داستان *در پشت سایه ها*/6

یکشنبه 15 اسفند 1395 03:55 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
خب قسمت بعدی قراره قسمت اخر باشه ... میگم تعداد قسمت ها کم بود؟ ...
اگه کمه که زیادش کنم
رد ایکس میره به مخفی گاه اسلید :
رد ایکس : پس چی شد ؟ مگه نگفتی که نابودش میکنی اون هنوز زندس !
اسلید : درسته ... من گفتم نابودش میکنم ولی تو نگفتی چرا ...
رد ایکس : گفتم که به تو مربوط نیست
اسلید : پس کار منم به تو مربوط نیست ... اگه تو نمی تونی به من اعتماد کنی
پس چرا من باید بکنم ؟
رد ایکس : هه .. اعتماد درباره چی حرف میزنی من که شریک جرم تو نیستم
من خودم با یه نفر دیگه کار میکنم ... از همون اول مشخص بود که نمیشه به توی صورت اهنی
اعتماد کرد ... من که رفتیم
به سمت در خروج میره ولی ربات ها جلوی در رو میگیرن
اسلید : کجا با این عجله ... بودی حالا ... اگه می خوای من اون کار رو برات انجام بدم باید
یه چیزی رو به من بدی ...
رد ایکس : چی ؟
اسلید : اون کمربند ... تو کار با اون رو خوب بلدی ولی من اون رو می خوام ... در این صورت ...
می تونی رابین رو مرده فرض کنی !
رد ایکس : چی !؟ عمرا...
اسلید : خب پس اگه اینطوره به زور ازت میگیرمش
...

در برج تیتان ها


بیست بوی و ریون در حال شطرنج بازی کردن بود ( چه کسایی ! )
سایبرگ و استارفایر درحال درست کردن یه ساندویچ چند طبقه و
رابین داخل اتاقش تنها بود و داشت به اتفاقی که چند وقت پیش براش افتاده بود فکر میکرد
-اخه چه طور ممکنه ... خیلی عجیب بود ... اصلا .. اخه ... مطمعا هستم که همه
اینا زیر سر اسلید هستش ولی پس کی منو نجات داد ؟
همون لحظه ریون می یاد داخل اتاق
- همه چی مرتبه ؟
- سر در نمی یارم که اگه اون کار تو نبوده پس کی منو نجات داده با عقل جور در نمی یاد
راستی تو اینجا چی کار میکنی فک کردم داری با بیست بوی شطرنج بازی میکنی
- 4 تا مهره بیشتر براش نمونده بود !! به هر حال زیاد خودت رو درگیر نکن
- خیلی خب... حق با توعه
بعد هم ریون میره بیرون 10 دقیقه بعد از رفتن ریون رابط رابین زنگ می خوره اسلید بود !
- رابین ... خیلی وقته  هم دیگه رو ندیدیم
- حالا که دیدیم ... هر چند در حالت عادی هم بوی گند تو رو همه جا حس می کنم
- پسرک گستاخ ... اگه می خوای این دو نفر رو بازم ببینید تو و اون شازده کوچولو
باید بیاین مخفی گاه من ... تنها ...
رابط خودش رو سمت بلک فایر و رد ایکس گرفت که دست پاهاشون رو به دیوار با 
زنجیر بسته بود
- دیر نکنی
و بعد قطع کرد
از زبان رابین :
سریع رفتم پیش استار فایر داخل پذیرایی کشوندمش یه گوشه و جریان رو براش
تعریف کردم ... به بقیه گفتیم که باید بریم بیرون ... بعد با هم به سمت مخفی گاه اسلید رفتیم
...
خب میدونم نسبتا کوتاه بود ولی خب درس دارم
نظرتون رو درباره این قسمت هم بهم بگید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 15 اسفند 1395 07:41 ب.ظ