قهرمانان جوان،به پیش!

بتمن و شله مشهدی !!!!!!!!! . قسمت پنجم

چهارشنبه 25 اسفند 1395 08:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SuperMan
موضوع: طنز ? داستان ?
به نام خدا 
با قسمت بعدی داستان در خدمت شما هستم . راستی خواهشا نظرتون رو بگین تا من ببینم کار خوبه یا بده ؟ 
----------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب رسیدیم به اون جا که بتمن تلفن رو با عصبانیت قطع کرد . رابین که بخاطر این اتفاق هم ناراحت شد و هم ترسیده بود که حالا جواب بتمن رو چی بده رو کرد به بیست بوی و گفت : 
آخه من به تو چی بگم رفیق ها ؟ 
بیست بوی : بگو امشب برامون پیتزا می خری 
رابین : الان اصلا حوصله شوخی ندارم . اون CD ی کوفتی تو برام دردسر درست کرده . 
بیست بوی : تو که دیروز گفتی از روی همون CD ی کوفتی برات یکی رایت کنم . حالا که سوتی دادی شد تقصیر من . 
در همین حال ناگهان سایبورگ با خوش حالی وصف نشدنی ای وارد اتاق شد در حالی که چشماش از خوش حالی برق می زد داد زد : بلاخره رسید . خدا یا شکرت . به خاطر همه نعمت هات به خاطر ...... 
رابین : بس کن دیگه چرا هوار می کشی . سرم داره از درد می ترکه .
سایبورگ : رابین الان هیچی نمی تونه حال منو خراب کنه . عشقم رسید . 
بیست بوی : عشقت کیه ؟ 
سایبورگ : فول آلبوم صادق . آره درست شنیدی . الان فول آلبومش روی سایت قرار گرفت مرد . الان می رم وای فای همسایه رو هک می کنم دانلودش می کنم و بعدش تا صب عشق و حال به راست . 
رابین : خجالت بکش ما قهرمانیم . 
سایبورگ : ای بابا . ما تا حالا شونصد بار جون این مردم رو نجات دادیم . حالا چی می شه یه کم از اینترنتشون استفاده کنیم . 
رابین : نه . همین جوریش الان بتمن از دست من آتیشیه . اگر اینو بفهمه گروه رو می فرسته مدرسه نظامی . 
ریون که داشت وارد اتاق می شد حرف رابین رو می شنوه و می گه : 
رابین . بتمن می خاد تا آخر عمرت بالای سرت باشه ؟ کی می خای مستقل شی ؟ 
بیست بوی : لایک عزیزم 
سایبورگ : خخخخخخخخ 
رابین : بتمن هیچم رئیس من نیست و من خیلیم مستقلم . 
استار فایر که صدای بقیه رو می شنوه که دارن حرف می زنن سریع می ره ببینه چه خبره . تا وارد اتاق می شه رابین می گه : 
من اصلا هم حرف مفت نمی زنم ریون به تو اینا ثابت می کنم که رابین کیه . 
استار فایر که از هیچی خبر نداره در این لحظه نه گزاشت و نه برداشت و گفت : بله حق با رابینه 
ریون : !!!!!!!!! 
سایبورگ : خخخخخخخخخ 
بیست بوی : وای استار تو خیلی خوب حمایت می کنه . خخخخخخ . لایک 
رابین : استار می دونه که من حرف بی خود نمی زنم . ممنون استار 
ریون : تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها . 
رابین : می دونی چیه برای ثابت کردن به تو من همین الان پا می شم می رم خونه بتمن چشم تو چشم بتمن بهش می گم خوب شما سنتی دوست داری من شیش و هشت پدر جان . الان مشکل چیه قربانت برم . 
ریون : همین الانم که داری با کلی ترس حرف می زنی آخه 
رابین : احترام بزرگتر واجبه . ولی درمورد این موضوع همین الان می رم و عین مرد باهاش صحبت می کنم . 
القصه رابین راه افتاد به سمت غار بتمن . 
در همین موقع بتمن در جاده ..... 
ضبط ماشین : ساقیا چه غم گین . چه تنها نشسته ام 
ساقری به چشمم . به منزل نشسته ام 
نشکنی دلم را . که در خود شکسته ام 
ناگهان ماشین یه صدا کرد . ولی بتمن توجه نکرد . بعد یه مدت دوباره بلندتر صدا اومد  . بتمن با خودش گفت : هیچی نشده بابا . من کارم حرف نداره . عمرا ماشین خراب شده باشه . عمرا ....... 
داشت همین طوری به خودش دل گرمی می داد که یه دفعه ماشین شروع کرد به پت پت کردن و بعدم خاموش شد . 
بتمن از ماشین پیاده شد رفت کاپوتو زد بالا که یه دفعه موتور جرقه زد و آتیش گرفت . بتمن که نمی دونست الان چی کار کنه رفت نوشابه ای که خریده بود رو از ماشین سریع آورد بیرون و ریخت روی موتور . موتور خاموش که نشد هیچ دوباره جرقه زد و ترکید و بتمنو سه چهار متر پرت کرد عقب . بتمن سریع پا شد . دو دستی زد تو سرش گفت وای بتموبیل بیمه نداره چی کار کنم . سریع رفت موتور رو دو دستی گرفت کندش انداختش بیرون . بعدم نشست گوشه جاده شروع کرد غر زدن که : ای مرگو بخورن این بچه ها . چه غلطی کردیم گفتیم شله می دیم ها و ....‌‌.‌...‌‌‌‌....



خوب اینم از این قسمت حتما نظر بدین . ممنون 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 08:05 ب.ظ



هدایت به بالای صفحه