@---------------> WE LOVE TEEN TITANS - داستان *ویلا وحشت*/1
قهرمانان جوان،به پیش!

داستان *ویلا وحشت*/1

شنبه 21 اسفند 1395 08:33 ب.ظ

نویسنده : silver shadow
اینم فصل جدید داستانم
امید وارم از این فصل هم خوشتون بیاد
البته یکم حال و هوای ترسناک بهش دادم


بیست بوی : راب؟ تو مطمعنی اون سیگنال ها از این جا می یاد؟
- اره ... خیلیی وقته این سیگنال هارو از این جا دریافت میکنم حدود یه هفته
ریون: اصلا احساس خوبی نسبت به این جا ندارم ... با این که معمولا از این جور جا ها خوشم می یاد
حالا اصلا این جا کجا هست ؟ شبیه شهر ارواحه !
- خب راستش رو بخواین ... اینجا واقعا شهر ارواحه ... یه شهر متروکه به اسم شهر ماتسو
که در دهه 70 (میلادی ) اینجا بسته شد و بعد به دلایل نا معلومی همیشه در مه شناوره.



استارفایر : اینجا خیلی ترسناکه ... اگه جز درسناک ترین جاهای کره زمین باشه اصلا تعجب نمیکنم
- خب راستش جز ترسناک ترین جاهای کره زمین هم هست
استارفایر :
بعد از یک ساعت پرواز کردن (با سفبنه )
بیست بوی : هی رفقا اونجاست همون ویلایی که ازش اون سیگنال ها می یاد !
سایبرگ : شبیه خونه های جن زدس !!
- همچینم بعید نیست !

سایبرگ : همین جا فرود می یایم
بعد از اون وارد ویلا شدیم
بیست بوی : وای رفیق اینجا خیییللللللییییی بزرگه ... جون میده برای سرکار گزاشتن
ریون : بهتره که اون افراد ما نباشیم ... وگرنه خودم به یه بعد دیگه تبعیدت میکنم
بیست بوی : خیلی خب بابا غلط کردم
- بیاین بریم بالا
ویلا خیلی متروکه و قدیمی بود پله های زیادی داشت و
همین
طور اتاق های زیادی و کف تمام ویلا پارکت بود همن طور کف پله ها
از پله ها بالا میریم و کمی در طبقه بالا دنبال سیگنال میگردیم
- خیلی خب سایبرگ تو برو کنار سفیینه و اونو اماده کن
سایبرگ : برای چی ؟
- می خوام اگه همه اینا زیر سر یه نفر که زیادی حوس بازی کرده بود باشه بدون اتلاف وقت
بتونیم برگردیم و ریون میتونی یکی تو طبقات پایین بگردی ببینی درباره این ویلا چه اطلاعاتی
می تونی پیدا کنی ؟
سایبرگ: باشه
ریون : برای منم فرقی نمی کنه
موندیم بیست بوی و استارفایر و من
بعد هم دوباره به کارمون ادامه دادیم
بیست بو : واییییی خدا خیلی گشنمهههههه
بعد میره سراغ یخچال و یه سیب و یه لیوان اب بررمیداره
سیب رو با یه حرکت می خوره و لیوان رو پشت سرش قایم کرد و اومد سمت من
بیست بوی : هی راب ... اگه گفتی اون چیه که بدنش قرمز رنگه و موهاش یاه و خیسه ؟
و بعد لیوان رو روی سر و صورتم خالی کرد
بیست بوی : پروداکشن رابین البته ورژن خیسش با افتخار تقدیم می کند
- بیست بویییییییییییی!
افتادم دنبالش
-بیشعور نفهم میدونم باهات چی کار کنم رنگ رو به قرمز میکنم اگه مردی وایسا
تمام خونه رو افتادم دنبالش اخر رفت داخل یه اتاق و در و بست
رفتم دم در و تا خواستم در  باز کنم از لای در گفت : هوی تا تو دستشویی هم می خوای دنبالم بیای
بی نکازت
و در و بست تازه فهمیدم جایی که داخلش رفته دستشویی یه لگد به در زدم و رفتم پیش
استارفایر که داشت از خنده روده بر میشد و همزمان گفتم
-در ضمن اون بی نزاکته بی سواد
همون لحظه سایبرگ و ریون اومدن بالا پیش ما
سایبرگ (نفس نفس زنان ) : بچه ها ... متور ... سر... جاش ... نیست !!!!!!
- چییییی؟ اخه متور به اون گندگی چه طور غیبش زده ؟؟؟
سایبرگ : نیم دونم رفتم تا سفینه رو اماده کنم که دیدم روشن نمیشه
نگو متور رو دزدیده بودن
ریون : منم چیز های زیادی دستگیرم نشد در واقع هیچ چیزی دستگیرم نشد
همش درباره چیز هایی بود که تابلو بودن مثل اینکه کف این جا پارکته و اینا و تنها چیز جدید این بود
که اینجا 42 تا اتاق داره !!!
بیست بوی از تو دستشویی در اومد یه تو سری بهش زدم
- این به اون در
بیست بوی :  باشه بابا دیگه با موهای تو شوخی نمی کنم ولی نه خداییی 42 اتاققققققق
ریون : اره و اینکه این ویلا مال یه خانواده پول دار بوده که به شیوه عجیبی همه شون از بین رفتن
یا بخوام ساده بگم ...... مردن
رابطم رو در اوردم و سیگنال رو چک کردم
- بچه ها سیگنا هم قطع شده و  انتن هم نمیده و ما هم مایل ها با جام سیتی فاصله داریم
استارفایر : یعنی باید اینجا بمونیم ؟
- چاره دیگه ای نداریم  ولی من حس خوبی نسبت به این ماجرا ندارم هر کسی که بازیش گرفته بهتره هر چه زود تر بازی رو تمام کنه 
سایبرگ : اره سفینه که خرابه و ارتباط ما با دنیای بیرون قطع شده و راه هم بلد نیستیم و یکی هم که ادم گیر اورده
- خیلی خب برای امروز کافیه هر کسی اتاق خودش رو انتخاب کنه و وسایلش رو بزاره داخلش
نا سلامتی 5 نفریم با 42 تا اتاق
همه رفتیم سمت سفینه تا وسایلمون رو با خودمون بیاریم ولی من نسبت به این ماجرا حس خیلی بدی داشتم حس خیلی بد و عحیب احساس میکنم حتی دیوار ها هم دارن بهم خیره میشن احساس میکنم .. احساس میکنم غیر از ما یه نفر دیگه هم توی این خونه هست  اونم نه یه فرد معمولی و هر کی هست احساس میکنم اصلا شوخی نداره ...

خب نظرتون درباره این قسمت هم بهم بگید از قسمت بعد یکی حال و هوای ترسناک میگیره
یعنی امیدوارم بگیره 11





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 اسفند 1395 10:34 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30