پست ماندگار...

دوشنبه 31 خرداد 1395 12:11 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨
سلام به همه
من زاتانا مدیر وب هستم!
این وبلاگ برای هواداران
تیتان های نوجوان،
تیتان ها به پیش،
لیگ عدالت
و
 عدالت جویان جوانه! 

جدید: از این به بعد از مارول هم آپ میشه!


من و نویسنده هام سعی میکنیم بهترین مطالب و اخبار رو بذاریم!
اینجا از عکس تا نقد و اخبار درباره قهرمانان گذاشته میشه!


خب حالا بریم سر قوانین وبلاگ!
1- وبلاگ هر روز آپ میشه،پس زود زود سر بزن!
2- حتما نظر بدید و انتقادهاتون هم میپذریم!
3- کپی ممنوع و اگه کپی کردی ذکر منبع رو بذار تو وبت!
4- با تبادل لینک هم موافقم!
5- تو نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید!
خب اینم از قوانین حتما بهش عمل کنید!
ولی اگه عمل نکردید...


 رد هود آماده هست تا با یه گوله خلاصت کنه!

دکمه های وب:












در ضمن کسایی که میخوان نویسنده بشن باید تو میهن بلاگ عضو باشن و میتونن برای درخواست و دونستن شرایط به ایمیل زیر پیام بدن!
zatanna.teen.titans@gmail.com


امیدوارم از وبلاگ لذت ببرید!
بدرود(:



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 شهریور 1396 02:30 ب.ظ

تیتان های نوجوان قسمت دو فصل یک

شنبه 29 مهر 1396 09:36 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Starfire

چند هفتس پست نذاشتم؟

بچه ها یه موضوعی هست که باید یکی کمکم کنه

هکککک شدم 

نام کاربری و رمز عبور و ایمیلم هک شده

راهی هست که بتونم از هکی در بیام؟





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 مهر 1396 09:42 ب.ظ

فت ارت لیدی لگز:|

شنبه 29 مهر 1396 03:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ❦ ℬℒℴℴd ℊiℛℓ❦
همون ریون:|
تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نظر بده:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 مهر 1396 03:04 ب.ظ

چندتا عکس باحال از بت فمیلی

جمعه 28 مهر 1396 10:27 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: عکس ?
کلارفتم تو فاز بت فمیلی . خب اینم چندتا عکس باحال(که امیدوارم تکراری نباشن)
اِه . بچه ها دعوا نکنین . دیمین تیمو ول کن . جیسون اینقد دیکو اذیت نکن خودم برات یه ماشین میخرم

دیک که سکته کرد . تیم هم الان سکته میکنه .دیمین هم فعلا در حال ترسیدنه. چه عجب ترس رو تو صورت جیسون دیدیم. بروس هم که...

قربون همشون برم . چقدر خوشتیپن
واسه منم قصه بگین . تیم یکم برو اونور دیمین هم جا بشه

خخخخ جیسون داره یواشکی میخوره . آخی بیچاره بتمن. آلفرد برو به بتمنم تعارف کن. زشته . هوس کرده

بیچاره جیسون آخرین نفره. دیمین خجالت نمیکشی میری پشت دیک . بیا پایین بچه . کمر عشقم شکست
چیه ؟ منتظری کمرش بشکنه بعد نظر بدی؟
من میرم دیمینو بیارم پایین . تا برمیگردم باید نظر بدی ها !



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 28 مهر 1396 10:43 ق.ظ

عکس از زوج راب زی

پنجشنبه 27 مهر 1396 05:46 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: عکس ?
واسم مهم نیست اسم زوجشون چیه . من بهشون میگم راب زی
خب و اینم چند تا عکس از دومین زوج مورد علاقم





خودم عاشق دوتا آخری هام
آیا میدانید این عکس هارا به زور پیدا کردم
حالا که میدانید پس بنظرید یکم خوشحال شم
بنظظظرررر



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 مهر 1396 05:52 ب.ظ

داستان "تیتان ها و مدرسه" . قسمت دوم : صبحانه مهم!

پنجشنبه 27 مهر 1396 10:47 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: داستان ? طنز ?
بله . پنجشنبه شد و قسمت دوم داستان هم اومد .
ممکنه بعضی ها بگین که خیلی قسمت هام کوتاهه . ولی نمیتونم بیش تر بنویسم.
وگرنه قسمت بندی هام به هم میخوره . در هر حال اگه کوتاهه به بزرگی خودتون ببخشید.
ضمنا گفته باشم قصدم توهین به هیچ شخصیتی نیست و همشون شوخین
خب دیگه حرف زدن بسه . بدو بیا ادامه.........

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 مهر 1396 10:54 ق.ظ

راز بلک فایر و مردم تاماران

پنجشنبه 27 مهر 1396 10:22 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: عکس ?
راستش یه سوال هست که خیلی فکرمو مشغول کرده. اونم اینه :
همونطور که میدونید اینا مردم سیاره استارفایرن
همونطور که تو عکس پیداست ، میبینیم که رنگ چشم ، مو ، پوست ، لباس و...
همه چی شون مثل همدیگس
اونوقت سوال من اینه که اگه بلک فایر ، خواهر استارفایره و اهل تامارانه،
چرا با همشون فرق داره
نتیجه : ممکن است که بلک فایر تامارانی نباشد

تازه یه سوال دیگه هم دارم : تامارانی ها از طریق بوسه هر زبونی رو یاد میگیرن
بلک فایر کی رو بوسیده که تونسته به زبون زمینیا حرف بزنه؟
تازه وقتی استارفایر رفته بود تاماران برای ازدواج، بلک فایر که سخنرانی میکرد ، انگلیسی حرف میزد در حالی که باید به زبون تامارانی ها حرف میزد. نکته جالب اینه که همه هم حرفاشو میفهمیدن یعنی همه تامارانی ها اومدن زمین و یکی رو بوسیدن؟؟؟!!!!

کلا مخم هنگید از دست این تامارانی ها . شما هم منو نیگا نکن بیا نظر بده . یه همچین کشف مهمی کردم نمیخوای نظر بدی؟
من برم بازم بکشفم . شما هم بنظر



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 مهر 1396 10:40 ق.ظ

کمیک اینجاستیس "1" 2013 (جلد1)

چهارشنبه 26 مهر 1396 01:43 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ⚡Spoiler⚡
موضوع: عکس ? کمیک ?




کپی بدون ذکر منبع به دور از رفتار انسان هاست









متاسفانه ترجمه نشده














برین ادامه مطلب



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 مهر 1396 05:10 ب.ظ

تیتان ها به پیش به سبک پک من

سه شنبه 25 مهر 1396 02:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: عکس ?

الان استارفایر همشونو میخوره ....... فرارررررررررررررررررررر

خداییش به شباهت اینا و ریون توجه کرده بودین؟
چه کرده بودی چه نکرده بودی باید نظر بدی . حالا بنظر وگرنه میگم استار بخورتت ها !



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 مهر 1396 02:42 ب.ظ

سایبرگ و بیست بوی به سبک بتمن و جوکر

سه شنبه 25 مهر 1396 02:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: عکس ? طنز ?
خدایا اینا چی بود آفریدی؟
اوه اوه بتمن افتاده دنبالم . میخواد منو بکشه . فک کنم بهش برخورده .
من در برم تا منو نگرفته . شما هم منتظر چی هستی ؟ اینکه بتمن منو بکشه بعد نظر بدی ؟
جون من یه نظر بده والا



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 مهر 1396 02:18 ب.ظ

راپنزل به سبک واندر ومن

یکشنبه 23 مهر 1396 09:02 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ❦ ℬℒℴℴd ℊiℛℓ❦
تصویر مرتبط


نظر بده:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 23 مهر 1396 09:02 ب.ظ

داستان

یکشنبه 23 مهر 1396 06:30 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
(چندشب بعد)
کاساندرا روی یکی از پشت بوم های بلند شهر بود و داشت تو ذهنش میگفت:اون کی بود وقتی دیدمش یاد خودم افتادم نمیتونم از سرم بیرونش کنم.
(داشت با خودش فکر میکرد که یک مرد چاق رو دید که داشت دنبال یک زن جوان میرفت و یک دفعه اون پسر رو هم دید رفت دنبالشون )
پسر:اونو ولش کن بره.
مرد:تو چی میگی بچه
(زن فرار کرد)
مرد:تو باعث شدی اون فرار کنه باید تقاصش رو پس بدی.
پسر:بیا جلو
(بعد از چند دقیقه اون پسر افتاد زمین )
مرد:خودت خواستی 
بلک بت:اونو که کن بره خپل 
مرد:تو چی میگی دختر کوچولو
بلک بت:مبارزه ثابت میکنه کی کوچولو هست و کی خپل
(بعد از چند دقیقه بلک بت مردچاق رو ناک اوت کرد؛و بعد صدای آژیر پلیس اومد و بلک بت اون پسر رو برداشت و به کوچه ی خلوتی برد. )
بلک بت:تو کی هستی؟؟
پسر:تو بلک بت معاون فعلیه بتمن هستی.
بلک بت:تو از کجا میدونی؟؟
پسر:بر عکس مبارزم عقلم خوب کار میکنه.
بلک بت:اسمم کاساندرا کین هست راستی تو کی هستی باهوش؟؟
پسر:استیو اندرسون پسر بیل اندرسون
کاساندرا:اندرسون آشناست؟؟!
استیو:یکی از بهترین دکتر های آمریکا که شیمی دان و فیزیک دان بود ولی بدترین پدر دنیا.
کاساندرا:بدترین پدر دنیا؟؟!!
استیو:نمیخوام در موردش حرف بزنم.
کاساندرا:کجا پیدات کنم؟؟
استیو:فردا شب همین جا
کاساندرا:باشه.
(خب بچه ها اینجا رو بزارین کنار و بریم اون طرفه داستان یعنی استیو )
(تولد استیو هست(13 سالگی ) و استیو در حال آرزو کردم هست )
استیو:خدایا میشه پدرم بهم اهمیت بده
جری(دوست صمیمیه استیو در دوران بچگی هست ):چه آرزویی کردی؟
استیو:نمیخوام در موردش حرف بزنم.
جری:همون آرزوی...
استیو:گفتم نمیخوام در موردش حرف بزنم.
جری:حالا ول کن این حرفا رو بریم سراغ جشن.
استیو:جشن،جشن وقعی برای من وقتیه که اون بهم اهمیت بده.
جری:راستی تو مسابقات علمی کشور شرکت میکنی؟؟
استیو:اگه باعث یک درصد جلب توجه بشه آره.
جری:بریم دیگه داره سراغ کیک.
استیو:خپل 
جری:پرو 
(چند ساعت بعد، دکتر اندرسون به خونه میاد )
دکتر اندرسون:چرا اینجا اینقدر کثیفه؟؟،باید بگم به جانت  بیاد اینجا رو تمیز کنه.
استیو:کاش اینقدر که به خونه اهمیت میدی به منم اهمیت بدی.
دکتر اندرسون:نگفتی چرا اینجا اینقدر کثیفه؟؟
استیو:13 ساله شدم.
دکتر اندرسون:اعه نمیدونستم ممنون که منو مطلع کردی.
استیو:بس کن من پسران نه دشمنت.
(دکتر اندرسون رفت طبقه بالا)
***************************
خب دیگه بالاخره فرصت پیدا کردم بزارمش مدرسس دیگه نمیشه آدم آنلاین بشه لطفا نظر بدین مرسی.
***************************




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 مهر 1396 09:18 ب.ظ

چندتا فن آرت از بت فمیلی

یکشنبه 23 مهر 1396 02:25 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: عکس ?
خب  از بت فمیلی درخواست داشتیم . فقط امیدوارم عکسا تکراری نباشن






خب قشنگ بودن ؟ اگه قشنگ بودن نظر بده . اگرم قشنگ نبودن یه بار دیگه به عکسا نگاه کن متوجه میشی که قشنگن اونوقت بیا نظر بده . اگرم کلا قشنگ نیستن نظر بده . کلا بنظظظظظظظظظظظظظظظررررررررررررر



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 23 مهر 1396 02:45 ب.ظ

نینجا

شنبه 22 مهر 1396 01:53 ب.ظ

نویسنده این مطلب: shazam
(بلک بت در حال تمرین توی غار بتمن)
بتمن:چطوری؟؟
بلک بت:خوبم برای چی حالمو میپرسی؟؟
بتمن:چیه بهم نمیاد؟؟
بلک بت:یعنی میاد
بتمن:خواستم یک جوری سرصحبت رو باز کنم.
بلک بت:خب چه صحبتی؟؟
بتمن:تو نمیخوای عضو گروهی بشی؟؟
بلک بت:نه
بتمن:خب اگه گروه بزنی چی؟؟
بلک بت:خودتی بتمن!!؛من رفتم بیرون
(کاساندرا داشت از بالای پشت بوم پایین رو نگاه میکرد که یک پسر نوجوون مشکوک رو دید کنجکاو شد و رفت تا یک نگاهی بندازه... )
پسر:تو کی هستی؟؟
بلک بت:از سرو رختت نمیومد زرنگ باشی.
پسر:پرسیدم کی هستی؟؟
بلک بت:تو کی هستی؟؟
پسر: به تو ربطی نداره.
(و بعد به بلک بت حمله ور شد اما بعد از چند ثانیه بلک بت خلع صلاحش کرد و ماسکش رو برداشت ولی...)
کاساندرا:اینجا کجاست؟؟
آلفرد:خونه هست خانم شما توی اتاقتون هستید. )
کاساندرا:چی شد؟؟
آلفرد: ارباب وین شما رو توی یک کوچه تاریک با استفاده از ردیابتون پیدا کرد.
کاساندرا:ردیاب؟؟!!
آلفرد:بله
(چند ساعت بعد )
کاساندرا توی ذهنش میگفت:اون کی بود وقتی چشماشو دیدم یاد خودم افتادم!!
*****************************************************************
خب لطفا نظر بدین و ایده و نقد ممنون مرسی خدافظ.

       
     
                            ...امیدوارم خوشتون اومده باشه...




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 مهر 1396 09:36 ب.ظ

داستان "تیتان ها و مدرسه" . قسمت اول : ای وای مدرسه!

جمعه 21 مهر 1396 04:24 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: طنز ? داستان ?
خب سیلورشدو جان اجازه را صادر کردند و با اینکه تعداد نظرات
به 15 تا نرسید ، ولی بخاطر همون چند نفری هم که نظر داده بودن
شروع کردم به نوشتن داستان . هر هفته ،پنجشنبه یا جمعه
 یک قسمت رو میذارم . امروزم فعلا قسمت اول رو نوشتم .
زیاد جالب نیست ولی جلو تر که بره خنده دار تر و جالب تر میشه
و ..... هیچی اینم قسمت اول : بیا ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 21 مهر 1396 04:54 ب.ظ

عکس از زوج رابستار /2/

جمعه 21 مهر 1396 03:10 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Levin
موضوع: عکس ?
و بازم عکس از زوج رابستار بخاطر زاتانا جون





خب چطور بود خوشتون اومد ؟
زاتانا جون شما هم خوشت اومد؟
یه نظر بدین حالا



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 21 مهر 1396 03:15 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 207 1 2 3 4 5 6 7 ...