تبلیغات
@---------------> We Love Teen Titans(DC-MAVEL)
!!!teentitans go

پســت ثـابــت

چهارشنبه 21 آذر 1397 07:10 ق.ظ

نویسنده این مطلب: NIGHTWING





سلام! 

به وب WE LOVE TEEN TITANS خوش آمدید! 

من مدیر وب Nightwing هستم

اینجا مکانیه برای مارول فن‌ها و دی سی فن‌ها 

بخصوص دوستداران تین تایتانز! 

اینجا قراره همه نوع پستی بزاریم

عکس،مقاله،نقد،بیوگرافی و...

قوانین:


اینم از این!

فقط لازمه این 3تا قانون ساده رو رعایت کنید

اونوقت همه باهم اوقات خوشی رو کنار هم میگذرونیم :)

لوگوی وبلاگ:


نویسنده هم می‌پذیریم

شرایط نویسندگی:

1_با نویسنده‌های دیگ کنار بیاد

و هرج و مرج ایجاد نکنه

2_اطلاعاتش درمورد دی سی یا مارول حداقل 50% باشه

3_قوانین نویسندگی رو رعایت کنه(بعدا اضافه خواهد شد) 

دکمه های وب:



بای:)




comment : comment comment
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 شهریور 1398 02:35 ب.ظ

استار فایر فن ارت

شنبه 16 شهریور 1398 03:54 ب.ظ

نویسنده این مطلب: BLÀ€K QÜ££Ñ
ببینید و بنظرید°^°





·—·

پایان



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1398 03:58 ب.ظ

نظرسنجی

جمعه 15 شهریور 1398 09:37 ب.ظ

نویسنده این مطلب: BLÀ€K QÜ££Ñ
موضوع: عکس * فن آرت * فن آرت *
سلام^^
نظرسنجی اوردم^-^

کدوم بهتره؟

1_بتمن

2_سوپرمن

3_جوکر

پایان^^
حتما نظرتونو بدید چون برام مهمه^°^
بای بای^^



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 15 شهریور 1398 09:41 ب.ظ

تریلر فصل دوم سریال تایتانز+پوستر

پنجشنبه 7 شهریور 1398 11:01 ق.ظ

نویسنده این مطلب: NIGHTWING

و خداوند گفت هرکس این سریال را نبیند نصف عمرش بر فناست

سوره تایتانز ایه ۱۲/:

برای دیدن تریلر رو پوستر بزنید

دث استروک کبیر هم حضور داره/:

نظر یادتون نره




comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 شهریور 1398 11:10 ق.ظ

اطلاعیه

پنجشنبه 7 شهریور 1398 10:54 ق.ظ

نویسنده این مطلب: NIGHTWING

سلام/:

گفتم فعلا تا آخر تابستون باشم بعد لش ببرم/:

و نویسندگان این رو بدانند ک اگ پست نزارن وبو پاک میکنم/:

شوخیم ندارم از صبح تا شب علافن تو چتروم /:

اگرم نویسندگی رو دوست ندارین بگین خب من انقدر حرص نخورم

چرا نویسندهام گشادن/:

عاره دیگ همین/:

و این را بدانید حتی موقعی هم ک برم از سایه ها مواظبتونم

و هر لحظه دست از پا خطا کنید وبو پاک میکنم/:

بلی /:

آها چیز فقطم عکس نزارین یزره متنوع باشین/:

بای



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 شهریور 1398 11:13 ق.ظ

HBD!

یکشنبه 20 مرداد 1398 10:23 ق.ظ

نویسنده این مطلب: cleokara poirot
موضوع: عکس * متفرقه * اخبار * مناسبت ها *
سلام
امروز تولد ی سادیسمی ادمکش گیمر اوتاکو کی پاپر دی سی فنهههههه
و اون کسی نیست جززززززززز
رزززززهاااااممممم
تولدت مبارک^.^

Image result for batfamily birthday
Image result for batfamily birthday
پرواز ت اسمون رویاها و فرود ت فرودگاه موفقیت برات ارزو میکنم❤



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 مرداد 1398 10:30 ق.ظ

چه خاکی سرمون بریزیم:/؟

شنبه 19 مرداد 1398 01:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: renown №♫♩کریزی_ساما♩♫
بچه ها لطفا همتون بخونید و نظرتونو بگید
حالا که نایت رفت چیکار کنیم؟
چجوری برش گردونیم؟
یا اگه برنگشتTT.TT
وبو کی اداره کنه؟
معلومه!نایت باید برگرده!
اما زی لطفا این پستو بخون تو باید دوباره مدیر شی تا وب از بین نره
یا اگه تو مدیر نمیشی.اگه نایت برنمیگرده.ما چیکار باید بکنیم؟
وبو به کی بسپریم؟
لطفا شما هم نظزتونو بگید بچه ها
مرسی




comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 مرداد 1398 01:08 ب.ظ

خداحافظ

دوشنبه 14 مرداد 1398 11:28 ب.ظ

نویسنده این مطلب: NIGHTWING

سلام.

ی چند وقت درگیر بودم نتونستم بیام وب

قضیه اینه ک

دارم از وب میرم

احتمالا برا همیشه

دلیلش مهم نیست

از اونجا ک گشادم حسش نیس وبو بپاکم/:

خودتون ی وب بسازین رو پست ثابت لینک بزارید


در واقع دلشو ندارم بپاکم...

خلاصه این ک

اصلا از این ک اینجا بودم ناراضی نیستم

بهترین لحظاتمو اینجا داشتم

اگ بد بودم ممنون ک تحملم کردین

هیچوقت شماها رو فراموش نمیکنم

امیدوارم شماهم منو فراموش نکنین

مراقب هم دیگ باشین

کارای احمقانه نکنین

بدونین زندگی هرچقدر هم سخت باشه

هرچقدر هم زجرآور باشه

همیشه امیدی هست.

حتی اگر خیلی کوچیک باشه

آدم فقط یکبار زندگی می‌کنه پس بهترین استفاده رو ازش ببرین
 
اینو ب عنوان آخرین نصیحت من تو ذهنتون نگه دارین

دیگ سرتونو درد نیارم...


از همتون ممنونم بخاطر تمام لحظاتی ک باهم داشتیم

خداحافظ :)










comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 14 مرداد 1398 11:46 ب.ظ

فن عارت ددپول

دوشنبه 31 تیر 1398 11:11 ق.ظ

نویسنده این مطلب: cleokara poirot
موضوع: عکس * فن آرت *
*غرغر کرده و پست را پست میکند*
سلام:|
من زندم:|
خ گشادیم میاد پست بزارم ولی مجبورم تا حذف نشم:|

و اما عکسی که قلب من را ب درد اورد:|
نه که غمگین باشه ها!
یعنی...
خودتون ببینید:///
فندوم من چه کنم از دستت..



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 31 تیر 1398 11:17 ق.ظ

پوستر منتشر شده از سریال تایتان!

سه شنبه 25 تیر 1398 10:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: NIGHTWING
 
بعد مدت‌ها انتظار خبری از فصل ۲ اومد:/


هیچی دیگه ریدن ب قیافه دیک://

نظر یادتون نره بای//:



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 تیر 1398 10:07 ب.ظ

معرفی شخصیت روح سوار (GHOST RIDER)

دوشنبه 24 تیر 1398 06:25 ب.ظ

نویسنده این مطلب: HEISENBERG
سلام با یه پسته دیه امدم:/


نام:روح انتقام انسانی که در جسم اوست جانی بلیز (که به ترکیب هر دوتا میگن روح سوار)


لقب: روح سوار


کمیک:مارول(MARVEL)


قدرت ها :قدرت مافوق بشری بی حد حصر ، زنجیر جهنمی،موتور حهنمی،جابجایی در بین دنیا ها، نگاه رستاخیزی،پرتاب و شعله ور کردن اتش،ضد گرما،ضد اتیش،ضد گلوله،ضد مذاب،چابکی و رفلکس و توان فوق بشری، متخصص در مبارزات رو در رو ، به هروسیله ای دست بزنه میتونه اون وسیلرو شیطانی کنه (البته اگه خودش بخواد)، ظاهر کردن موتور در هر مکانی، نامیرایی


معروف ترین کمیک/کمیک ها:خودتون تو گوگل بتویسید ۱۰ کمیک برتر گوست رایدر واستون میاره(گشادم میدونم لازم نیست بگین:/)


هم دستان:ددپول،ساتانا،دایمون هل استورم،زاراثوس،فنتوم رایدر،جک او لنترن(در بعضی از کمیک ها با بقیه هم دیده شده است مثل ولورین)


فیلم/سریال/انمیشن/:گوست رایدر۱(فیلم)، گوست رایدر۲(فیلم)،ماموران شیلد(سریال)


فکت و دانستنی:هالک به شدت از او میترسد،دکتر استرنج در یک مبارزه با روح سوار شکست خورد و مرد،او نامیراست در یکی از کمیک ها جمجه اش شکسته و خورد شد اما او به سرعت یه سر دیگر در اور (اشاره به اونایی که میگن نامیرا نیست:/)، نگاه رستاخیزی او بر روی ددپول اثر ندارد!!!!!!(با همین نگاه رستاخیزی پدر همرو در میاره دکتر استرنج هم همینطوری مرد!!) بازم هست فک کنم ولی من انگار نمیدونم


توضیحات بیشتر:در واقع روح سوار ترکیب یه انسان و روح انتقام و شیطانی(زاراثوس) میگن که تا حالا میزبان های زیادی داشته ولی از همه معروف تر جانی بلیز که اولین میزبانش هم بود واسه همین همه جا جانیو معرفی میکنن داستانشم  خودتون سرچ بزنید میاره (#گشاد) اینم بگم که جزو قویترین شخصیت های ماروله چون هم با روح ادم کار داره هم با شیطانا معمولا میجنگه که کمتر شخصیت هست که روحشو تقویت کنه حتی دکتر استرنج هم با اون جادو شمبلش از نگاهش شکست خورد و روحشو باخت که نشون میده هم قدرت هاش  هم خودش حرفی برای گفتن دارن  و تمااااااااام


منبع:سایته اسپایدی پست ۱۰۰ قهرمان برتر مارول قسمت چهار ،سایت اسپایدی پسته معرفی گوست رایدر ها، ویکی پدیا،خودم



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 تیر 1398 07:37 ب.ظ

جوکر

یکشنبه 23 تیر 1398 02:20 ب.ظ

نویسنده این مطلب: BLÀ€K QÜ££Ñ
موضوع: عکس *
سلام^^
من پس از روزها اومدم^^
عکس از جوکر .-.






یا خدا._.





comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 23 تیر 1398 02:25 ب.ظ

داستان : خداوندگار نقره ای#2

شنبه 22 تیر 1398 07:41 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Angel_of_ death
موضوع: داستان : خداوندگار نقره ای * داستان * متفرقه *
خداوندگار نقره ای

فصل1:بدترین روز سال                           قسمت 2:کاراکینگ

-سلام من کارا کینگم 18 ساله از پترادا  (شهر گرگینه ها )من یک گرگینم
وقتی 6سالم بود خانوادمو از دست دادم و یخورده بعد با یه جادوگر قدرتمند اشنا شدم و اون منو به فرزند خوندگی گرفت .خانواده من توی حمله جادوگرها مردند ... مادرم منو در اغوش گرفته بودو گریه میکرد، سره جدا شده ی بابا داشت روی زمین قل میخورد، یکی از ساحره های فرقه امد داخل خونه ،خندید و یه ورد خوند.
_تتتقققق
سر مامان ترکید...
اون موقع من هیچ حسی نداشتم ،خالی بودم،پوچ...اما یکم بعد یچیزی جرقه زد یچیزی اتفاق افتاد من ناراحت نبودم اما .... نفرت...خشم..انتقام...تنها چیزایی بودن که که تنفس میکردم .تنها چیزهایی که سعی میکنم بخواطرش قوی و قوی تر بشم تنها چیز هایی که  بخواطرش زندگی میکنم...از اون حادثه جون سالم بدر بردم الانم دارم سعی میکنم تبدیل به یه شوالیه بشم تا با استفاده از این مقام فرقه خون ساحره رو نابود کنم.
سر تک تکشون میبرم نه البته سر بعضیاشونو منفجر میکنممجبورشون میکنم زنده زنده همو بخورن...
بگذریم در حال حاظر من تو جوخه اموزشی همراه خاهرای ناتنیم زندگی می کنم امروز یه کوعست 14 روزه برای 3 روز دیگه اعلام شد الانم داریم میریم پیش اوکاسانم تا بما کمک کنه که چجوری این کوعستو پشت سر بزاریم اخه میدونید اوکاسان جزو یکی از قدرتمند ترین جادوگراست.

***
خواهران گینگ پشت در رستوران کافه
ایفتینیتی مجیک(جادوی ابدی):

رزهام: خب کی قراره اولین بشقابو به جون بخره؟ |:

نگاه های رن و رز به کارا دوخته میشود...

کارا: هان؟؟ مثلا شما بزرگترید بعد من اولین بشقابو به جون بخرم؟ :|

رن: دقیقا باید مستقل شی |:

رزهام در را باز کرده و رنون کارا را به داخل کافه پرت میکند|:

3ثانیه سکوت و سپس بشقاب اول به شمت کارا پرت مییشود
کارا جاخالی میدهد اما فنجان دوم دقیقا به شقیقه ی وی برخورد کرده و وی دار فانی را وداع ...چیز بیهوش گردید

زاتانا تازارای کبیر: سلام اردکا|:

رن و رز: کوعک.__.

ادامه دارد....

|: عا نظرتون راجب این قسمت چیه؟





comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 تیر 1398 08:06 ب.ظ

داستان شهر گناهان:قسمت صفر

شنبه 22 تیر 1398 01:59 ب.ظ

نویسنده این مطلب: NIGHTWING
 برین ادامه:/نظر هم بدین:/

ادامه مطلب

comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 تیر 1398 02:01 ب.ظ

فن آرت اسپایدر من

شنبه 22 تیر 1398 12:57 ب.ظ

نویسنده این مطلب: renown №♫♩کریزی_ساما♩♫
بَسیار بَسیار زیبا:/

نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏

نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏

نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏


نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏

بح بح:/

نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏

الان با کله میوفتی بهت میگم:/

نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏

نتیجه تصویری برای ‪spider man fanart‬‏

همن:/
نظر نشه فراموش لامپ اضافه خاموش:/



comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 تیر 1398 01:06 ب.ظ

داستان : خداوندگار نقره ای#1

شنبه 22 تیر 1398 03:46 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Angel_of_ death
موضوع: فان * داستان * متفرقه *
|: یه داستان ربطی البته به دیسی نداره البته چون شخصیتای بچه ها توش بودن گفتم اینجا بزارمش|:

امیدوارم لذب ببرید نظرتونم بگید درباره داستان|: بوس بوس

"خداوندگار نقره ای"
فصل اول :  بدترین روز سال                                                              قسمت 1 سادیسم ها

_من سرجوخه سوم شوالیه ترنر هستم .مسعول تایین صلاحیت شما برای تایین کلاستون از همه شرکت کننده ها میخوام تیمای چند نفری تشکیل بدند و تمام توانشونو روی این سنجش بزارند کوءست از 3روز دیگه شروع میشه.

رنون: نه نه نه فک میکردم این فقط یه اردوی تفریحیه نهههههههه

کارا: فک کردی فقط خودت سادیسم داری؟|:

رنون : حرف نزن بجاش دنبال یه هم تیمی بگرد >:-|

کارا:  ._____. (نگاه معصومانه و مظلومانه)
 
رزهام:سلام بچه ها باز این چی زرزر میکرد خوشال بود|:  ؟

رن: سلام بست فرند:|

کارا : کوعست 14 روزه داریم. سنجش  کلاس .___.

رز: تا قبل از اینکه شوالیه شم فکر میکردم من تنها فرد سادیسمی روی کرهی زمینم

کارا: اره ترنر خیلی سادیسمیه

رز:منظورم رنون بود

کارا: چطور؟

رز: اخه شنلتو با کیک توت فرنگی   عوض کرد|:

رن و رز:  XD

کارا: چیکار کردیییی ؟؟؟؟ ت تت تتو

رز : بی اعصاب ساما وارد میشود|:

رن: به جنبه های مثبتش فک کن رنون کیکه خوشمزه بود|:

رز: راس میگه|:

کارا: اوکاسان منو میکشششهه هیچ میدونید قیمتش چقدر بود؟؟؟ اوکاسان منو میکشه .... ولی قبلش من شما رو میکشم

                                           کارا بدو رن و رز بدو بدو بدو|:

همین زمان صف ارشدا:

اریک (نایت وینگ): هعی باز اینا شروع کردند

اکی :عاامم اوضاع یکم خرابه نمیخواد بریم کمک؟؟

اریک: عادت میکنی|: (و به خوندن ادامه کتاب مشغول میشود)

هلن : دریک شنیدم اونا خاهراتن تو با اونا نسبت خونی داری؟ اخه از یه سال اولی شنیدم کارا گرگینه و رن خوناشامه توام که هیچکدوم پس...؟؟

اریک:راستش وقتی 7 سالم بود اورک ها به سرزمین من حمله کردند خانوادم توی اون جنگ کشته شدند منم مجبور شدم توی یه سیرک عجایب زندگی کنم بعد یه مدت با یه جادوگر خیلی قدرت مند اشنا شدم "زاتانا زاتارا"  اون منو به فرزند خوندگی گرفت همینطور بقیه بچه ها رو ولی هیچکس توی خانواده از سرنوشت و سرگذشت اونیکی اشنا نیست و نمیدونه چطوری با زاتا اشنا شدند


جوخه اموزشی:

رن ورز:  >:-|

کارا :چیه؟ |:

رز: چطور دلت امد با پول رن یه کیک توت فرنگی بخریو با اون شنلتو پس بگیری|:< ادویع بد

کارا: ولی این شما بودید که شنل منو با کیک توتفرنگی عوض کردین|:

رز: بحثو عوض نکن|:

رن : اشکال نداره رز بزار راحت باشه اشکال نداره اگه با پول من شنلشو پس بگیرع:)

رز T---T: خیلی مظلومی خواهری..

رن: ارههه T---T

کارا:  :| ....
رن خب این سه روز چه خاکی بخوریم ؟

کارا: رس ..چیز بریم پیش مامان زی طلسم ملسم بخونه زنده از کوعست بیرون بیایم|:

رز: طلسم ملسم  بخونه این ترنر پخ شه|:

کل جوخه : الهی امیین|:

رن: تی ای(طلسم تشکیل پورتال)پیش به سوی اوکاسان

رزهام: امیدوارم هنوز از دستمون بخواطر شکستن گلدون گل گلیه ناراحت نباشه|-:

                  و هر سه وارد پورتال شدند....

ادامه دارد...






comment : comment نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 تیر 1398 04:32 ق.ظ



تعدادکل صفحات : 19 1 2 3 4 5 6 7 ...