنیو باغچه رو مرتب می کنی و ریون حمومو دستشویی رم با تیرکو جرم گیر قشنگ تمیز می کنی .
ریون : چرا من باید دستشویی رو تمیز کنم .
رابین : برای اینکه تو ایده ی ترقه بازی رو تو کله ی اینا انداختی استار بهم گفت .
ریون با حرص به استار فایر : تو بهش گفتی !! باشه !
رابین : خوب دیگه همگی برین سره کاراتون .
بعد رابین رفت تو زیرزمین که وسیله ی نظافت بیاره .
ریون با خودش غر می زد : استار دهن لق حالتو می گیرم .
در همین حین چشای ریون قرمز شد و دره تیرکو باز کرد و درست لحظه ای که استار داشت از کنارش رد می شد یکم تیرک رو صورتش ریخت
استار فایر با فریاد : آییییی کوووورررر شششدددمممممم .
سایبورگم که زمینو خیس کرده بود پای استار لیز خورد و بیست بویم که یکی از با ارزش ترین گلدونای رابینو داشت تمیز می کرد خورد به استارو گلدون شکست .
بیست بوی در حالی که زانو زده بود : وای بدبخت شدم ، آی بیچاره شدم .
در همین حین رابین از زیرزمین اومد بیرون و چشمش به گلدون افتاد و بعد از چند دقیقه فریاد زد : بببیییییسسسسستتتتت ببببببووووووییییی می کشمت .
بعد به بیست بوی حمله کردو گردنشو فشار می‌داد که سایبورگ اومد جداشون کرد .
بعد رابین سرشو برگردوند و استارو دید که داره از درد میمیره .
رابین : چی شده استار ! به من بگو !
استار با درد : تیرک رفته تو چشام .
رابین به ریونو بیست بوی نگاه کرد و گفت : جفتتون برین از برج بیرون همین حالا !
اون دو تا رو بیرون کرد بعد خودشم با سایبورگ استارو بردن بیمارستان و .....
................................................
منتظره نظراته شما هستم




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 اسفند 1395 12:09 ب.ظ